سهم دیپلماسی

محمد ارومیه ای
کدخبر: 629854

شماری از سیاست‌بازان که مناصب به‌ظاهر سیاسی هم ندارند و شماری دیگر که دلبستگی‌های ناشناس دارند و از مسیر جریان استیلا‌یافته بر کشور نافرمانی زیر پوستی دارند باورشان این است که برای آرامش در کشور باید استکبار آمریکا را شکست دهیم. این گروه بدون توجه به پویش تاریخ پس از جنگ دوم جهانی که نشان می‌دهد آرزوی نابودی امپریالیسم آمریکا از سوی اردوگاه کمونیستی به رهبری شوروی سابق که یک لشکر از کشورهای شرق اروپا و نیز چین مائو تسه دونگ و نیز کشورهای مهمی در آمریکای جنوبی دنبالش بودند نیز به بار ننشست. آمریکا به‌مثابه یک کشور و یک نظام سیاسی با ویژگی‌های منحصربه‌فرد به‌ویژه قدرت نظامی و اقتصادی یک واقعیت سرسخت است و برای نابودی چنین کشور و چنین نظام سیاسی باید قدرتی برابر با این کشور و نیز با پایداری درونی و اقتصادی نیرومند پدیدار شود. تازه در همین شرایط نیز آسان نیست که بشود آمریکا را در میدان نظامی شکست داد.

آنچه نوشته شد را نباید به معنای شکست‌ناپذیری برای همیشه یک نظام سیاسی یا یک کشور دانست و نیز به این معنا نیست که جمهوری اسلامی نظام سیاسی ضعیفی است بنابراین نباید برداشت‌های منفعت‌طلبانه و دسیسه‌ای از بیان واقعیت‌ها داشت.

پس چه باید کرد؟ کاری که در جمهوری اسلامی برای شکست آمریکا می‌توان انجام داد این است که کشوری بسازیم که سطح رفاه مادی آن فراتر از سطح رفاه مادی آمریکا باشد و سطح رضایتمندی شهروندان نیز بیشتر از همین مقوله در آمریکا باشد. اگر کشوری بخواهد آمریکا را شکست دهد باید از نظر راهبردی به‌ویژه در سیاست خارجی و نیز راهبردهای اداره اقتصادی نزدیک به چین باشد. رهبری حزب کمونیست چین پس از یک بیراهه‌روی درباره مناسبات با آمریکا که آن را کاغذی می‌نامید به این نتیجه رسید باید از بازار آمریکا و از قانون‌های طلایی اقتصاد رفتاری شبیه به آمریکا داشته باشد. این‌گونه بود که چین در چند دهه از سخاوت و بخشش بازار آزاد استفاده کرد و کارخانه تولیدی جهان شد که بزرگ‌ترین بازارهایش آمریکا، اروپا و ژاپن بودند که غول‌های اردوگاه غرب به حساب می‌آید. رهبری چین بدون هیاهو و با زیرکی تمام‌عیار و با استفاده از راهبرد دیپلماسی کامیاب به‌آرامی و در چند دهه از زیر سایه شمار قابل‌اعتنایی از غول‌های اقتصادی بیرون آمد و حالا شانه به شانه آمریکا در جهان برای خود یارگیری و از سرقدرت مذاکره می‌کند.

این رخداد در حال جریان در چین باید آموزه‌هایش به کارگرفته شود و کشوری مثل ویتنام نیز پس از بدترین جنگ‌ها با آمریکا حالا شریک این کشور شده و به غول صنعتی- اقتصادی تبدیل می‌شود. ویتنام از چینی‌ها درس گرفت .

جمهوری اسلامی نیز باید برای شکست دادن آمریکا راه دیگری جز جنگ پیشه کند. در این روزهای سخت که شهروندان ایرانی زیر بار تورم مهارنشده و افزایش هزینه‌های زندگی با بردباری و مدارا روزگار را سپری می‌کنند باید به دیپلماسی به‌مثابه یک ابزار ادامه نبرد نگاه کرد و شرایط را به سود مردم برگرداند. شکست دادن آمریکا آداب دارد که جنگ نظامی بدون تردید کارآمد‌ترین آنها نیست.

 

آخرین اخبار