نبرد نامرئی در مدار پایین زمین!
جهان صنعت– شاید جنگ آینده نه با صدای انفجار موشکها بلکه با سکوتی نامرئی در آسمان آغاز شود؛ سکوتی که در آن ماهوارهها هنوز در مدار میچرخند اما دیگر فرمانی را دریافت و دادهای را منتقل نمیکنند. نبرد بر سر مدار پایین زمین، آرام و بیصدا در حال شکلگیری است؛ جایی که چین بهدنبال راهی برای خنثیسازی شبکهای است که بسیاری آن را ستون فقرات ارتباطات نوین جهان میدانند: «استارلینک.» شبکهای که توسط اسپیسایکس توسعه یافته و با هدایت ایلان ماسک به سرعت گسترش یافته، به زیرساختی با کارکردهای بالقوه ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. تجربه جنگ اوکراین نشان داد که چنین شبکهای میتواند در کوتاهترین زمان به شریان حیاتی ارتباطات نظامی تبدیل شود. برای پکن این نشانهای از تغییر قواعد بازی در جنگهای مدرن بود. ماسک با اعتمادبهنفس اعلام کرده بود که نابود کردن استارلینک کار سادهای نیست. منطق او روشن است: وقتی هزاران ماهواره در مدار پایین زمین فعالند، برای از کار انداختن شبکه باید هزاران هدف جداگانه منهدم شوند. چنین اقدامی مستلزم حجم عظیمی از موشکهای ضدماهواره است؛ آن هم در شرایطی که اسپیسایکس توانایی پرتاب سریع ماهوارههای جایگزین را دارد. در این معادله، حملهکننده وارد مسابقهای فرسایشی میشود که احتمالا بازنده آن خواهد بود. معماری توزیع شده و انعطافپذیر استارلینک آن را در برابر حملات کلاسیک مقاوم کرده است.
چین اما ظاهرا تصمیم گرفته بهجای ورود به این مسابقه پرهزینه موشکی، معادله را از زاویهای دیگر بازنویسی کند: حمله نه به جسم ماهواره بلکه به کارکرد آن. به جای انفجار، اختلال. به جای آوار فضایی، انرژی هدایت شونده. پژوهشگران چینی مدعی هستند که ماهوارههای مدار پایین زمین، برخلاف تصور رایج در برابر امواج مایکروویو پرقدرت آسیبپذیرند. تمرکز آنان بر توسعه سلاحهای انرژی هدایت شوندهای است که بتواند از سطح زمین با ارسال پالسهای متمرکز و بسیار پرانرژی، سامانههای الکترونیکی ماهوارهها را مختل یا حتی دچار آسیب دائمی کند. این رویکرد یک مزیت مهم دارد: بدون ایجاد زباله فضایی و بدون ورود به درگیری آشکار موشکی، میتوان کارایی شبکه را کاهش داد. در این میان، نام سامانهای بیش از همه مطرح شده است: TPG1000Cs؛ محصول تیمی از پژوهشگران موسسه فناوری هستهای شمالغرب چین. این دستگاه بهعنوان نخستین محرک فشرده جهان برای سلاحهای مایکروویو پرقدرت معرفی شده و رسانههای دولتی چین مدعی هستند که توانایی تولید توانی در حدود ۲۰گیگاوات را برای مدت نزدیک به یک دقیقه دارد؛ عددی که در حوزه سلاحهای انرژی هدایت شونده بسیار قابل توجه است. آنچه این سامانه را متمایز میکند، صرفا توان خروجی آن نیست بلکه ترکیب قدرت، ابعاد و پایداری عملکرد است. در حالی که نمونههای قدیمیتر سلاحهای مایکروویوی بسیار حجیم و محدود بودند — برای مثال سامانه روسی Sinus-7 که حدود ۱۰تن وزن داشت و تنها برای یک ثانیه عمل میکرد — TPG1000Cs در قالبی فشردهتر طراحی شده است. طول آن حدود چهارمتر و وزنش نزدیک به پنج تن است؛ ابعادی که امکان نصب روی کامیون، کشتی جنگی، هواپیما یا حتی سکوهای فضایی را فراهم میکند.
این سامانه قادر است در هر چرخه عملیاتی هزاران پالس پرانرژی تولید کند و طبق گزارشها در آزمایشها بیش از ۲۰۰هزار پالس را بدون افت عملکرد ثبت کرده است. تیم پژوهشی به سرپرستی وانگ گانگ با بازطراحی ساختار داخلی دستگاه، استفاده از آلیاژ آلومینیوم به جای فولاد مقاوم و طراحی U شکل برای بازتاب همزمان انرژی به جلو و عقب توانستهاند نسبت توان به وزن را به شکل چشمگیری بهبود دهند. نتیجه، سیستمی است که کارایی سامانههای بزرگتر را در فضایی کوچکتر و متحرک بازتولید میکند. از نگاه راهبردی، این تحول معنایی فراتر از یک پیشرفت فنی دارد. اگر سلاحی بتواند بدون تخریب فیزیکی، مدارهای الکترونیکی ماهواره را مختل کند، شبکهای مانند استارلینک وارد چالشی تازه میشود. حمله موشکی آشکار است و پیامدهای سیاسی و حقوقی روشنی دارد اما اختلال الکترومغناطیسی میتواند در مرز خاکستری بین جنگ و صلح باقی بماند. این همان نقطهای است که فناوری به ابزاری برای جنگهای پنهان تبدیل میشود.
نکته قابل توجه دیگر تصمیم اسپیسایکس برای کاهش ارتفاع مداری برخی ماهوارههای استارلینک به منظور کاهش خطر برخورد است. این اقدام از منظر ایمنی فضایی منطقی است اما از دید تحلیلگران چینی یک آسیبپذیری بالقوه محسوب میشود زیرا هرچه ماهواره به زمین نزدیکتر باشد، در دسترس سلاحهای انرژی هدایت شونده زمینی قرار میگیرد و شدت انرژی موثر بر آن افزایش مییابد. با این حال تاریخ فناوری نشان داده است که مقابله با سامانههای توزیع شده و مقیاسپذیر اغلب با چالشهای پیشبینینشده روبهرو میشود. استارلینک صرفا مجموعهای از ماهوارهها نیست؛ شبکهای پویا با قابلیت جایگزینی سریع، بهروزرسانی نرمافزاری و اصلاح معماری ارتباطی است. حتی اگر بخشی از آن دچار اختلال شود، ساختار مشبک شبکه میتواند مسیرهای ارتباطی را بازآرایی کند. علاوه بر این، توسعه سپرهای الکترومغناطیسی، سختسازی تجهیزات در برابر تابش و بهبود تابآوری الکترونیکی میتواند اثرگذاری چنین حملاتی را کاهش دهد. از سوی دیگر استفاده گسترده از سلاحهای مایکروویو پرقدرت علیه اهداف فضایی خود میتواند پیامدهای راهبردی پیشبینینشدهای داشته باشد. تشدید رقابت در حوزه انرژی هدایت شونده، ممکن است به مسابقهای تازه در فضا منجر شود؛ مسابقهای که مرز میان بازدارندگی و بیثباتی را باریکتر میکند. همانطور که توسعه موشکهای ضدماهواره در دهههای گذشته نگرانی از آوار فضایی را افزایش داد، اکنون سلاحهای نامرئی نیز میتوانند نظم شکننده مدار پایین زمین را تهدید کنند.
چین با تمرکز بر انرژی هدایت شونده، در تلاش است راهی کمهزینهتر و انعطافپذیرتر برای مهار برتری فضایی آمریکا بیابد اما پرسش کلیدی این است که آیا چنین رویکردی میتواند در برابر شبکهای باهزاران گره مستقل موفق باشد؟ فناوریهای شبکهای ذاتا برای بقا در شرایط اختلال طراحی میشوند. همانطور که اینترنت زمینی از حملات سایبری جان سالم بهدر برده و تکامل یافته شبکههای ماهوارهای نیز احتمالا مسیر مشابهی را طی خواهند کرد. بنابراین آنچه در حال شکلگیری است، نه صرفا رقابت میان دو فناوری بلکه جدالی میان دو فلسفه راهبردی است: انهدام در برابر اختلال، تمرکز در برابر توزیع، سکوت انرژی در برابر انفجار موشک. چین میکوشد با تکیه بر سلاحهای مایکروویو پرقدرت، نقطهضعف احتمالی استارلینک را بیابد اما تجربه نشان داده است که فناوریهای مقیاسپذیر و شبکهای معمولا با هر تهدیدی سازگار میشوند و شکل تازهای به خود میگیرند. شاید آینده این رقابت را نه قدرت یک پالس ۲۰گیگاواتی بلکه سرعت نوآوری و توان سازگاری تعیین کند. در آسمانی که هر روز شلوغتر میشود، برنده کسی خواهد بود که سریعتر یاد بگیرد، سریعتر اصلاح کند و سریعتر بازگردد.
