ظرفیت قابل قبول دولت در مدیریت امور کشور
بلافاصله پس از آغاز جنگ شهروندان عادی که نسبتی با فعالیتهای نظامی یا امنیتی ندارند و زندگی معمولی خود را در کشورشان سپری میکنند، در مورد امور روزمره خود از جمله معیشت، کسبوکار و اقلام مصرفی زندگی خود دچار نگرانی میشوند. بارزترین تظاهرات رفتاری این نگرانی در طولانی شدن صف پمپبنزینها، غارت فروشگاهها و کمبود محسوس مواد غذایی، محصولات بهداشتی و دارو در جامعه مشاهده میشود. نمیتوان انکار کرد که برخی از این تظاهرات رفتاری در جامعه ایرانی نیز مشاهده و مثلا در همان ساعتهای نخست حمله، صفهای طولانی در مقابل پمپبنزینها تشکیل شد اما شهروندان ایرانی مشاهده کرده بودند که در جریان جنگ ۱۲روزه که اولین رویداد از این دست در دهههای اخیر محسوب میشد، دولت به سرعت بر اوضاع مسلط شد و توانست نیازمندیهای شهروندان را در حد متعارف تامین کند. از این بابت صفهای طولانی در مقابل پمپبنزینها اگرچه در روز نخست جنگ مشاهده شد ولی دوام نیاورد و این صفها به سرعت کاهش یافت و کوچک شد. در عین حال هیچ رویداد دیگری که نشانه فروپاشی اجتماعی، وقوع اتفاقهای شبه قحطی و مانند آن باشد، در هیچ نقطه ایران مشاهده نشد.
واقعا با هر معیاری که ارزیابی شود، دولت مدیریت موفق و قابل قبولی را در اداره امور جامعه اعمال کرده و نه فقط حداقلهای معیشتی که حداقلهای رفاه شهروندان ایرانی را در شهرهای گوناگون کشور تامین کرد. برخلاف جنگ هشت ساله ایران و عراق، در جنگ تحمیلی اخیر مناطق جنگزده به آن شکلی که در جنگ با عراق در کشورمان وجود داشت، پدید نیامد. در آن جنگ نوار مرزی ایران با عراق به خاطر اشغال، حملات مکرر هوایی و توپخانهای و تردد پرحجم نظامیان ایرانی در آن مناطق به مناطق جنگزده و تخریبشده تبدیل شده بودند اما در این نبردها مناطق مرزی وجود نداشت و به همین علت مناطق جنگ زده هم پدید نیامد. در عین حال پس از هر حمله، عوامل شهری و دولتی برای بازسازی خسارتهای ظاهری و برخی خسارتهای فنی اقدام میکردند چنانکه ظاهر شهرهای ایرانی به ظاهری جنگزده تبدیل نشد و علاوه بر این با وجود هدف قرار گرفتن برخی تاسیسات شهری مانند نیروگاهها، انبارهای سوخت، پلهای ارتباطی، جادهها و…، اکثر این تاسیسات به سرعت بازسازی و قابل استفاده میشد و به همین دلیل در طول جنگ حدودا ۴۰روزه با ایالاتمتحده و اسرائیل، اختلال عمدهای در تامین برق، سوخت و… ایران رخ نداد و به این دلیل زندگی روزمره ایرانیان در اثر یا در طول زمان جنگ دچار اختلاف عمدهای نشد. فعالیتهای اداری دولت ایران از ۹ اسفندماه که با اولین حمله به مناطق مهم اداری و حکومتی ایران بهویژه اسرائیل و ایالات متحده جنگ آغاز شد، متوقف گردید و بسیاری از وزارتخانهها تعطیل یا عملا تعطیل شدند. به ویژه هیات وزیران و مقامات دولتی یا حکومتی جزء اهداف ترور اسرائیل بودند. اسرائیل تصور میکرد و هنوز هم بر این باور است که با هدف قرار دادن مقامات دولت و حکومت به ایجاد ناامنی و دامن زدن به نابسامانیهای داخلی کشور کمک و آن را تشدید میکند. در این دوره اسرائیل ترور چهرههای امنیتی و نظامی دولت و کشور را در دستور کار و اولویت خود قرار داد و هر چند توانست دو وزیر دفاع و اطلاعات را به شهادت برساند اما در مورد سایر مقامات از جمله معاونان رییسجمهور و سایر وزیران چندان موفق نبود و حتی نتوانست یکی از روسای قوههای سهگانه کشورما را هدف قرار دهد یا فرمانده نیروی انتظامی کشور که چند بار برای ترور او اقدام شد هم جان سالم به در برد. با ین حال فعالیتهای روزمره هیچ دستگاه دولتی یا حکومتی متوقف نشد بهویژه دستگاههایی مانند توانیر، بخشهای وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنایع، معدن و تجارت مانند قدیم و بلکه با قدرت بیشتری ادامه پیدا کرد به محض وقوع حادثه یا مورد اصابت قرار گرفتن منطقه یا ناحیهای، وارد عمل میشدند و اوضاع را به حالت قبل بازمیگرداندند. شهرداریها به عنوان متولی امور شهری نیز در این جنگ واقعا در ظرفیت قابل قبول و درخشانی عمل کرده و در کمترین زمان معابر شهری مورد هدف قرارگرفته را پاکسازی و مهیای استفاده شهروندان میکردند. این امر در مورد معابر بین شهری که مسوولیت آن بر عهده وزارت راه و شهرسازی و استانداریهاست نیز صادق بود و تقریبا هیچ یک از معابر شهری یا بین شهری در طول جنگ به خاطر حمله دشمن برای مدت طولانی مسدود نماند.
در عین حال وزارتخانههای آموزشی که فعالیتهای آموزشی دانشآموزان و دانشجویان پزشکی و غیرپزشکی را بر عهده دارند به فعالیت خود ادامه دادند و هر چند همه این فعالیتها مجازی شده و گمان میرود که این فعالیتها همچنان مجازی باقی بماند اما به هر حال دانشگاهها در ظرفیتهای قابل قبول جنگی به کار خود ادامه دادند هر چند که ضعف مفرط شبکههای آموزشی و شبکههای اجتماعی ایرانی و در مجموع ضعف قابل مشاهده ملموس و تاثیرگذار اینترنت یا به عبارت بهتر اینترنت و شبکه ملی اطلاعات، ارائه خدمات آموزشی به دانشآموزان و دانشجویان را دچار اختلال ناامیدکنندهای کرده است.
در عین حال اگرچه مرکز اطلاعات و پردازش برخی بانکها مانند سپه و ملی هدف اصابت پرتابههای دشمن قرار گرفت ولی فعالیت عمومی بانکها، مخصوصا بانکهایی که پرداخت حقوق کارکنان و بازنشستگان را برعهده داشتند انجام شد. این فعالیتها البته پس از وقوع مدتی دچار وقفه شد و به حالت تعلیق درآمد اما در مجموع میتوان گفت که جنگ باعث فروپاشی سیستم بانکی و مالی کشور نشد هرچند که یکی از راهبرد اسرائیلیها این بود که بهوسیله نابودسازی سرور اطلاعاتی بانکها، امکان پرداخت حقوق کارکنان و بازنشستگان را ناممکن و نارضایتی عمومی درون کشور را تشدید کنند اما این هدف تامین نشد و بسیاری از ایرانیان و بالاخص کارکنان و بازنشستگان نیروهای مسلح با دشواریهای پیش آمده ناشی از جنگ همراه شدند و اثری از نارضایتی فعال و تاثیرگذار در شهرها و… ایران مشاهده نشد.
