دوگانه زمان و گفتمان

کورش الماسی
کدخبر: 631137

کورش الماسی

کورش الماسی

امر پنهانی نیست که پیامدها و اثرات تجاوز به ایران، کشور را وارد یک وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… جدید یا به تعبیری یک دوره تاریخی جدید کرده است. از این رو این موجز تلاشی برای درک و تبیین وضعیت کنونی و ترسیم راهی برای آینده است.

تجاوز نابخردانه، متوهمانه و… آمریکا و اسرائیل به ایران که منجربه شکست مفتضحانه آنها شد نه‌تنها شرایط داخلی ایران، حوزه خلیج‌فارس، منطقه خاورمیانه بلکه جهان را دگرگون و وارد یک عصر جدید کرد. بی‌شک در آینده تاریخ‌نگاران از شکست آمریکا در مقابل ایران(چین و روسیه) به‌مثابه نقطه‌عطف پایان آمریکا به‌عنوان ابرقدرت یاد خواهند کرد.

شاید نکته‌ای که دغدغه‌مندان و دلسوزان سلامت، امنیت و توسعه ایران لازم است به آن توجه ویژه داشته باشند، این است که ترور وحشیانه، غیرانسانی، متوهمانه و… رهبران سیاسی، مدیریتی، دفاعی، علمی و… توسط آمریکا و اسرائیل در جنگ ۴۰روزه، درواقع ترور یک گفتمان، کلان راهبرد، برخی اندیشه‌ها و راهکارهای مدیریتی بود.تبیین شرایط جدید پدیدآمده از تجاوز آمریکا و اسرائیل می‌تواند اینگونه باشد که «تجاوز به ایران باعث به حاشیه رفتن گفتمان غالب(رسمی) و انواع گفتمان‌ها که در تقابل با گفتمان غالب شکل گرفته بود، شد.» به تعبیری کاربردی، جامعه در خلأ(برزخ) گفتمانی به سر می‌برد. البته هنوز برخی گفتمان‌ها شرایط جدید را درک نکرده یا به دلایلی «منافع» نمی‌خواهند خود را با شرایط جدید

(خلأ گفتمانی) تطبیق دهند. نکته‌ای کاربردی که برخی حامیان گفتمان مدیریتی متعلق به دوران قبل از حمله به ایران باید به آن توجه داشته باشند اینکه یک گفتمان محصول نوع نگاه و تعامل اذهان با یک زمان و مکان مشخص است. اینکه نوع نگاه و تعامل با زمان بستر درک، تشخیص، تحلیل، ارزیابی و قضاوت پدیده‌ها، امور و شرایط انسانی و اجتماعی به‌مثابه بنیاد‌های تدبیر راهکارهای مدیریتی در عرصه‌های گوناگون اجتماعی است. اینکه گفتمان موفق نشان از درک عمیق، واقع‌بینانه و ملی از شرایط داخلی، منطقه و جهانی دارد و اصرار بر گفتمانی که ریشه در زمان و مکان نداشته باشد، بی‌شک منجربه هزینه‌های گزاف اجتماعی خواهد شد.

با توجه به شرایط جدید پدیدآمده از تجاوز و شکست آمریکا از ایران(چین و روسیه)، مدیریت کلان و عرصه سیاسی، نیازمند یک گفتمان سیاسی جدید است. «گفتمان کارآمدی» که «جبهه صلح و کارآمدی» مبتکر و نمود نظری و اجرایی آن و به‌دلایل متعدد نظری و کاربردی پاسخگوی نیاز(خلأ) گفتمانی در زمان(دوران) نوین پدید آمده از تجاوز و شکست آمریکا در مقابل ایران است. به اعتقاد جبهه صلح و کارآمدی و با توجه به اینکه گفتمان کارآمدی مبتنی بر درک علمی و ملی شرایط جدید پدید آمده از حمله آمریکا و اسرائیل است، این گفتمان قابلیت هدایت و عبور کشور از خلأ گفتمانی منتج‌شده از حمله به ایران را دارد.

در ادامه تبیین کلی و مختصری از مفهوم کارآمدی ارائه می‌شود. کارآمدی؛ معطوف به ارزیابی، سنجش و قضاوت عملکرد و رفتار انسان‌ها و نهادهای اجتماعی نسبت به هدف(اهداف) از پیش تعیین‌شده است. نکته قابل‌توجه اینکه معمولا یک رابطه علت و معلولی میان شرایط عینی اجتماعی و جهانی و گفتمان‌های کاربردی، صادقانه و واقعی(و نه دورغین یا متوهمانه) وجود دارد. به عبارتی یک گفتمان برآیند و تابع تعامل با محیط عینی پیرامون و نه محصول شیفتگی و پیگیری منافع و آرزوهای فردی و جناحی است. سلامت، امنیت، توسعه، رفاه و… ایران، صرف‌نظر از شکل حکمرانی، مستلزم یک ساختار مدیریت سیاسی کارآمد است. به عبارتی صرف‌نظر از دیدگاها، منافع و راهکارهای گوناگون، سلامت، امنیت، توسعه و… ایران در جهان فاقد قانون، اخلاق، احساس و ‌بی‌رحمی، مستلزم یک ساختار مدیریتی کارآمد است. نکته‌ای که شیفتگان برخی ساختارهای مدیریتی وارداتی لازم است به آن توجه ویژه داشته باشند اینکه کارآمدی مقدم بر شکل حکمرانی است.

اهمیت و ضرورت(حکمرانی) کارآمدی را می‌توان با یک مثال زمینی، کاربردی و شفاف تبیین کرد. اگر «بهشت را با زیستن در نظم» مبتنی‌بر قانون و «دوزخ را با زیستن در بی‌نظمی»(نظام حقوقی ناکارآمد) درک کنیم، آنگاه کارآمدی بستر و مبنای نظم اجتماعی مبتنی‌بر نظام حقوقی به مثابه انعکاس منافع جمعی و ناکارآمدی بستر و مبنای بی‌نظمی و آشفتگی(دشواری) اجتماعی مبتنی‌بر منافع یک اقلیت است. بنابراین می‌توان ادعا کرد که «کارآمدی مدیریتی» دروازه بهشت روی زمین و «ناکارآمدی» دروازه دوزخ روی زمین است. از این رو جبهه صلح و کارآمدی «تجسم و نمود گفتمان کارآمدی» به‌مثابه پاسخی به خلأ گفتمانی پدید آمده از شرایط جدید ناشی از ترور رهبران سیاسی، مدیریتی، دفاعی و علمی، توسط جنایتکاران آمریکایی و اسرائیلی است.

آخرین اخبار