پتروشیمی سرمایه تاریخی ایرانیان است
رهبری اسرائیل و نیز ایالاتمتحده آمریکا با دانستن ابعاد بزرگ اقتصاد پتروشیمی در زندگی و کسبوکار ایران و ایرانیان به نابودی این بخش مهم از اقتصاد اقدام کرده است. آنها نیک میدانند ساخت هر واحد پتروشیمی علاوهبر اینکه نیاز به سرمایه ارزی قابلاعتنا دارد، هزارانهزارمیلیاردریال لازم دارد که در شرایط فعلی تامین آن بسیار سخت است. تازه اگر سرمایه مادی و مالی ساخت پتروشیمیهای نابود شده در دسترس باشد بهطور میانگین سه سال زمان نیاز است تا هر مجتمع دوباره ساخته شود. در همه روزهایی که واحدهای پتروشیمیهای نابود شده به تولید برنگردند هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم و نیز بخش مهمی از درآمد ارزی کشور از دست میروند. جبران این میزان خسارت در کوتاهمدت با توجه به شرایط عمومی کشور کار آسانی نیست.
دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی به دلیل اینکه در ماههای تازهسپریشده نتوانسته است دوستان خود را نگه دارد و احساس وفاداری و اعتماد آنها را داشته باشد در این وضعیت نمیتواند از کشورهای دیگر برای دور نگه داشتن تخریب پتروشیمیها کمک بگیرد.
دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی بحق یا هر چیز دیگر شوربختانه پشتیبانی حتی لفظی نهادهای بینالمللی را نیز نمیتواند جلب کند و از این نهادها بخواهد که راه نابودی واحدهای باقیمانده پتروشیمی و فولاد را ببندند.
شوربختانه باید گفت حزب کمونیست چین تا اینجای کار رفتاری که از یک متحد راهبردی انتظار میرفت برای حمایت عملی از ایران نداشته و بعید است از این پس نیز اقدام به حمایت کند. این وضعیت از سوی روسیه نیز دیده میشود و الیگارشهای روسی نمیخواهند به متحد خود یاری برسانند.
حالا باید کاری کرد و راه را با هر وسیله و هر اقدام و تصمیمی برای تخریب زیربناهای اقتصادی ایرانیان بست. نهاد دولت و شخص رییسجمهور در اینباره وظایف سنگینی برعهده دارند. رییسجمهور پزشکیان سوگند یاد کرده از ثروت و داراییهای ایرانیان پاسداری کند. او نیک میداند سرمایه نخستین ساخت همه مجتمعهای پتروشیمی از شروع سال۱۳۷۰ به اینسو از درآمدهای مردم ایران که در خزانه دولت انباشت شده بود تامین شده و در حقیقت پتروشیمیهای کشور جزو اموال و داراییهای مردم است و باید از هر راهی که میشود راه را برای جلوگیری از نیستی آنها بست.
این داستان عینا برای بزرگترین واحدهای تولید فولاد نیز قابل تکرار بوده و سرمایه نخستین این واحدها از سرمایه ملی ایرانیان تامین شده است. نمیتوان دست روی دست گذاشت و اسرائیلیها و آمریکاییها را برای تخریب سرمایه ایران رها کرد.
واقعیت این است همانطور که در میدان جنگ نقطهزنی موشکی و پهپادی به کار میآید باید در میدان دیپلماسی نیز نقطهزنهای ورزیده داشته باشیم تا در جهان دیوانه شده فعلی منافع ایرانیان بردبار را نگهداری کنند. در هیچ جنگی بدون نیروی نیرومند دیپلماسی و سیاست نمیتوان به پیروزی رسید. همه نویسندگان و روشنفکران وکسانی که دلشان برای این مرز وبوم میسوزد باید در این راه باشند و از سرمایه تاریخی ایرانیان صیانت کنند.
