روزهایی مبهم و پیچیده
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا و حلقه اول یارانش در کاخ سفید پس از ۴۰روز جنگ با جمهوری اسلامی به اینجا رسیدند که آتشبس برایشان کارسازتر است و این کار را کردند. حالا و در شرایطی که آتشبس هنوز با اندکی چشمپوشی از برخی رفتارها پابرجاست پرسش این است که رفتار برپایه آتشبس لرزان چگونه و تا چه دورهای اعتبار دارد. در همه روزهای پس از آتشبس اما رهبران و مدیران آمریکا و اسرائیل از یکسو و جمهوری اسلامی با رجزخوانی و برشمردن آنچه خود نشانههای پیروزی میدانند کوشش کرده و میکنند که توپ شکست را به زمین دیگری بیندازند. خبرگزاریهای رسمی ایران با یک راهبرد از بالا نگاشتهشده میگویند نظام جمهوری اسلامی پابرجاست، پس شکست نخورده است.
از سوی دیگر راهبرد رسانههای ایرانی این است که هر روز چند خبر از گسست بیشتر در سیاست داخلی آمریکا و نیز خبرها و گزارشهایی از اینکه زندگی اقتصادی در آمریکا و غرب و دنیا روندی رو به سختتر شدن زندگی مردم دارد میخواهد روحیه ایرانیها را بالا نگه دارد. از سوی دیگر آمریکاییها نیز هر روز خبر و گزارش میدهند که مقاومت اقتصادی ایرانیان هر روز به دلیل محاصره و تحریم شکنندهتر میشود و نیز از اختلاف سیاسی در هرم رهبری جمهوری اسلامی میگویند. رجزخوانیهای جمهوری اسلامی و آمریکا بر این اساس که میتوانند جنگ را تا هرگاه که لازم باشد ادامه دهند و گفتن از اینکه آمادگی بیشتری برای جنگ دارند دیگری را تضعیف میکند.
مقامهای سیاسی در جمهوری اسلامی برای امیدوارسازی شهروندان ایران علاوه بر اینکه کوشش دارند اقتصاد بخور و نمیر را آرایش کرده و به شهروندان بفروشند در تبلیغات پرحجم مدام میگویند نان هست، گوشت و مرغ هست و لبنیات هم هست. دولتیها از سوی دیگر تلاش میکنند با تهدید و اخطار به کسانی که به زعم دولت میخواهند از آب گلآلود موجود ماهی بگیرند بازارها را از تعادل خارج میکنند به مردم هم میگویند دلار و سکه و طلا نخرید و نیز کالاهای اساسی را انبار نکنید و به این ترتیب میخواهند بازار را آرام نگه دارند.
آیا شهروندان ایرانی این دست از سخنان مقامهای دولتی را به جان گوش سپرده و اجرا میکنند؟ اگر چنین بود باید مقامهای دولتی دست از اندرز دادن پرشمار برمیداشتند و به این فکر میافتادند که وضعیت پیچیده اقتصاد را درست کنند. شهروندان ایرانی که از خرداد سال گذشته تا امروز درگیر یکی از پیچیدهترین و مبهمترین دورههای زندگی هستند هرروز میپرسند چه خواهد شد؟ آیا جنگ میشود؟ آیا مذاکره میشود و اگر مذاکره شود آیا به نتیجه میرسد؟ مردم میپرسند اگر ایران پیروز جنگ تا اینجا هست چرا نباید فضای جنگی را از کشور دور کند؟ نمیتوان بدون حرف زدن با شهروندان بهطور شفاف و بدون لکنت زبان آنها را مجاب کرد که زندگی غیرعادی را بازهم تاب بیاورند. نرخ تورم بیمهار دل و ذهن شهروندان را بیمار و ناتوان کرده و میخواهند این وضعیت تمام شود.
