قدر سرمایه‌ها دانسته نمی‌شود

نادر کریمی جونی
کدخبر: 646006

نابغه یا دست‌کم یکی از نوابغ سینمای ایران دیروز با بدرقه جمع زیادی از هواداران و دوستدارانش در خاک آرمید و به خانه ابدی‌اش پروانه شد. اکبر عبدی که سال‌های اخیر کمتر بر صحنه سینما یا تئاتر حاضر شده و به نقش‌آفرینی پرداخته بود، در هفته‌های گذشته و در بستر بیماری به‌ سر می‌برد و آنطورکه دخترش دیروز در مراسم خاکسپاری‌اش گفت، چند هفته اخیر تمام تلاش‌ها به بازگرداندن این هنرمند دوست‌داشتنی به زندگی معطوف شد اما هیچ‌یک از این تلاش‌ها سرانجام و فایده‌ای نداشت و این هنرمند پرآوازه از میان ایرانیان پر کشید و به آسمان‌ها رفت.

بسیاری از نام‌آوران سینمای ایران، اکبر عبدی را ستایش کرده و او را در کارهای خود به ایفای نقش‌های محوری گماشته‌اند و برخلاف آنچه درباره او گفته می‌شود عبدی نه‌فقط محدود و مصادره به‌نفع نقش‌های کمدی و طنز نشده بود که وی در نقش‌های جدی همواره بازی‌هایی رشک‌برانگیز و شایسته تقدیر داشته است از این بابت هر کسی چه سینماگران یا سینماروندگان حرفه‌ای و چه شهروندان عادی، به اکبر عبدی نامی از سر سلیقه خود داده‌اند؛ پدر سینمای ایران، پدر خنده، پروفسور سینمای ایران، نابغه سینمای ایران و… همه نام‌ها و عناوینی است که در ادبیات سینمای ایران و گفتار بزرگان هنر سینما در کشورمان به این مرد بزرگ نسبت داده شده و می‌شود و به همین دلیل گمان می‌رود که نام او برای ابد در آسمان سینما و هنر ایران بدرخشد.

نکته مهم درباره عبدی این است که او تربیت‌شده فضای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است، هنگامی که در دهه۵۰ هجری شمسی، مادرش طلاهایش را فروخت تا او را در کلاس‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ثبت‌نام کند و راه ورودی برای او به‌صحنه نمایش و صفحه نقره‌ای سینمای ایران بگشاید. جالب است که مادر این هنرمند نامی که زنی روستایی از اهالی اردبیل و ساکن محله نازی‌آباد تهران بود، در آن هنگام آنقدر هوش و ذکاوت داشته که استعداد فرزندش را بشناسد و برای پرورش و ثمردهی آن، از عزیزترین اموال شخصی‌اش بگذرد. این سرمایه‌گذاری هوشمندانه کمتر از ۱۰سال دور یعنی در ابتدای دهه۶۰ ثمر داد و اکبر عبدی کمی بیش از ۲۰سال داشت که توانست در اولین نمایش زندگی خود بازی کند و مورد توجه قرار گیرد.

بی‌تردید باید اذعان کرد که تمام فیلم‌هایی که عبدی در دوران جوانی خود  و در دهه‌های۶۰، ۷۰ و حتی اوایل۸۰ بازی و نقش ایفا کرد، کارهایی درخشان و پرمخاطب است اما از هنگامی که سینما به‌سوی حکومتی شدن گرایش پیدا کرده رفته‌رفته درخشش ستاره‌های سینمای ایران کم‌سو و کم‌سوتر شد و اگرچه در همین دوران، باز هم می‌توان نمونه‌هایی از این درخشندگی را مشاهده کرد اما شتاب کارگردان‌ها و عوامل تازه به میدان آمده در جلب‌نظر دولت- حاکمیت و نشاندن لبخند روی لب حکومتی‌ها به جای مردم، آنقدر زیاد بود که نه فقط ستاره‌ها که اصالت هنر نیز فراموش شد. موضوع این نیست که ستاره بخت اکبر عبدی پس از دریافت جایزه نشان درجه یک هنر از دست محمود احمدی‌نژاد در سینمای ایران افول کرد بلکه مساله این است که از اواسط دهه۸۰ هجری شمسی، درخشندگی فیلم‌های ایرانی رو به افول گذاشته شد و اصولا فیلم مهمی در این سال‌ها تولید نمی‌شد تا نوابغی همچون عبدی بتوانند در آن بدرخشند. از این بابت است که اگرچه کیفیت بازی اکبر عبدی در فیلم‌‌های ساخته‌شده پس از نیمه اول دهه۸۰ تغییر ملموسی نمی‌کند اما از آنجا که این فیلم چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد، بازی نابغه سینمای کشورمان هم به‌چشم نمی‌آید. البته و خوشبختانه ابتذال حکومتی شدن سینما در ایران، دامن عبدی را نگرفت و او را همرنگ خود نکرد اما به همین میزان و به صورت ملموس و آشکار شرایط پدیدآمده در هنر هفتم کشورمان، روحیه هنرمندان بااصالت را خدشه‌دار و آسیب‌پذیر کرد چنانکه در همین دوران اکبر عبدی افسرده شد و حتی آنچنان که خودش در یکی از کمپ‌های اعتیاد تعریف می‌کند، به اعتیاد گرایش پیدا کرد؛ امری که اگرچه چند سال به طول انجامید ولی به سرعت درمان شد و عبدی به دنیای عاری از اعتیاد بازگشت.

جالب است که اکبر عبدی، با همین سطح از توانایی‌ها در نقش‌آفرینی و بازیگری در هیچ‌یک از جشنواره‌های خارجی مورد توجه قرار نگرفت. شاید یکی از علت‌های این امر آن باشد که اصولا عبدی نه برای جشنواره‌های خارجی که برای تماشاگران ایرانی بازی می‌کرد و از هموطنان خود انتظار محبت و توجه داشت چنانکه چندبار و در مواقع گوناگون انتقادهایی را علیه جشنواره‌های خارج از کشور و تلویحا نسبت به فیلم‌ها و کارگردان‌هایی که با نگاه به خارج ایران فیلم می‌سازند مطرح کرد. برخی منتقدان می‌گویند که عبدی در مواضع سیاسی -اجتماعی خود به حکومت ایران نزدیک بوده و در مسیر جمهوری اسلامی ایران حرکت می‌کرده است به همین علت پس از درگذشت او، رسانه‌های نزدیک به مخالفان جمهوری اسلامی واکنش چندانی نشان ندادند و حتی خبر این درگذشت را کمتر از معمول بازتاب دادند اما عبدی اگرچه در دایره مخالفان و اپوزیسیون نظام قرار نمی‌گرفت همواره فاصله خود را با این گروه‌ها حفظ می‌کرد ولی توسط حکومت مصادره و تحت فرمان نشده بود و در مواردی مانند درگذشت مهسا امینی مواضعی مستقل گرفت؛ مواضعی که به مذاق گروه‌هایی از طرفداران جمهوری اسلامی در ایران خوش نیامد و آنان زبان به انتقاد از عبدی و دیدگاه‌هایش گشودند.

شرایط تحمیل‌شده به سینمای ایران، هرچند بسیاری را به خارج از منظومه این هنر در کشور پرتاب کرد اما باعث منزوی‌شدن عبدی نشد. او هرچند در همین دوران و حتی در سال‌های اخیر باوجود بیماری‌های متعددش، در فیلم‌هایی بازی کرد اما نقطه‌ ثقل و سنگینی فعالیت‌های خود را به امور انسان‌دوستانه و خیرخواهانه انتقال داد و به‌ویژه در فعالیت‌های خیریه در حوزه‌های حمایت از معتادان و بیماران سرطانی شرکت می‌کرد؛ امری که مورد توجه و استقبال بسیاری از ایرانیان قرار گرفت و تحسین شهروندان کشورمان را به دنبال داشت.

در مجموع اکبر عبدی ستاره‌ای پرفروغ در سینمای ایران بود که اهالی هنر هفتم و حتی جامعه ایرانی نتوانست چنانکه باید از این هنرمند بهره ببرد. اگر به این واقعیت که تام کروز هنرمند آمریکایی هم‌اکنون هم‌سن عبدی است و در چه شرایطی زندگی می‌کند، توجه شود آنگاه می‌توان به این واقعیت تلخ اعتراف کرد که اداره‌کنندگان جامعه و نه شهروندان ایرانی چنانکه باید قدر سرمایه‌های‌مان را نمی‌دانند.

آخرین اخبار