کاربران در انتظار وصلشدن فیلترشکنها!
جهان صنعت– سالهاست درباره «اینترنت ملی» حرف زده شده و بودجههای کلان اختصاص داده میشود، طرحها تصویب میشوند، وعدهها داده میشود و مسوولان در نشستها و مصاحبهها از پیشرفتها سخن میگویند اما هر بار که بحران واقعی فرا میرسد، هربار که اینترنت بینالمللی دچار اختلال یا قطع کامل میشود، یک واقعیت تلخ دوباره خود را نشان میدهد: «مردم به شبکههای داخلی اعتماد ندارند.» این روزها سکوت عجیبی در زندگی بسیاری از کاربران ایرانی جریان دارد. بیش از ۱۰روز است که اینترنت بینالمللی عملا قطع شده و میلیونها نفر ناگهان از جهان دیجیتال جدا شدهاند. نکته عجیب ماجرا اما این نیست که اینترنت قطع شده؛ نکته عجیبتر این است که در چنین شرایطی هم بسیاری از مردم حاضر نیستند به شبکههای داخلی اعتماد کنند. نه به این دلیل که لجبازند یا دشمنی دارند بلکه به دلیل تجربهای که طی سالها به آنها ثابت کرده کیفیت پایین، اختلالهای مداوم و محدودیتهای گسترده، این شبکهها را به گزینهای غیرقابل اتکا تبدیل کرده است. اگر اینترنت ملی قرار بود در چنین شرایطی کارآمد باشد، حالا باید زمان درخشش آن میبود. اما به جای آن بسیاری از کاربران حتی حاضر نیستند برای چند دقیقه هم از این سرویسها استفاده کنند. کاربران ایرانی در سالهای اخیر بارها تلاش کردهاند از سرویسهای داخلی استفاده کنند. پیامرسانها، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای مختلفی معرفی شدند که قرار بود جایگزین نمونههای جهانی باشند. اما مشکل اینجا بود که تجربه استفاده از این سرویسها اغلب با ناامیدی همراه بود. سرعت پایین، اختلالهای مکرر، طراحی ضعیف و کمبود امکانات باعث شد بسیاری از کاربران پس از مدتی دوباره به سرویسهای خارجی برگردند. حتی کسانی که در ابتدا با امید از این پلتفرمها استفاده میکردند، در نهایت به این نتیجه رسیدند که فاصله میان وعدهها و واقعیت بسیار زیاد است.
وقتی انتخاب واقعی وجود ندارد
در شرایط عادی کاربران میتوانند میان سرویسهای مختلف انتخاب کنند. اگر یک پلتفرم کیفیت خوبی نداشته باشد، به سادگی کنار گذاشته میشود و جای خود را به گزینهای بهتر میدهد اما در فضای اینترنت ایران، این انتخاب اغلب واقعی نیست. کاربران گاهی مجبور میشوند میان «دسترسی محدود» و «دسترسی بسیار محدودتر» یکی را انتخاب کنند. وقتی چنین وضعیتی شکل میگیرد، طبیعی است که کاربران به دنبال راههای جایگزین باشند حتی اگر این راهها پرهزینه یا پرریسک باشند.
شاید یکی از واضحترین نشانههای وضعیت اینترنت در ایران همین تصویر باشد: «میلیونها کاربر که منتظر وصل شدن فیلترشکنهایشان هستند.» در شرایطی که اینترنت جهانی قطع شده، بسیاری از مردم همچنان امیدوارند ابزارهای دور زدن فیلترینگ دوباره کار کنند. این انتظار، خود به تنهایی گویای یک حقیقت مهم است که کاربران ترجیح میدهند صبر کنند تا به اینترنت جهانی وصل شوند حتی اگر این انتظار طولانی باشد. این یعنی شبکههای داخلی هنوز نتوانستهاند اعتماد کاربران را جلب کنند. همچنین در دل این محدودیتها، یک بازار بزرگ شکل گرفته است؛ بازاری که شاید کمتر درباره آن صحبت میشود اما تاثیرش بسیار گسترده است. فروش فیلترشکنها به یکی از کسبوکارهای پرسود تبدیل شده است. کاربران برای دسترسی به اینترنت آزاد حاضرند هزینههای سنگین پرداخت کنند؛ هزینههایی که گاهی از قیمت بسیاری از خدمات رسمی بیشتر است. این وضعیت یک تناقض عجیب ایجاد کرده است. از یکسو اینترنت محدود میشود و از سوی دیگر بازاری برای دور زدن همین محدودیتها رشد میکند.
واقعیتی که نیاز به آمار ندارد
از سوی دیگر در بسیاری از مواقع وقتی تعداد کاربران شبکههای داخلی کمی افزایش پیدا میکند، اختلالها شروع میشود. سرعت کاهش پیدا میکند. صفحات بهکندی باز میشوند. پیامها دیر ارسال میشوند و گاهی اصلا ارسال نمیشوند. در چنین شرایطی کاربران خیلی سریع ناامید میشوند. آنها نمیخواهند زمان خود را صرف سرویسهایی کنند که حتی در شرایط عادی هم بهسختی کار میکنند. به همین دلیل است که بسیاری از مردم ترجیح میدهند اصلا سراغ این شبکهها نروند. گاهی برای فهمیدن یک مشکل نیازی به آمارهای رسمی نیست. کافی است به تجربه واقعی مردم نگاه کنیم. وقتی کاربران بهطور ملموس میبینند که سرویسها کند هستند، اختلال دارند یا امکانات محدودی دارند، دیگر نیازی به گزارشهای تحلیلی نیست. واقعیت در زندگی روزمره آنها قابل مشاهده است. همین تجربههاست که باعث شده بسیاری از کاربران نسبت به آینده اینترنت داخلی بدبین باشند.
سوالی که هنوز پاسخ ندارد
در تمام این سالها بودجههای زیادی برای توسعه زیرساختهای ارتباطی کشور هزینه شده است. پروژههای متعددی تعریف و بارها اعلام شده که شبکه ملی اطلاعات در حال پیشرفت است اما وقتی اینترنت جهانی قطع میشود و شبکههای داخلی نمیتوانند نیاز کاربران را تامین کنند، یک سوال ساده در ذهن بسیاری از مردم شکل میگیرد: «این همه هزینه دقیقا کجا صرف شده است؟» این سوال شاید ساده به نظر برسد اما پاسخ دادن به آن میتواند بسیاری از ابهامها را روشن کند. برای بسیاری از مردم اینترنت به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است. دانشجویانی که برای تحقیق به منابع آنلاین نیاز دارند، فروشندگانی که از طریق شبکههای اجتماعی مشتری پیدا میکنند، برنامهنویسانی که با شرکتهای خارجی همکاری میکنند و حتی خانوادههایی که با عزیزانشان در خارج از کشور ارتباط دارند، همگی به اینترنت وابستهاند. وقتی این ارتباط ناگهان قطع میشود، زندگی بسیاری از افراد دچار اختلال میشود.
مسالهای که فراتر از تکنولوژی است
شاید یکی از بزرگترین قربانیان قطعی اینترنت، کسبوکارهای کوچک باشند. بسیاری از این کسبوکارها در سالهای اخیر فعالیت خود را بر بستر اینترنت شکل دادهاند. وقتی اینترنت قطع میشود، این جریان ناگهان متوقف میشود. سفارشها لغو میشوند، ارتباط با مشتریان قطع شده و درآمد بسیاری از افراد از بین میرود. برای برخی از این کسبوکارها، هر روز قطعی اینترنت میتواند به معنای ضررهای جدی باشد. مشکل اینترنت در ایران به سیاستگذاری، مدیریت و نوع نگاه به فضای دیجیتال مربوط میشود. اگر اینترنت بیشتر بهعنوان تهدید دیده شود، طبیعی است که سیاستها بیشتر بر محدودسازی تمرکز داشته باشند تا توسعه. اما واقعیت جهان امروز چیز دیگری است. اینترنت به ستون اصلی اقتصاد دیجیتال تبدیل شده و بسیاری از کشورها تلاش میکنند دسترسی شهروندان خود را به آن آسانتر و سریعتر کنند. با وجود تمام مشکلات هنوز هم فرصت برای تغییر وجود دارد. زیرساختهای ارتباطی اگر با برنامهریزی درست توسعه پیدا کنند، میتوانند به یکی از مهمترین سرمایههای کشور تبدیل شوند. اما این تغییر نیازمند شفافیت، پاسخگویی و توجه واقعی به نیازهای کاربران است. مردم باید احساس کنند که این شبکهها برای آنها ساخته شدهاند، نه برای محدود کردنشان.
هشدار درباره روزهای عجیبتر
شرایط فعلی یک هشدار جدی است. اگر تصمیمات اساسی درباره آینده اینترنت گرفته نشود، ممکن است با مشکلات بزرگتری روبهرو شویم. دنیا با سرعت به سمت دیجیتالی شدن حرکت میکند. در چنین شرایطی محدود شدن دسترسی به اینترنت میتواند کشور را از بسیاری از فرصتهای اقتصادی و علمی محروم کند. بنابراین یک حقیقت ساده وجود دارد: اینترنت باید برای مردم کار کند. اگر زیرساختی ساخته شود که مردم از آن استفاده نکنند، اگر شبکهای ایجاد شود که کاربران به آن اعتماد نداشته باشند، آن پروژه هرچقدر هم پرهزینه باشد، موفق نخواهد بود. مردم ایران نشان دادهاند که به اینترنت نیاز دارند. نه به عنوان یک ابزار لوکس بلکه به عنوان بخشی از زندگی و شاید مهمترین سوال این باشد: آیا سیاستگذاران حاضرند این واقعیت را بپذیرند؟
تاثیر قطع اینترنت بینالملل بر کسبوکارهای آنلاین
سعید امینیان، کارشناس فناوری اطلاعات و ارتباطات در گفتوگو با «جهانصنعت» گفت: در نهمین روز از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، اینترنت بینالملل کاملا قطع شده است. با این وجود، شبکههای داخلی و ارتباطات محدودی که هنوز در دسترس هستند، نمیتوانند نیازهای اساسی کسبوکارهای آنلاین را برآورده کنند به خصوص در ایام پایان سال که درآمد بیشتر کسبوکارهای دیجیتال در این ماهها اتفاق میافتد. کسبوکارهای آنلاین کوچک و متوسط که کاربران خود را عمدتا در بستر شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام، واتساپ، تلگرام و… داشتند، با قطع اینترنت دچار مشکلات عدیدهای در زنجیره فروش میشوند. مشتریان نمیتوانند سفارش دهند، فروشندگان نمیتوانند پرداختها را دریافت کنند و این مشکلات بهویژه در روزهای پایانی سال که فروشهای فصلی و ماهانه به اوج میرسند، تاثیر بسزایی دارد. کسبوکارهای کوچک و متوسط که براساس فروش آنلاین زندگی میکنند در این شرایط نمیتوانند هزینههای ثابت خود را پوشش دهند. توقف فروشها، کاهش درآمد، افزایش هزینههای ایشان و عدم دسترسی به اطلاعات بازار، باعث تشدید بحران مالی میشود. این شرایط میتواند منجر به افزایش نرخ بیکاری در بین این کسبوکارها شود.او در ادامه گفت: کسبوکارهای آنلاین کوچک و متوسط تابآوری میانمدت یا طولانیمدت در این شرایط را ندارند و بهسرعت از بین خواهند رفت. بنابراین ضروری است که در شرایط تداوم این قطعیها، دولت راهکارهای جایگزین و اقتصادی اضطراری را در دسترس کاربران قرار دهد. راهکارها شامل ارائه تسهیلات مالی و تکمیلی به کسبوکارهای آنلاین، تقویت شبکههای ارتباطی داخلی و ارائه خدمات جایگزین، ایجاد مکانیسمهای نظارت و حمایت برای کسبوکارهای در خطر و برقراری ارتباط با اینترنت بینالملل بهصورت کنترلشده با ملاحظات امنیتی لازم است. او در پایان گفت: قطع اینترنت بینالملل در شرایط جنگی یک بحران اقتصادی و فناوری است که بر کسبوکارهای آنلاین و اقتصاد کلی تاثیر بسزایی دارد. دولت باید در این شرایط بهجای تاکید بر تحریمها و قطع ارتباطات، روی ایجاد راهکارهای جایگزین و ارائه مسیرهای مناسب جایگزین و حمایت از کسبوکارها فعالیت کند.
