کسانی که از توقف جنگ با ایران بیشترین زیان را دیدند
ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی، چه آنها که طرفدار سلطنت بودند و هستند و چه آنها که طرفدار سایر گروههای مسلح و غیرمسلح دیگر مانند پژاک، مجاهدین خلق، جیشالعدل و… هستند، چه کسانی که درون ایران زندگی میکنند و چه کسانی که در کشورهای دیگر از جمله در همسایگان ایران یا مناطق دورتر مانند اروپا و آمریکای شمالی ساکن هستند را میتوان جزء بیشترین ضررکنندگان در موضوع جنگ ایالاتمتحده و اسرائیل با ایران و عدم سقوط جمهوری اسلامی دانست. تقریبا همه مخالفان جدی جمهوری اسلامی حتی آنان که سقف فعالیتشان برای تخریب یا براندازی حکومت ایران به پخش شایعهها و نشر اطلاعات بدون منبع و دور از ذهن در مهمانیها و جمعهای خانوادگی محدود بود و بهجز حرف زدن هیچ اقدامی علیه حکومت فعلی ایران انجام نداده و نمیدهند امیدوار بودند که حمله بزرگترین قدرت نظامی جهان و همراهی خشنترین نیروی نظامی جهان علیه جمهوری اسلامی در ایران، بتواند به سقوط حتمی حاکمیت ایران آنهم در مدتی کوتاه و سریع منجر شود بهویژه در جریان ناآرامی دیماه ایران، همین مخالفان با حرارت و هیجان، از مقامات کاخ سفید و بالاخص دونالد ترامپ میخواستند حمله خود به ایران را تسریع کند و زودتر انجام دهد. آنان تصور میکردند همانطورکه ترامپ در جریان جنگ ۱۲روزه ادعا کرده بود، مقامات ارشد ایرانی هدف حمله قرار میگیرند و بهسرعت نظام فعلی کشور فرو میپاشد. حتی مخالفان سلطنت، مانند مجاهدین خلق، از اینکه در اثر حمله ایالاتمتحده و اسرائیل نظام فعلی کشورمان از بین برود هم استقبال میکردند چراکه زمینه را برای تصاحب تمام یا بخشی از کیک قدرت در ایران برای خود مهیا میدیدند از همینرو بود که تقریبا همه مخالفان جمهوری اسلامی در داخل و خارج ایران از این حمله حمایت کردند و از انجام آن خوشحال شدند چرا که تصور میکردند ادعای ترامپ درخصوص فروپاشی نظام ایران ظرف چندروز درست است و محقق خواهد شد و پس از آن مخالفان میتوانند بر سر تقسیم غنائم با هم مصالحه یا منازعه کنند.
پیشبینیها اما درست از آب درنیامد و اگرچه تا پیش از آتشبس، مخالفان جمهوری اسلامی هرروز وعده میدادند که بهزودی حمله سهمگین آمریکا علیه ایران آغاز و ضربات نابودکنندهای به جمهوری اسلامی وارد خواهد شد اما با برقراری آتشبس و اعلام رسمی آن توسط ترامپ، امید برای نابودی جمهوری اسلامی در ایران کمرنگ شد ولی مخالفان باز هم ابراز اطمینان میکردند که با پایان ضربالاجل تعیینشده برای حصول توافق، هیچ تفاهمی میان آمریکا و ایران برقرار نمیشود و ترامپ تهدید خود را در مورد حملات ویرانگر و نابودکننده علیه ایران اجرایی و جمهوری اسلامی را براندازی خواهد کرد. گذشت زمان رفتهرفته امید مخالفان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را کاهش داد و اکنون کسی در ایران یا خارج از ایران منتظر نیست که ترامپ جمهوری اسلامی را براندازی و کشور را تقدیم مخالفان کند از این بابت مخالفان جمهوری اسلامی که روزی پیروزی خود را به یاری دونالد ترامپ قریبالوقوع میدانستند و منتظر نشستن بر اریکه قدرت بودند، حالا امید دارند که در تهران مقامات جمهوری اسلامی در مقابل ترامپ کوتاه بیایند و دستکم به اندازهای که کاخ سفید میخواهد ضعیف یا حتی از خود ضعف نشان دهد تا حداقل پیروزی نصیب کاخ سفید و مآلا همین مخالفان شود.جالب است که هماکنون که بارها ترامپ در مقابل جمهوری اسلامی عقبنشینی و هیچیک از تهدیدهایی که اظهار داشته را عملی نکرده، باز هم مخالفان جمهوری اسلامی بهویژه مخالفان خارجنشین امیدوارند که اسرائیل مستقل از ایالاتمتحده بهخاطر منافع خویش به جمهوری اسلامی حمله و آن را براندازی کند. در توجیه این امیدواری مخالفان خارجنشین حکومت ایران توضیح میدهند که منافع ایالاتمتحده و اهداف آن کشور درباره یا در قبال ایران بهطور ماهوی با منافع اسرائیل تفاوت دارد و تلآویو از آنجا که حکومت تهران را دشمن موجودیت خود میداند، چارهای جز نابودی حکومت ایران ندارد. مخالفان حاکمیت ایران در اینباره به سخنان بنیامین نتانیاهو، دیوید برنا آورومن گوفمن در مراسم تودیع و معارفه روسای قدیم و جدید موساد اشاره میکنند و میگویند در این مراسم هم نخستوزیر و هم روسای جدید و قدیم سرویس اطلاعاتی اسرائیل(موساد) بر تلاش برای نابودی و براندازی جمهوری اسلامی در ایران تاکید و پافشاری کردند که این امر اراده اسرائیل برای حذف حکومت فعلی ایران از منطقه خاورمیانه را نشان میدهد.
با توسل به همین اراده اسرائیلیها، مخالفان جمهوری اسلامی به ویژه آندسته از مخالفانی که در کشورهای غربی مانند آمریکایشمالی، اروپا و کانادا دارای مناصب دولتی، پارلمانی یا رسانهای هستند برای تحریک اسرائیل به افزایش و عملیاتی شدن مخالفتهایش با جمهوری اسلامی در ایران تلاش میکنند. آنان میگویند به همان اندازه که ممکن است ترامپ دارای منافعی جدا از منافع ما (مخالفان) باشد، نتانیاهو دارای منافعی نزدیک به منافع ماست و میتواند همراستا با مخالفان جمهوری اسلامی و دلگرم به پشتیبانی همین مخالفان به براندازی جمهوری اسلامی در ایران فکر و برای تحقق این هدف برنامهریزی کند. این مخالفان برای توجیه رفتار و تلاش برای به میدان آوردن اسرائیل جهت براندازی جمهوری اسلامی، به تشدید روایتسازی برای حوادث دیماه۱۴۰۴ روی آورده و آن پرونده خونین و تاسفبار را دوباره نبش قبر کردهاند بهویژه سلطنتطلبان که در هفتههای گذشته مراسمهایی در شهرهای اروپایی برگزار کرده و رهبرانشان نیز در برخی پایتختهای اروپایی به میان خبرنگاران و فراکسیونهای پارلمانی رفته و تبلیغات پردامنهای انجام دادهاند، دوباره رویدادهای تلخ دیماه گذشته را بازخوانی میکنند و درصدد تحریک افکار عمومی و مقامات غربی برای تحت فشار گذاشتن حکومت ایران هستند اما این اقدامات چندان توفیق نداشته است و در گام جدید، بخشهای رسانهای سلطنتطلبان اکنون به صداگذاری فیلمها و کلیپهای منتسب به ۱۸ و ۱۹دیماه۱۴۰۴ متوسل شدهاند. البته واقعا معلوم نیست که کلیپهای منتشرشده حتما به رویدادهای ۱۸ و ۱۹دیماه مربوط شود اما مثلا وقتی کلیپی در مورد به رگبار بستن معترضان پخش میشود معلوم نیست چرا مردم نمایش داده شده در کلیپ عجلهای برای تغییر موقعیت خود و فرار از صحنه ندارند و در خیابانی که رگبار گلوله علیه شهروندان میبارد، شهروندان به قدمزدن مشغول هستند. همچنین این رسانهها متنهایی منتشر میکنند که مدعی هستند بهخاطر امنیت گوینده، توسط هوشمصنوعی بازخوانی شده در حالی که متن قرائتشده توسط هوشمصنوعی میتواند توسط هرکسی و ازجمله دستاندرکاران همان رسانهها نوشته شده باشد.
به هر حال چه سلطنتطلبان و چه گروههای دیگر مانند مجاهدین خلق نمیخواهند و بلکه نمیتوانند شکست خود را در براندازی جمهوری اسلامی در ایران بپذیرند. اما در همان حال غمگینترین موقعیت نیز به همین گروهها مربوط است؛ گروههایی که روزی تخممرغهایشان را درون سبد قدرتهای بزرگ گذاشتند و اکنون با هدف قرار گرفتن سبد قدرتهای بزرگ، اول تخممرغهای ایشان شکسته است.
