• در حالی که صدای موشک‌ها و پهپادها هنوز در آسمان کشور طنین‌انداز بود و تحریم‌های اقتصادی فشارهای خود را بر اقتصاد ایران تشدید می‌کرد سازمان امور مالیاتی در نه ماه نخست سال۱۴۰۴ رکوردی تاریخی ثبت کرد که می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی کشور باشد.

  • اقتصاد ایران بیش از آنکه از کمبود منابع رنج ببرد، گرفتار نحوه اداره منابع است. کشوری با ذخایر عظیم نفت و گاز، نیروی انسانی تحصیلکرده، موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز و بازاری بزرگ، در چهار دهه گذشته می‌توانست یکی از بازیگران اصلی اقتصاد منطقه باشد اما واقعیت امروز تصویر دیگری را نشان می‌دهد.

  • وقتی بحران از راه می‌رسد نخستین قربانی آن نه آمارهای رسمی، نه ترازنامه دولت و نه حتی شاخص‌های کلان اقتصادی بلکه سفره مردم است؛ همان جایی که گرانی، کمبود کالا، افت قدرت خرید و بی‌ثباتی مالی بی‌رحمانه‌ترین چهره خود را نشان می‌دهد.

  • در سالی که قیمت دارو ۲۵ بار بالا رفت، هیچ‌کس نگفت نسخه آخر را چه کسی باید پرداخت کند. دولت اسمش را «اصلاح قیمت» گذاشت، بیمه‌ها گفتند پوشش می‌دهیم، سازمان غذا و دارو از مدیریت بازار گفت اما بیمار در داروخانه با واژه‌ها طرف نبود؛ با عددی طرف بود که هر بار روی نسخه سنگین‌تر می‌شد.

  • دلار در ایران فقط یک نرخ نبوده خبر فوریِ اقتصاد سیاسی است. هربارکه سیاست خارجی به‌بن‌بست می‌رسد، هربارکه صدای جنگ بلندتر می‌شود، هربارکه دولت از «مدیریت بازار» سخن می‌گوید و مردم از آینده ریال می‌ترسند دلار زودتر از همه واکنش نشان می‌دهد؛ گاهی پیش از بخشنامه‌ها، گاهی خلاف بیانیه‌ها و اغلب بی‌اعتنا به‌اطمینان‌بخشی‌های رسمی.

  • 17اردیبهشت دونفتکش ایرانی در آب‌های جنوبی تنگه‌هرمز هدف قرار می‌گیرند. ساعاتی بعد سپاه پاسداران از «پاسخ سنگین» سخن می‌گوید و آتشی قدرتمند پاسخ می‌دهد اما همان شب واشنگتن اعلام می‌کند آتش‌بس «همچنان برقرار» و منتظر پاسخ رسمی تهران به‌سند ۱۴بندی پیشنهادی است.

  • جنگ آموزگاری خشن است. آنچه  هزار تریبون و‌ هزار تحلیل نتوانسته آموزش دهد یک موشک در چند ثانیه حک می‌کند.

  • ۶۸روز از بسته‌شدن تنگه‌هرمز می‌گذرد و هنوز نفس‌ جهان بند است. باریکه آبی به‌پهنای ۳۹کیلومتر که روزگاری شاهراه بی‌دردسر انرژی جهان بود اکنون به‌پرهزینه‌ترین گلوگاه ژئوپلیتیکی قرن‌بیست‌ویکم بدل شده است.

  • گاهی اقتصادها با سرمایه‌گذاری رشد می‌کنند و گاهی فقط با استقراض زنده می‌مانند. تفاوت این‌دو را نه در شعارهای رسمی بلکه باید در مسیر حرکت پول پیدا کرد؛ جایی که اعداد بی‌رحمانه‌تر از هر تحلیل و سخنرانی واقعیت را آشکار می‌کنند.

  • تصور کنید می‌خواهید برای یک‌پروژه صنعتی‌میلیاردی تصمیم بگیرید اما نمی‌دانید اقتصاد کشور در سه‌ماهه اخیر چه عملکردی داشته یا فرض کنید محقق دانشگاهی هستید که می‌خواهید روند تولید ناخالص داخلی ایران را برای سی سال گذشته تحلیل کنید اما با سه‌سال پایه متفاوت برای یک‌دوره زمانی مواجه می‌شوید و مجبور هستید ساعت‌های طولانی صرف تبدیل و هماهنگ‌سازی اعداد کنید.

آخرین اخبار