مزیت دیگری از دست میرود؟
یکم- در حالی که ترکیه و قزاقستان با سرمایهگذاری مشترک در ناوگان دریایی خزر و راهاندازی خطوط ریلی جدید، کریدور میانی را تقویت میکنند، ایران با وجود مزیت کوتاهترین مسیر، از اقدام هماهنگ برای رقابت باز مانده و در خطر از دست دادن سهم خود از ترانزیت اوراسیاست.
عجب خبر مهم و تلخی است. این خبر از کجا آمده است؟ خبر یادشده را یکی از خبرگزاریهای حکومتی منتشر که بارها تاکید کرده است در گزینش و خبرهای جمهوری اسلامی باید خبرهای خوش و مزیتی در دستور کار باشد.
دوم- به هرحال به نظر میرسد واقعیتها را نمیتوان همیشه ندید و از کنار آنها رد شد. بیان واقعیتها از سوی رسانهها برای این است که مدیران و ادارهکنندگان جامعه به خود بیایند و از تمرکز روی یک پدیده از دهها پدیده مهم خودداری کرده و همهچیز را ببینند. غیر از این است؟
سوم- درست است. به هرحال رخدادها را نمیتوان تا ابد لاپوشانی کرد. بهطور مثال اگر جمهوری اسلامی در این دهههای پشتسر گذاشتهشده میتوانست بندر چابهار را از غربت درآورده و مزیتهای آن را بالفعل کند شاید لازم نبود حالا ایران به بندرکراچی یا گوادر برای انتقال کالا نیازمند باشد. یا اگر جمهوری اسلامی در غفلت تاریخی رخداده در پرتو گرفتاریهای دیگر راه انتقال نفت و گاز باکو- جیحان را اجرا میکرد الان ترکیه هاب انرژی نمیشد.
چهارم- حالا پرسش کارشناسان چیست؟ پرسش این است که فراموش کردن مزیتهای جغرافیایی کشور به امید آیندهای مبهم تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ تا چه زمانی باید دست روی دست بگذاریم و ببینیم همسایههای ایران به جای مردم و دولت ایران از مزیتهای کمتر خود برای جایگزین شدن به جای مزیتهای ایران استفاده کنند. کشور را باید به بهترین روش اداره کرد.
