تداوم بن‌بست؛ آمریکا همچنان از ابزار اقتصادی استفاده می‌کند

نادر کریمی جونی
کدخبر: 624980

همکاران دونالد ترامپ یا واقعا حرفی بیش از آنچه رییس‌شان می‌گوید، ندارند که بیان کنند یا کیش شخصیت و تحمل‌ناپذیری ترامپ در مقابل اظهاراتی به جز حرف‌های خودش، همکاران رییس‌جمهور ایالات‌متحده را به این نتیجه قطعی رسانده که اگر حرف‌هایی در مقابل دیدگاه‌های آقای رییس بر زبان آورند ممکن است مانند خبرنگاران که از جلسه‌ها اخراج می‌شوند، از کابینه اخراج شوند. چنانکه تمام کسانی که در هفته‌های گذشته به نحوی از کابینه ایالات‌متحده کنار گذاشته یا مجبور به استعفا شده‌اند، دارای دیدگاه‌ها یا مواضعی مغایر یا دست‌کم در زاویه با نظرات ترامپ بوده‌اند. به همین دلیل ممکن است کسی درون کابینه و جمع همکاران ترامپ، راهبردها و رویکردهای ترامپ را مفید و موثر نداند اما میان ماندن در جمع همکاران کاخ سفید یا اظهارنظر و بیان دیدگاه‌هایش، باید یکی را انتخاب کند.

در این صورت بسیاری از این همکاران، البته و حتما ماندن در هیات حاکمه را ترجیح می‌دهند و به جای بیان نظر خود -اگر داشته باشند- سخنان دونالد ترامپ را بازپخش می‌نمایند.

از جمله این افراد پیت هگست است که چهارشنبه گذشته برای شرکت در جلسه شاهدان بودجه وزارت جنگ، در کنگره ایالات‌متحده حضور یافت، سخنرانی کرد و به پرسش‌های برخی نمایندگان کنگره پاسخ داد؛ پیش از این دونالد ترامپ در پاسخ به منتقدان جنگ با ایران و طولانی بودن آن به تجربه‌های جنگ‌های ایالات‌متحده در افغانستان، عراق و ویتنام اشاره و سوال کرده بود در حالی که فقط تقریبا دو ماه برای جنگ با ایران صرف شده، چرا منتقدان از طولانی شدن این جنگ گلایه می‌کنند و چگونه در خاطرات خود، تجربه‌های چندساله جنگ‌های ایالات‌متحده در ویتنام، عراق و افغانستان را به یاد نمی‌آوردند و جنگ کوتاه‌مدت دو ماهه اخیر را مورد انتقاد قرار می‌دهند؟ همین انتقاد، تقریبا سه بار به کنایه یا به صراحت در اظهارات هگست در جلسه شاهدان کنگره بیان شد و وزیر جنگ آمریکا، همان نظر رییس خود را با همان ادبیات یا با ادبیاتی دیگر خطاب به نمایندگان و منتقدان اظهار کرد.به نظر می‌رسد آنچه ترامپ در مورد مقایسه زمانی جنگ با ایران، در برابر جنگ با ویتنام، عراق و افغانستان بیان و متعاقب او، وزیرش در کنگره تکرار کرده است به‌عنوان یک دفاع تمرین شده از سوی راهبردنویسان و استراتژیست‌های کاخ سفید پیشنهاد و ارائه نشده باشد چراکه برخی رسانه‌های هم سوی ترامپ نیز به طور سفارشی این نکته را بیان کرده و با همین استدلال مخالفان را آماج حمله قرار داده‌اند. اما کسانی که به این مقایسه توسل می‌کنند، نکات مهم و ماهوی در این‌باره را مورد توجه قرار نمی‌دهند و نوعی غفلت عمدی در گفتار ایشان مشاهده می‌شود. مهم‌ترین نکته در این مساله آن است که تمام جنگ‌های محدود یا طولانی ایالات‌متحده در دهه‌های گذشته با کشورهایی انجام شده که یا در روزهای نخست منازعه دچار فرو پاشیدن حکومت  یا حاکمیت شده و مانند عراق، دولت و حکومت عملا و رسما کارکرد خود را از دست داده‌اند یا مانند افغانستان، اصولا حاکمیت و دولتی نداشته‌اند تا در مقابل اشغال ایستادگی کند. به همین دلیل نیروهای نظامی آمریکا در جنگ‌های گذشته حتی زحمت نابود کردن حکومت این کشورها را نیز به خود نداده‌اند. اما در مورد ایران در جریان جنگ اخیر و جنگ اردیبهشت‌ماه گذشته، نه فقط ساختار دولت آسیب ندید بلکه کارکرد آن نیز دچار خدشه نشد. به ویژه در جنگ رمضان که با ترور رهبری و فرماندهان ارشد کشور شروع شد، جمهوری اسلامی به سرعت توانست ساختار آسیب‌دیده را ترمیم و حاکمیت خود بر جغرافیای کشور را بازیابی و اعمال کند. از این بابت تجربه جنگ با ایران مشابه تجربه جنگ آمریکا با هیچ یک از موارد قبلی نیست.

در عین حال در همه جنگ‌های گذشته ایالات‌متحده، هیچ آسیب راهبردی به ارتش ایالات‌متحده وارد نشد و تمام آسیب‌های این جنگ‌ها به عملیات پارتیزانی و چریکی عناصر مسلح مردمی مربوط بود که هرازگاهی و با پذیرش خطرهای بسیار زیاد، نیروهای غیرآموزش دیده مردمی، ضرباتی را به تجهیزات و نفرات آمریکا در خاک خود وارد می‌کردند. اما در جنگ با ایران، هیچ‌یک از نیروهای آمریکا جرات اشغال خاک کشورمان را نداشتند. در عین حال ایران از طریق پهپادهای انتحاری یا موشک‌های پرتاب‌شده تلاش کرد نه فقط تاسیسات راهبردی سنتکام که سربازان آمریکایی را نیز نابود کند. فقط در یکی از این مجموعه عملیات شش رادار راهبردی ایالات‌متحده مورد هدف قرار گرفت که حدود ۲‌میلیارد دلار خسارت روی دست آمریکایی‌ها گذاشت. ضمن اینکه برخی هتل‌ها و منازل دیگری که همکاران ترامپ در آن اسکان گزیده بودند، در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس مورد حمله قرار گرفت که ویران شدن این اماکن ضربه سختی به اقتصاد و اقتصاد گردشگری این کشورها وارد کرده است. به این دلیل آنچه در جنگ با ایران می‌توان مشاهده کرده واشنگتن در هیچ‌یک از جنگ‌های پیشین مشاهده و تجربه نکرده است. یک دیدگاه جسورانه‌تر آن است که مقاومتی که آمریکا در ایران مشاهده کرد و آسیب‌هایی که از نظامیان ایرانی تحمل کرده، احتمالا در هیچ کشور دیگر تجربه نخواهد کرد.

با این همه ایالات متحده اکنون در بن‌بست آشکاری قرار گرفته است؛ از یک طرف مهلت ۶۰روزه جنگ بدون اخذ مجوز از کنگره به پایان رسیده و اگرچه هگست ابراز عقیده کرده که ادامه جنگ با ایران به مجوز نیاز ندارد اما ترامپ در حال رایزنی برای کسب مجوز است. در عین حال هیچ محاصره اقتصادی در هیچ نقطه جهان بدون شکاف نبوده و نتوانسته کشورها را به زانو در بیاورد ضمن آنکه ایران دارای همسایگان متعدد است و این محاصره و اعمال آن را به شدت تضعیف می‌کند در نتیجه این احتمال وجود دارد که در صورت تداوم بی‌حاصل ترفند محاصره علیه ایران، آمریکایی‌ها دست به ماجراجویی بزنند و آن حمله محدودی که سنتکام پیشنهاد کرده است را به اجرا در بیاورند.البته این حمله جنگ را به نقطه پایان نمی‌رساند و دستاوردی را هم نصیب ترامپ و سنتکام نمی‌کند چراکه بلافاصله پس از اجرای این حمله، ایران پاسخ متقابل خواهد داد که اگر پاسخ قوی‌تری از حمله آمریکا نباشد، حتما برابر خواهد بود. در این صورت نه منازعه به پایان می‌رسد چون سنتکام نمی‌تواند یا دست‌کم نمی‌خواهد حمله ایران را بی‌پاسخ بگذارد و نه قیمت آن کاهش می‌یابد چرا که حملات ایران به هر حال بازار نفت را به آتش خواهد کشید.در مجموع هر چند ایالات متحده در هفته‌های اخیر استعداد و توان نظامی خود در منطقه را افزایش داده اما به نظر می‌رسد تنها گزینه واشنگتن در مقابل ایران، همین تدابیر اقتصادی است. اجرای این تدابیر حتی ممکن است تا پایان دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ هم به طول بینجامد. در این صورت ایران باید نه فقط از ارتکاب به ماجراجویی پرهیز و دست برتر خود را در این منازعه حفظ کند بلکه تدابیری برای گذران امور اقتصادی خود دست‌کم برای دو سال آینده بیندیشد.

آخرین اخبار