• جنگ اخیر ایران و آمریکا شکافی را آشکار کرد که سال‌ها در حال شکل‌گیری بود؛ جدایی تدریجی میان قدرت اقتصادی و قدرت امنیتی در خاورمیانه. نشریه فارن پالیسی معتقد است آمریکا همچنان مهم‌ترین تضمین‌کننده امنیت منطقه است، اما جایگاه اقتصادی خود را به چین واگذار کرده است. این دوگانگی، کشورهای خاورمیانه را به سمت کاهش وابستگی به قدرت‌های خارجی و ایجاد سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای سوق داده است؛ روندی که می‌تواند ساختار نظم منطقه را در سال‌های آینده دگرگون کند.

  • واشنگتن پست: توافق اولیه میان ایران و ایالات متحده، که هنوز در قالب یک چارچوب مقدماتی قرار دارد، می‌تواند دسترسی ایران به منابع ارزی و درآمدهای نفتی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد و بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ را کاهش دهد. با این حال، این توافق همچنان مشروط به اجرای تعهدات دو طرف است و آینده آن به نتایج مذاکرات ۶۰ روزه پیش‌رو وابسته خواهد بود. در حالی که برخی این توافق را فرصتی برای بازسازی اقتصاد ایران می‌دانند، منتقدان معتقدند منابع مالی آزادشده می‌تواند در مسیرهای دیگری نیز هزینه شود و هنوز ابهام‌های مهمی درباره تعهدات هسته‌ای، نحوه اجرای توافق و میزان پایداری آن وجود دارد.

  • هم‌زمان با پیشرفت مذاکرات میان آمریکا و ایران، پرونده لبنان به یکی از مهم‌ترین موضوعات این گفت‌وگوها تبدیل شده است؛ تغییری که باعث شده دولت آمریکا به‌طور هم‌زمان از دو مسیر متفاوت برای حل یک بحران استفاده کند. از یک سو، معاون رئیس‌جمهور آمریکا مذاکرات با ایران را با هدف مهار حزب‌الله و پایان درگیری‌های منطقه‌ای پیش می‌برد و از سوی دیگر، وزیر خارجه آمریکا از طریق مذاکره مستقیم میان اسرائیل و دولت لبنان تلاش می‌کند زمینه تقویت دولت لبنان و عقب‌نشینی اسرائیل را فراهم کند. اگرچه کاخ سفید تأکید دارد این دو مسیر مکمل یکدیگر هستند، اما تفاوت رویکردها و پیچیدگی‌های میدانی، موفقیت این دیپلماسی را با ابهام روبه‌رو کرده است.

  • حال که به برکت عزم، اراده و دوراندیشی رهبران جمهوری اسلامی و تمکین رییس‌جمهور آمریکا به‌برقراری آتش‌بس و مبادله تفاهمنامه میان دو کشور، شعله‌های جنگی که دامنه آن می‌رفت ...

  •  حمله به‌برخی تاسیسات انرژی و زیرساخت‌‌های صنعتی کشور، یک‌بار دیگر توجه‌ها را به‌موضوعی جلب کرد که در سال‌های اخیر به‌یکی از مهم‌ترین دغدغه‌‌های صنایع راهبردی جهان تبدیل شده است؛ تاب‌آوری.

  • گردوغبار غلیظ جنگ بر جان و تن ایران تنیده و با پرشمارتر شدن روزهای آتش‌بس از غلظت آن کاسته‌شده و با این غبارروبی ناگزیر رخدادهای پنهان‌شده آشکار می‌شوند.

  • نشریه آتلانتیک معتقد است شکست آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران، نتیجه یک خطای راهبردی قدیمی بود؛ این تصور که می‌توان تنها با بمباران هوایی، یک دولت را وادار به تسلیم کرد یا مردم را به شورش علیه حکومت کشاند. تجربه جنگ جهانی دوم، ویتنام، خلیج فارس، صربستان و افغانستان همگی نشان داده‌اند که قدرت هوایی به‌تنهایی قادر به تعیین سرنوشت جنگ نیست. در جنگ ایران نیز نبود تهدید معتبر برای حمله زمینی و ناتوانی آمریکا در تحمیل هزینه‌های تعیین‌کننده، باعث شد راهبرد بمباران به اهداف خود نرسد.

  • به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران وارد شدن کوچک‌ترین خدشه به حاکمیت خود در خلیج‌فارس و آبراه تنگه‌هرمز را تحمل نمی‌کند.

  • دولت ترامپ از توافق اولیه با ایران و تعلیق تحریم‌های نفتی به‌عنوان دستاوردی برای پایان دادن به جنگ و بازگرداندن ثبات منطقه دفاع می‌کند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، معتقد است ترکیب فشار حداکثری، عملیات نظامی، فشار اقتصادی و محاصره دریایی، ایران را پای میز مذاکره کشاند و اکنون کاهش تحریم‌ها بخشی از تثبیت این موفقیت است. اما منتقدان، از جمله شماری از جمهوری‌خواهان و کارشناسان تحریم، استدلال می‌کنند که دولت آمریکا تقریباً همه امتیازهای اصلی را در ابتدای مذاکرات واگذار کرده، بدون آنکه ایران تعهدات قابل راستی‌آزمایی ارائه دهد. از نگاه آنان، تفاوت اساسی این توافق با برجام در همین تقدم امتیازدهی بر اجرای تعهدات ایران است.

  • جنگ آمریکا با ایران، نخستین هشدار جدی درباره ورود جهان به عصر تازه‌ای از نبردهای فناورانه بود؛ عصری که در آن برتری سنتی آمریکا در آسمان و در تجهیزات پیشرفته دیگر برای پیروزی کافی نیست. آمریکا با وجود انجام هزاران حمله هوایی و برخورداری از قدرت نظامی بسیار بیشتر، نتوانست اهداف خود را محقق کند. ایران با موشک‌ها و پهپادهای ارزان‌تر توانست به پایگاه‌ها، رادارها و هواپیماهای آمریکایی آسیب بزند و نشان دهد فناوری‌های نوظهور، به‌ویژه پهپادها و هوش مصنوعی، در حال کاهش فاصله میان قدرت‌های بزرگ و بازیگران کوچک‌تر هستند.

آخرین اخبار