رسانهها در سرازیری بدون برگشت
حالا ۲۳روز از آتشبس اتفاق افتاده داده میان جمهوری اسلامی و آمریکا سپری شده و شهروندان ایرانی پیامدهای دشوار نه جنگ، نه توافق را بر دوش میکشند. این روزها از سوی دولت و نهادهای حکومتی گامی به جلو برای سازگاری و کاستن از درد و رنج ایرانیان برداشته نمیشود. شهروندان ایرانی گزارشها و خبرهای پرشماری از رسانههای حکومتی بهویژه صداوسیما و خبرگزاریهای نزدیک به نهادهای قدرتمند درباره آمادگی برای ادامه جنگ را میخوانند و میبینند و از اینکه داستان آتشبس به سوی نبرد داغ کشانده شود هراس دارند.از سوی دیگر رسانههای غربی بهویژه رسانههای فارسیزبان خارج از کشور اکنون نشان دادن روزهای سخت ایرانیان در برابر تورم افسارگسیخته را در کانون نبرد جایگزین کرده و بیدرنگ در این باره گزارش و خبر و تحلیل و تفسیر میگویند و مینویسند.
این نبرد تازه برپا شده پس از نبرد گرم و تخریب گسترده در ایران برای کسانی که در هر پست و مقامی در وضعیت جنگی هستند و آمادگی کافی دارند چندان سخت نمیآید اما بر خانوادههای تهیدستتر ایرانی موثر است. اثربخشی تبلیغات منفی درباره معیشت ایرانیان بهویژه از سوی رسانههای فارسیزبان جمهوری اسلامی گونهای است که رسانههای حکومتی نگران شده و ضمن تحلیل اتفاق در جریان از رسانهها میخواهند به مبارزه برخیزند. واقعیت تلخ اما این است که توزیع قدرت در سازمان رسانههای ایرانی بهگونهای آرایش یافته است که وزن رسانههای خصوصی از نظر مادی در برابر قدرت رسانههای حکومتی مثل کاه در برابر کوه است. بهطوری که تنها و تنها هزینههایی که رسانهای به اسم صداوسیما دارد صدها برابر صدها رسانه خصوصی است. این در شرایطی است که اثربخشی رسانههای یادشده برای اعتمادسازی و امیدآفرینی در برابر رسانههای خصوصی نسبت به هزینههایی که دارند چندان بالا نیست. تجربه نشان میدهد اثربخشی رسانههای حکومتی در دوره جنگ و حالا دوره آتشبس به سختی روندی واژگونه داشته و دارد.درچنین وضعیتی اما رسانههای حکومتی با اعتراف به اینکه رسانههای خارجی فارسیزبان توانستهاند شهروندان را نسبت به معیشت نامساعد خود مجاب کنند از رسانهها میخواهند در مسیر امیدآفرینی اقدام کنند. این پرسش اما اکنون بهطور گستردهای در جامعه رسانه نگاران هست که با کدام امکانات مادی و با کدام راهگشاییها در این روزها میتوان به رسانههای داخلی امید بست. هنگامی که رسانهنگاران ایرانی از یک سو با ناتوانی رسانهداران برای پرداخت حداقل مزدها روبهرو هستند و از سوی دیگر نگران تعدیل شدنند و از آن مهمتر محدودیت تحلیل وجود دارد چگونه باید امیدآفرینی موثر داشت؟
رسانههای ایران در سرازیری با شیب تند افتاده و با شتاب به ته دره میروند. رسانهنگاران ورزیده دنبال کسبوکارهای دیگری رفتهاند و میروند و رسانهنگاران کمتجربه در تحریریهها باقی ماندهاند و از سوی نهادهای پرشمار حکومتی نیز فشار روحی – روانی برای بازتاب حقیقیتر از رخدادها بر رسانهنگاران وارد میشود. مجموع اینها برگشت رسانهها به اوج را ناممکن کرده است.
