•  خبرگزاری‌های داخلی روی یک خبر درباره آمریکا بیشتر تمرکز دارند. این خبر درباره میزان هزینه‌های جنگ آمریکا با جمهوری اسلامی است.

  • ترامپ برای شدت بخشیدن به حملات خود علیه مواضع و زیرساخت‌های ایران بهانه جدیدی پیدا کرده و در پرتو این بهانه، تداوم جنگ و پایان آتش‌بس را به‌کنگره اطلاع داده است.

  • فارن پالیسی: توقف مذاکرات، ازسرگیری درگیری، بازگشت تحریم‌ها و محاصره دوباره ایران نشان می‌دهد تفاهم اولیه میان واشنگتن و تهران نتوانسته جنگ را به صلحی پایدار تبدیل کند. تجربه جنگ‌های بن‌بست‌خورده آمریکا از کره و ویتنام تا افغانستان نشان می‌دهد رئیس‌جمهوری که آغازکننده جنگ است، معمولاً به دلیل نگرانی‌های حیثیتی، هزینه‌های انجام‌شده و ترس از پذیرش شکست، توان لازم برای مصالحه را از دست می‌دهد. دونالد ترامپ نیز اکنون با همان محدودیت روبه‌رو است. او به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را پیروزی معرفی کند، اما ایران حاضر نیست شروط حداکثری را بپذیرد. از این رو، پایان جنگ بیش از آنکه در دوره ترامپ محتمل باشد، احتمالاً به جانشین او و فشار کنگره وابسته خواهد بود.

  •  جنگ، برخلاف یک رقابت ورزشی مانند کشتی یا بوکس که در چارچوب مشخصی برگزار می‌شود، مرز نمی‌شناسد.

  • عباس پاپی‌زاده، یک عضو مجلس قانونگذاری جمهوری اسلامی خبر داده است: در گام بعدی آمریکایی‌ها پس از بمباران‌های زنجیره‌ای استان‌های جنوبی و شرقی کشور، یکی از برنامه‌های خطرناک آنها حمله زمینی است.

  • در هیاهوی جنگ ایران و ایالات‌متحده و مساله مهم و راهبردی تنگه‌هرمز اظهارات اخیر حسن روحانی، مورد بی‌توجهی قرار گرفته است.

  • عراقچی: آمریکا به رهبران منطقه گفته بود یک ماه تحمل کنید کار ایران تمام است / اگر ۱۰ روز زودتر آتش بس می‌کردیم، عسلویه و فولاد مبارکه را داشتی وزیر امور خارجه: برای حوادث دی‌ماه آمادگی نداشتیم. البته ۱۸ و ۱۹ دی، یک توطئه خارجی وارد شد. آمریکا به رهبران منطقه گفته بود یک ماه تحمل کنید کار ایران تمام است. رهبران منطقه باور کرده بودند یک ماهه کار ایران تمام است! یکی از رهبران منطقه تهدید به حمله نظامی به ایران کرد؛ من به او هشدار دادم که اگر بزنی مستقیماً با شما وارد جنگ خواهیم شد؛ و تا آخر جنگ آن کشور عربی را بمباران کردیم.اگر ۱۰ روز زودتر آتش بس می‌کردیم لاریجانی را داشتیم؛ عسلویه و فولاد مبارکه را داشتیم. با سرنوشت کشور و جان مردم نمی‌شود قمار کرد

  • سال‌هاست از ایران، استقلال، اقتدار و مقاومت سخن گفته‌ایم اما امروز باید از خود بپرسیم که این واژه‌ها قرار است در خدمت چه هدفی باشند؟

  • بازگشت ایران و آمریکا به جنگ را نباید تنها نتیجه اختلاف بر سر متن آتش‌بس یا سوءبرداشت از مفاد توافق دانست. از نگاه علی واعظ، تحلیلگر سیاسی، مسئله اصلی آن است که دو طرف برداشت کاملاً متفاوتی از توازن قدرت پس از جنگ داشتند. ایران معتقد بود با تثبیت نفوذ خود بر تنگه هرمز به یک دستاورد راهبردی رسیده و باید آن را حفظ کند، در حالی که آمریکا این وضعیت را موقتی می‌دانست و تلاش داشت به تدریج آن را تغییر دهد. همین تضاد، همراه با بی‌اعتمادی عمیق میان دو کشور، زمینه بازگشت دوباره به درگیری را فراهم کرد.

  • با فروپاشی آتش‌بس و بازگشت درگیری‌ها در تنگه هرمز، دولت دونالد ترامپ با بن‌بستی روبه‌رو شده که خروج از آن آسان نیست. ایران با هزینه‌ای نسبتاً محدود همچنان می‌تواند عبور و مرور کشتی‌ها را مختل کند، در حالی که آمریکا برای شکستن این وضعیت با مجموعه‌ای از گزینه‌های پرهزینه و پرریسک مواجه است. ادامه حملات هوایی، تشدید جنگ، پذیرش شرایط ایران یا ورود به جنگ زمینی، هر یک پیامدهای سنگین نظامی، سیاسی یا انسانی دارند و هیچ‌کدام تضمینی برای دستیابی به اهداف واشنگتن ارائه نمی‌کنند. در نتیجه، آمریکا در شرایطی قرار گرفته که انتخاب میان گزینه‌های موجود، به معنای انتخاب میان هزینه‌های متفاوت است، نه میان پیروزی و شکست.

آخرین اخبار