تحقق رویای صیانتیها
محمد ذاکری، استاد دانشگاه
جنگ تحمیلی سوم باوجود تمام خساراتی که به قاطبه مردم و کشور وارد کرد، برای گروهی از تندروهای داخل فرصتها و دستاوردهای طلایی به همراه داشت. بخشی از اهدافی که سالها برای دستیابی به آن تلاش کرده بودند ولی با ایستادگی مردم و دولت و جریانهای معتدل، امکان وصول به آن فراهم نشده بود در غائله دیماه و بهویژه جنگ رمضان برایشان فراهم شد. خصوصا آنکه طولانی شدن شرایط جنگی امکان پایدارسازی برخی از این دستاوردها را نیز فراهم کرده است. بنا به آن قول معروف اگر برای هیچکس آب نداشت اما برای این تندروها نان دوآتشه و لقمههای چربی در سفره گذاشت. تصرف کامل آنتن صداوسیما به صورت مطلق و یکجانبه و تاثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق تسلط بر تریبونهای اجتماعات خیابانی ۶۰روزه و القای منویات و اهداف خطی و جناحی، ایجاد فشار مستمر به قصد از میدان خارج کردن دولت و کنار گذاشتن آن از تصمیمگیریهای حساس کشور، زیر ضرب بردن جریان و دستگاه دیپلماسی و مسیر مذاکره، به حاشیه راندن رقبای سیاسی و تهدید و تخریب برخی مسوولان سابق، تلاش برای حفظ وضعیت استثنایی ناشی از شرایط جنگی و جلوگیری از بازگشت کشور به وضعیت عادی بخشی از دستاوردهای این جریان در نتیجه وقوع جنگ است. اگرچه در این مسیر مجبور شده برخی سنگرهای پیشین مثل حجاب را موقتا وانهد و لااقل در این ایام مجالی برای سختگیریهای همیشگی در موضوع حجاب و شرایط اجتماعی پیدا نکرده است. یا در مواردی به خاطر اظهارات تفرقهانگیز تذکراتی از مقامات یا افکار عمومی دریافت کردهاند و حتی در مواردی رودرروی تصمیمات عالی نظام ایستادهاند اما یکی از مهمترین سنگرهای فتحشده این جریان در سه ماهه اخیر، محدودسازی اینترنت است.
محدود کردن اینترنت یکی از مهمترین راهبردهای این جریان فکری و سیاسی برای اعمال فشار همزمان بر مردم و دولت، مقابله با خواست قاطبه مردم و زمینهسازی برای بروز بحرانهای اجتماعی و تحدید اطلاعرسانی و آگاهیهای عمومی است که پیش از این بارها به عناوین مختلف و نسخههای مختلف طرحهای موسوم به صیانت مطرح شده و شکست خورده بود. جریان تندرو نزدیک به پایداری، از سالهای گذشته تلاش کرد با استفاده از ظرفیت نمایندگان خود در مجلس و شورایعالی فضای مجازی، به محدودسازی اینترنت صورتی قانونی ببخشد. البته این کار با فیلترینگهای متعدد برخی پیامرسانها، دستکاری دائمی در پهنای باند به بهانههای مختلف، بهرهبرداری از عنوان شبکه ملی اطلاعات در راستای هدف محدودسازی اینترنت عموم مردم، قطع اینترنت در زمانه وقوع بحرانهای سیاسی و اجتماعی، تاکید بر نقش اینترنت و برخی پیامرسانها در نفوذ امنیتی اسرائیل و آسیبپذیری کشور و… بدون تصویب قانون صیانت هم اجرا شده بود اما تمام این اقدامات با مقاومت مردم و ایستادگی دولت تثبیت نشده و به نتیجه مطلوبشان که محدودسازی دائمی اینترنت عمومی باشد منجر نشده بود. ضمن آنکه توانسته بودند در مقاطعی تلگرام، اینستاگرام و توئیتر(ایکس) را فیلتر کنند که تلاشها برای رفع فیلتر آنها تاکنون ناموفق بوده است.
افزون بر اینها یکی از مهمترین شعارهای انتخاباتی مسعود پزشکیان در زمان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری، رفع فیلترینگهای غیرضروری اینترنت بوده است. تلاشهای پزشکیان در سال گذشته منجر به رفع فیلتر واتساپ و گوگلپلی شد که اگرچه مفید بود ولی نه حامیان و نه منتقدانش را راضی نکرد. پزشکیان و دولتش در تلاش بودند با مذاکره و اقناعسازی مخالفان از یکسو زمینه رفع فیلتر برخی نرمافزارها و پیامرسانهای مهم را فراهم و به وعده انتخاباتی خود عمل کند و از سوی دیگر زمینه را برای تحول دیجیتال، توسعه اقتصاد دیجیتال و گسترش فناوری هوش مصنوعی و سایر فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی آماده کند اما قطع کلی اینترنت در سه مقطع زمانی در یکسال گذشته به بهانه مسائل امنیتی و خارج از اختیار دولت، تمام این رویاها را بر باد داده و در عوض رویای صیانتیها را محقق کرده است. این معنا را میتوان از اظهارات روحاله مومننسب از طراحان و حامیان طرح صیانت و مبدع نظریه بارداری با دوگیگ دریافت که گفته است فضای مجازی به وضعیت قبل از جنگ برنمیگردد چنانکه رهبری و شهدای ما باز نخواهند گشت. اما طرح موضوع اینترنت طبقاتی که صیانتیها از مدتها پیش به دنبالش بودند با عنوان «اینترنت پرو» دم خروس را که هیچ، خود خروس را هم عیان کرد. جدا از اینکه خیلی از خودیها چه در حوادث دیماه و چه دوران جنگ از اینترنت آزاد(سیمکارت سفید) برخوردار بودند با فشار فعالان اقتصادی تصمیم گرفته شد برای گروهی از صاحبان کسبوکار اینترنت آزاد تخصیص داده شود. اما قیمت اعلامی و نحوه واگذاری اینترنت نشان داد موضوع امنیت و … بهانهای بیش نبوده و هدف اصلی کسب درآمدهای نجومی از یک تنگه دیگر در ایام جنگ و پساجنگ است تا جیب عدهای نورچشمی پرتر شود.
برآوردهای صورتگرفته از درآمد این طرح که نشان میدهد اگر تنها ۳میلیون نفر از این سرویس استفاده کنند، درآمد سالانه آن به رقم خیرهکننده ۹۶هزارمیلیارد تومان یا حدود ۵۰۰میلیون دلار میرسد و اطلاعاتی که درباره سهامداران و ذینفعان این طرح در رسانهها مطرح شده نشان میدهد چه کسانی به اسم امنیت چه کیسه بزرگی برای مردم ایران دوختهاند. مردمی که به رغم فشارهای اقتصادی روزافزون همچنان پای دفاع از میهن ایستادهاند. آنچه تحمل این وضعیت و این سیاستها را برای مردم دشوارتر کرده جنبه طبقاتی و تبعیضآمیز توزیع اینترنت بین مردم و گروههای مختلف اجتماعی است. بسیاری از مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و علمی از دسترسی به سایتهای عادی و شبکههای اجتماعی محرومند در حالی که نورچشمیها و سلبریتیهای رسانهای آزادانه در این فضاها جولان میدهند و به ریش دولت و ملت میخندند. حالا اینکه بخش قابلتوجهی از مردم از حق قانونی خود برای بهرهمندی از اینترنت با قیمت و کیفیت مناسب محرومند، از جریان آزاد اطلاعات و اخبار جداافتادهاند و بسیاری از کسبوکارهای خرد و کلان به خاطر قطع اینترنت متحمل خسارات جدی و مجبور به تعدیل نیروهای خود شده و تبعات این بیکاریها به زودی سراغ کشور خواهد آمد اصلا مهم نیست. مهم این است که اهداف اقتصادی و سیاسی تندروها و صیانتیها جامه عمل بپوشد و جیب عدهای کاسب جنگ از این تحریم و محدودیت خودساخته پر شود.
بسیاری از دلسوزان کشور در مورد آثار و هزینههای اجتماعی نامطلوب این اقدامات هشدار دادهاند؛ دولت هم علنا اعلام کرده موافق این روش نیست. امیدوارم آنچه در این یادداشت نوشتم نهایتا غلط از آب درآید و با تدبیر مقامات عالیه نظام، خواب آشفته صیانتیها تعبیر نشود. در سمت مردم هم واضح است که سزای کاسب بدفروش نخریدن است. شاید عدم استقبال آنهایی که میتوانند مدتی دیگر نیز محدودیت اینترنت را تاب بیاورند بتواند نقشههای طراحان اینترنت طبقاتی را نقش بر آب کند.

