زنگ خطر کسبوکارها به صدا درآمد!
جهان صنعت– در پی آغاز حملات هوایی آمریکا و اسراییل، اینترنت بینالملل کشور قطع شد و صرفا وبسایتهای داخلی در دسترس هستند. همزمان برخی از رسانههای داخلی بهنقل از مؤسسه نتبلاکس گزارش کردند که سطح دسترسی به اینترنت بینالملل در ایران به چهار درصد رسیده است. رادار ابرآروان نشان میدهد که اختلال گسترده در دسترسی دیتاسنترهای کشور به اینترنت بینالملل وجود دارد و در عمل دسترسی به اینترنت بینالملل غیرممکن شده است. برخی از پلتفرمهای پیامرسان داخلی از روز گذشته با اختلال جزئی روبهرو بودند. در دقایق و ساعات آغازین جنگ، شبکه موبایل در برخی از نقاط تهران مختل شد و امکان برقراری تماس تلفنی وجود نداشت اما گزارش شده که خطوط موبایل و تلفن در سراسر کشور برقرار است. با این حال قطع اینترنت به یکی از ابزارهای کلیدی دولتها برای مدیریت بحرانها تبدیل شده است. ایران با تاریخچهای پر از ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی بهویژه در سالهای اخیر بارها شاهد قطع اینترنت بهعنوان یک اقدام اضطراری بوده اما این اقدام که بهظاهر برای حفظ امنیت ملی صورت میگیرد در واقع میتواند به تشدید تنشها و نارضایتی عمومی منجر شود. قطع اینترنت در ایران معمولا در زمانهای بحرانی، مانند اعتراضات اجتماعی یا ناآرامیهای سیاسی، بهعنوان یک اقدام پیشگیرانه انجام میشود. دولت ادعا میکند که این اقدام برای جلوگیری از گسترش اطلاعات نادرست و سازماندهی معترضان ضروری است اما واقعیت این بوده که این اقدام بیشتر بهعنوان ابزاری برای سرکوب صدای مخالفان و محدودکردن آزادی بیان عمل میکند. در چنین شرایطی مردم بهجای آگاهی از وضعیت واقعی جامعه با ابهام و سردرگمی روبهرو میشوند. قطع اینترنت نهتنها بر زندگی روزمره مردم تاثیر میگذارد بلکه پیامدهای اقتصادی جدی نیز به همراه دارد. کسبوکارهای آنلاین، بهویژه استارتاپها و شرکتهای فناوری اطلاعات با از دست دادن دسترسی به مشتریان و بازارها، با خسارات مالی قابلتوجهی مواجه میشوند. براساس برآوردهای صورتگرفته، قطع اینترنت در زمانهای بحران میتواندمیلیاردها تومان خسارت به اقتصاد کشور وارد کند. این اقدام میتواند باعث کاهش سرمایهگذاری خارجی و فرار مغزها شود.
بارها گفته شده که قطع اینترنت بهعنوان یک اقدام سرکوبگرانه، احساس ناامیدی و یأس را در جامعه افزایش میدهد. مردم که بهطور فزایندهای به شبکههای اجتماعی وابسته هستند ناگهان از حق دسترسی به اطلاعات محروم میشوند. این احساس محرومیت میتواند منجر به افزایش تنشها و بروز اعتراضات گستردهتر شود. در واقع، هر بار که اینترنت قطع میشود، احتمال بروز ناآرامیهای جدید افزایش مییابد. واکنشهای بینالمللی نسبت به قطع اینترنت در ایران نیز قابل توجه است. سازمانهای حقوق بشری و کشورهای غربی بارها این اقدام را محکوم کردند و خواستار بازگشت سریع خدمات اینترنتی شدند. این فشارها نهتنها بر تصویر بینالمللی ایران تاثیر منفی میگذارد، بلکه میتواند منجر به تحریمها و انزوای بیشتر کشور شود. دولت برای مدیریت بحرانها، نیازمند تغییر رویکرد است. بهجای استفاده از ابزارهای سرکوبگرانه مانند قطع اینترنت، باید فضایی امن برای مردم ایجاد کند. تقویت زیرساختهای اینترنتی و ارتقای سطح دسترسی عمومی به اطلاعات نیز میتواند به کاهش مشکلات کمک کند. بنابراین قطع اینترنت در ایران نهتنها یک اقدام فنی نیست بلکه نمایانگر چالشهای عمیقتر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بوده که کشور با آن مواجه است. اگر دولت بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و خواستههای آنها را بشنود، ممکن است بتواند از بروز بحرانهای بزرگتر جلوگیری و زمینههای توسعه پایدار را فراهم کند اما این سوال باقی میماند که آیا دولت ایران قادر خواهد بود از ابزارهای سرکوبگرانه فاصله بگیرد و به سوی مدیریتی انسانیتر حرکت کند؟
باتوجه به این شرایط دولت ایران باید راهکارهایی را برای مدیریت بحرانهای اجتماعی پیدا کند که همزمان با حفظ امنیت ملی حقوق شهروندان را نیز رعایت کند. برای حل این چالشها نیاز به رویکردی جامع و چندجانبه وجود دارد که بتواند نیازهای مردم را برآورده کرده و در عین حال امنیت کشور را نیز تضمین کند. اگر دولت بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و خواستههای آنها را بشنود ممکن است بتواند از بروز بحرانهای بزرگتر جلوگیری کرده و زمینههای توسعه پایدار را فراهم کند. در نهایت قطع اینترنت در ایران یک موضوع پیچیده بوده که نیازمند تحلیل دقیق و جامع است. این پدیده نه تنها تاثیرات فوری بر زندگی روزمره مردم دارد بلکه میتواند پیامدهای بلندمدت اجتماعی و اقتصادی نیز به همراه داشته باشد. بنابراین توجه به این موضوع و یافتن راهکارهای مناسب برای مدیریت آن از اهمیت ویژهای برخوردار است.
