بازیهای ترامپ و اقتصاد تلخ ایران
چند روز دیگر به سالگرد جنگ ۱۲روزه اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی خواهیم رسید. ۲۳خرداد۱۴۰۴ بود که این دو کشور که دشمن تاریخی جمهوری اسلامی بهحساب میآیند با یورشی غافلگیرکننده و در میانه گفتوگوهای مقامهای سیاسی ایران و آمریکا جنگ را بر جمهوری اسلامی تحمیل کردند. به این ترتیب یکسال است کشور در وسط جنگ و شرایط دهشتناک نه جنگ، نه صلح گرفتار شده و همه نیروی فکری، مادی و مالی موجود و بهدست آمده در سالهای پیشین در مسیر جنگ به کار گرفته شد. پس از پذیرش آتشبس در اوایل تیرماه سال گذشته اما تنش باقیمانده فرصت برنامهریزی از اقتصاد در سطح کلان از دست رفت. اکنون نیز روزگار گونهای رقم خورده و در گردش است که راه برای هر برنامهریزی قابلاجرا را بسته است.
سیبهای جنگ ۴۴روزه که بسیار گستردهتر از جنگ ۱۲روزه بوده و هست شرایط را از ابعاد گوناگون دشوار کرده است.واقعیت تلخ این است که با همه آسیبهای احتمالی به اقتصاد کشورهای جهان و نیز برخی فعالیتها در سطح جهان و بهویژه آمریکا اما برای مردم ایران دستاوردی ندارد و این را دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا نیز میداند. تنهایی راهبردی سیاسی جمهوری اسلامی در جهان امروز که تحتتاثیر ترس از اعمال مجازات آمریکایی و نیز ریسکهای احتمالی قابلاعتنا در ایران از سوی کشورهای جهان اتفاق افتاده اثر خود را در بخش اقتصاد برجای گذاشته و جمهوری اسلامی متحدی وفادار برای تجارت در شرایط ایران را ندارد.
در چنین وضعیتی است که دونالد ترامپ بازی پیچیدهای را با جمهوری اسلامی در دستور کار قرار داده و با ارایه توئیتهای گمراهکننده، روزی از رسیدن به صلح مینویسد و ساعتی بعد مینویسد شاید جنگ اتفاق افتد و به این ترتیب توپ را به زمین جمهوری اسلامی انداخته و منتظر واکنش میماند. شمار روزافزون و پیچیده این توئیتها و نیز گفتوگو برای ادامه احتمالی جنگ یا رسیدن به توافق، ایرانیان را سردرگم میکند. مقامهای سیاسی و دارنده اختیارات برای پاسخ دادن به بازی دیپلماسی و نیز برخی تریبونداران در واکنش به این رفتار ترامپ پراکندهگویی دارند و در برخی مواقع با سخنانی تحریککننده سطح منازعه را تخفیف داده یا از مسیر خارج میکنند. برآیند این بازی اما چنین شده که جمهوری اسلامی دیگر مسائل مهم کشور بهویژه اقتصاد را رها کرده و همه نیرویش را برای جنگ آمادهسازی میکند. تخصیص همه نیروها و امکانات در این مسیر و غافل شدن از حل مسائل سفتشده باز کردن گرهها را ناممکن کرده و بار روانی و مادی جنگ بر دوش ایرانیان بهویژه مزد و حقوق و مستمریبگیران افتاده و دولت نیز از تامین ریال و ارز کافی برای حل مسائل ناتوان میماند. اکنون پرداختهای ریالی برای خرید گندم، پرداخت مستمری میلیونها بازنشسته و نیز ۵۰هزار استاد دانشگاه به بنبست رسیده و سروصدای این اقشار درآمده است. جز این، کشور در آمادهسازی سرمایه برای بازسازیهای واحدهای بزرگ پتروشیمی و فولاد و دیگر صنایع در تنگنای واقعی است. تجارت خارجی میرود که سختترین دوره کوچک شدن را بهدلیل محاصره دریایی و کاهش شدید صادرات نفت و دیگر کالاها و نیز واردات تجربه کند.
طولانی شدن این وضعیت بدون تردید سختترین روزها را برای مردم مهیا کرده است. یادمان باشد شهروندان ایرانی سفره نانشان کوچک شده و رخت بر بستن تفریح و آموزش و بهداشت و تیره بودن آینده را بهدلیل نبود چشماندازی روشن و زودهنگام تا روزهایی محدود و معدود تاب میآورند و روزهایی میرسد که حتی اگر بخواهند نیز بیتاب خواهند شد. در چاه بازیهای ترامپ نیفتیم.
