گرمای جنگ که تمام شود
گرمای جنگ با آمریکا هنوز در تن و بدن موافقان آن جاری است و آنها نمیدانند پس از اینکه این گرما و هیجان ناشی از آن به بیرون از بدن برود چه بر سرشان آمده است. آنها شاید به دلیل مصونیتهای مادی و شخصیتی که دارند هرگز مصیبتهای یک خانواده را که زن و فرزندان کار خود را از دست دادهاند، نمیبینند. منقدان با پایان جنگ و عادی شدن شرایط کشور، رنجی که پدران از بیکار شدن فرزندان میکشند را هرگز نمیفهمند. جنگ ۴۰روزه اگرچه نسبت به جنگهای دیگر روزهای اندکی بود اما پیامدهای آن بر کشور و اقتصاد و فرهنگ و امور اجتماعی بسیار طاقتفرسا بوده و هنوز بخش عمدهای از آن دیده نمیشود. میلیونها ایرانی اکنون زیر فشار تورم برخاسته از جنگ کمر تا کرده و در تنهایی خویش خون میگریند.
هزاران هزاران مدیر و صاحب بنگاههای تولیدی و صنعتی از نداری منابع برای پرداخت مزد کارگران درد میکشند و نمیدانند چه کنند. سازمان تامین اجتماعی با داشتن اینهمه بنگاه و کارخانه و دیگر مراکز نمیتواند افزایش مستمریبگیران را برای دوماه نخست سال تامین کند. مدیران بنگاههای تولیدی نمیتوانند و نمیدانند با محاصره دریایی آمریکا در خلیجفارس مواد اولیه خود را به دست آورند. در حال حاضر دولت نالههای خود برای تامین ناکافی برق صنعت و خانواده را دارد و نمیتواند نسبتبه تامین آب شرب اطمینان داشته باشد. ایران مناسبات کجدار و مریز خود با کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس را از دست داده است و حالا برای واردات کالای اساسی و نیازهای دام و طیور باید دست به دامان کراچی با آن زیرساختهای ناکافی شویم.
آنچه نوشته شد تنها بخشی از گرفتاریهای کشور است که سهم جنگ در آن را نمیتوان نادیده گرفت. آنهایی که مخالف پایان جنگ هستند و همچنان بر طبل جنگ میکوبند انگار نمیدانند که شهروندان جهانی زیر رگبار روایتهای تهیهشده از سوی آمریکا نسبت به ایران نگاه مثبتی ندارند و ایران را در کنار آمریکا مقصر وضعیت نامساعد میدانند.
واقعیتها را ببینیم و بفهمیم که جنگ تنها راه نیست و اتفاقا باید در آخرین مرحله از نبرد باشد و اینطور نیست که در پی هر اختلافنظری جنگ را در دستور کار قرار دهیم. این روزها ایرانیان با امید به اینکه دیپلماتهای جمهوری اسلامی بتوانند حق را از طرف آمریکایی بگیرند با نگرانی به داستان نگاه میکنند. معلوم است که مردم آرزوی روزهای بیتنش را دارند. این روزهای پر از گلایه و نارضایتی و زندگی زیر فشار فقر و تورم در شأن ایرانیان نیست. بهترین راه البته این است که یک نظرسنجی انجام و با پرسشهای کارشناسانه از آرزوی مردم درباره آینده سوال شود. بیتردید اگر به صلح نرسیم روزگار بر همه سختتر میگیرد و بنیه و تابآوریها نه یکباره بلکه ناگهانی اوج میگیرد. گرمای جنگ دارد به اتمام میرسد و دردسرهای آن از هر گوشه و کنار دیده میشود.
