روزهای تاریک اقتصاد اجتماعی ایران

نادر کریمی جونی
کدخبر: 624199

به‌جز تولیدکنندگان، معامله‌گران و سهامداران شرکت‌های اسلحه‌سازی و صنایع مرتبط با آن، هیچ‌کس از جنگ خوشش نمی‌آید. آن همه سلاح‌های انفرادی با کشتار جمعی که گاهی با فشردن یک دکمه می‌توانند ساختمان بلندمرتبه‌ای را با همه امکانات و ساکنان آن به کام مرگ بکشانند و جان‌های زیادی را از انسان‌ها سلب کنند، توسط صنعتگران، دانشمندان و تولیدکنندگان صنعت مرگ ساخته شده و با سرمایه و پول فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران صنعت مرگ تهیه و تامین می‌شود. هرچند این مرگ‌آفرین‌ها به وسیله کاربران و نظامیان در جنگ‌های تمرینی و مانورها مورد آزمایش قرار می‌گیرد اما تا وقتی این سلاح‌ها و تجهیزات در نبردهای واقعی به کار برده نشود نمی‌توان قدرت و تاثیر واقعی آنها را درک کرد و به توان آنها واقف شد. از این بابت تنها جنگ -در هر شکل، وسعت و هدف- آن است که می‌تواند کارکرد واقعی سلاح و تجهیزات نظامی را نمایش دهد. به همین دلیل دست‌اندرکاران صنعت تسلیحاتی و تولیدکنندگان تجهیزات نرم یا سخت‌افزاری آن دقیقا به خاطر آنکه جنگ واقعی تنها فرصت قابلیت تولیدات آنهاست، از وقوع آن استقبال می‌کنند.

اما همین کالاهای پرسود و ثروت‌آفرین اما برای معامله‌گران و صنعتگران مرگ، زندگی انسانی، اجتماعی یا اقتصادی شهروندان را با بی‌رحمی هرچه تمام‌تر می‌گیرند و خانمان‌ها را نابود می‌‌کنند. تجربه‌های دردآور و غمناک بسیاری از این نابودشدن‌ها در همین جنگ حدود ۴۰ روزه و نمونه قبلی آن در اردیبهشت‌ماه گذشته مشاهده شد. در جنگ‌ها دو آسیب مستقیم و غیرمستقیم به خانواده‌ها و افراد وارد می‌شود؛ آسیب مستقیم البته موقعی است که مستقیما جان و مایملک فرد چه به طور هدفمند و چه به طور اتفاقی مورد حمله قرار می‌گیرد. روشن است که وقتی یک نقطه به هر دلیل هدف قرار می‌گیرد اماکن و تاسیسات اطراف آن، خودروهای نزدیک، افراد ساکن همان منطقه یا حتی عابران پیاده هم ممکن است از حمله مذکور آسیب ببینند و حتی جان خود را از دست بدهند. جالب است که در موارد متعددی افراد آسیب‌دیده از قرار داشتن در مجاورت یک مقر یا خانه شخصیت، امن یا امنیتی بی‌اطلاع بوده‌اند و اگر از این امر باخبر بودند از ادامه این همسایگی صرف‌نظر می‌کردند اما به هر حال این مجاورت تا جنگ ادامه داشت و هنگامی که نقطه مذکور هدف حمله قرار گرفت، خانه یا اماکن متعلق به ایشان هم دچار تخریب و نابودی شد و گاهی همسایگان و اطرافیان جغرافیایی نقطه مورد هدف قرار گرفته نیز به کام مرگ رفتند.

اما همانطورکه انتظار می‌رود میزان، حجم و گستردگی خسارت‌ها و تبعات مخرب آسیب‌های غیرمستقیم جنگ بسیار بیشتر از آسیب‌های مستقیم آن است؛ بلافاصله پس از شروع جنگ در ابتدای اسفندماه گذشته بسیاری از کسب‌وکارهایی که رکود پس از جنگ ۱۲روزه اردیبهشت‌ماه گذشته را درک کرده و امیدوار به بازار شب عید بودند، تعطیل شدند. این تعطیلی به دو علت رخ داد؛ نخست آنکه تعداد بسیار زیادی از شهروندان و از جمله کارگران ایشان، شهرها که هدف‌های آسانی برای حمله دشمن بود را ترک کردند و به همین دلیل واحدهای اقتصادی و صنعتی عملا کارگر و کارکن نداشتند و دیگر آنکه مشتریان بسیاری از واحدهای خدماتی و کوچک، از شهرها خارج شده بودند و عملا بسیاری از مغازه‌ها و فروشگاه‌هایی که کالاهای غیرضروری و حتی پوشاک و مانند آن را می‌فروختند بدون مشتری ماندند. در نتیجه این واحدهای فروش مجبور به تعطیلی شدند. روشن است که وقتی این واحدهای فروش تعطیل می‌شوند عملا تولید واحدهای تولیدی- صنعتی مرتبط با آن نیز متوقف می‌شود و آنها را نیز با انباشت تولید و تعطیلی اجباری مواجه می‌کند.

حتی واحدهای خدماتی کوچک مانند تاکسی‌ها و دستفروش‌ها نیز بر اثر نبود مشتری عملا دچار توقف فعالیت شدند. تردیدی وجود ندارد که برخی کار و کسب‌ها مانند تاکسی‌های شهری و در رده وسیع‌تر تاکسی‌های اینترنتی، وقتی مشتری نداشته باشند عملا تعطیل می‌شوند و فعالیت شان به اجبار متوقف می‌گردد. روشن است که در همین حال زندگی این افراد و هزینه‌های آن متوقف نمی‌شود و همین امر فروپاشی بسیار از زندگی‌ها را در پی داشته است. به‌طور غیررسمی و بدون آنکه آمار ارائه شود گفته می‌شود که در جریان وقوع جنگ و تبعات ناشی از آن، میزان اقدام به خودکشی در میان سرپرستان خانوارها افزوده شده و به میزان قابل لمس افزایش داشته است. در عین حال افسردگی ناشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی جنگ در میان شهروندان ایرانی به نحو نگران‌کننده‌ای بیشتر شده و اثرات مشهودی برجا گذاشته است.

گفته می‌شود جنگ در ایران حدود ۵۰۰‌میلیارد دلار خسارت برجای گذاشته که بازسازی آن تا حدود ۱۰سال دیگر یا حتی بیشتر به طول خواهد انجامید. البته بخشی از این ۵۰۰میلیارددلار، به عدم النفع و دریافت نکردن منابع حاصل از تجارت و فعالیت اقتصادی شهروندان ایرانی پدید آمده یا خواهد آمد. از سوی دیگر هدف قرار گرفتن برخی زیرساخت‌ها،  مانند کارخانه‌های فولادسازی و پتروشیمی باعث شده تا تامین برخی مواد اولیه برای تولید‌کنندگان کم یا بسیار کم باشد و زنجیره‌های تولید برای تامین مایحتاج خود دچار دردسرها و محدودیت‌های زیادی شوند. در این صورت در آینده احتمالا برخی تولیدکنندگان به خاطر نبود یا کمبود مواد اولیه دچار شکست اقتصادی و توقف فعالیت می‌شوند و کارکنان خود را به‌طور کلی اخراج می‌کنند یا تعداد ایشان را کاملا کاهش می‌دهند. هم‌اکنون نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره تامین منابع برای پرداخت حقوق و دستمزد کارگران بیکارشده که از بیمه بیکاری استفاده می‌کنند در حال تدوین طرح ویژه است که نشان می‌دهد مقامات دولت و مجلس انتظار دارند در هفته‌های پیش‌رو، تعداد بیشتری از کارگران واحدهای تولیدی یا خدماتی اخراج و بیکار شوند.

البته دولت تدابیر حمایتی برای شهروندان ایرانی اندیشیده و اتخاذ کرده است و مثلا در این‌باره هیات وزیران تصمیم گرفته تا میزان کالابرگ که به همه شهروندان ایرانی پرداخت می‌شود هم ادامه پیدا کند و هم میزان و ارزش آن افزایش یابد. با این تدبیر دولت بدون آنکه به میزان پول داخل جامعه اضافه کند و از طریق تحریک علاقه و اشتیاق بودن به خرید، نه فقط به مصرف کالای تولید شده کمک می‌کند بلکه پول را به واحدهای تولیدی تزریق می‌کند تا از این طریق به فعالیت‌های ایشان رونق بخشد و مانع از ورشکستگی یا تعدیل نیروی انسانی این بنگاه‌ها و واحدهای تولیدی شود.

هم‌اکنون گفته می‌شود که جنگ برای ایران حدود ۴میلیون بیکار بر جای گذاشته که این رقم البته تاثیرپذیرفتگان مستقیم از این جنگ است و اگر بیکارانی که به‌طور غیرمستقیم از جنگ زیان دیده‌اند، به این تعداد اضافه شود، حتما رقم بیشتر می‌شود و ممکن است تا دو برابر این رقم ارتقا پیدا کند. نکته مهم در این باره آن است که پس از پایان جنگ هم اوضاع به‌سرعت خوب نخواهد شد چراکه جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر پول زیادی برای سرمایه‌گذاری ندارد. البته درآمدهای نفتی ایران در طول جنگ هم به‌خاطر افزایش میزان صادرات از یک به ۷/‏۱میلیون بشکه و رشد قیمت از حدود ۶۵دلار برای هر بشکه به ۱۱۰دلار، حدود ۲ تا ۵/‏۲برابر افزایش یافته، عوارض تنگه هرمز نیز به سرجمع درآمدهای ایران اضافه شده است. مجموعا این امر درآمدهای ایران را هم تنوع بخشیده و هم افزایش داده که اینها برای تهران خبرهای خوبی است.

در مجموع اوضاع اقتصاد اجتماعی ایرانیان اوضاع خوبی نیست. نه فقط دولت که حاکمیت ایران نیز این مساله را می‌داند و درک می‌کند. خبر نگران‌کننده هم این است که منابع کافی برای پرداخت بیمه بیکاری در نزد سازمان تامین اجتماعی وجود ندارد و بیکارشدگان اگر سرپرست خانوار باشند، در مدت زمان قابل پیش‌بینی حقوق بیکاری دریافت نمی‌کنند و وضع معیشتی بسیار دشواری خواهند داشت.

با این حال امیدواری همچنان آن است که جنگ با توافقی مفید به پایان برسد تا شهروندان ایرانی بتوانند سرمایه‌های خود را به جای هزینه کردن در نابودسازی اهداف، صرف بازسازی کشور خود کنند.

آخرین اخبار