هرمز؛ لحظه بیبازگشت ایران
محمدامین یاسینی، پژوهشگر اقتصادی
بیایید تعارف را کنار بگذاریم. جنگ اخیر فقط چند موشک و چند روز التهاب نبود بلکه یک شوک واقعی به قلب نظم انرژی جهان بود؛ شوکی که جریان کلان سرمایه را از مدار قبلی خارج کرد. از این لحظه به بعد، هیچ سرمایهگذاری بزرگ، هیچ صندوق ثروت ملی و هیچ کنسرسیوم انرژی با همان ذهنیت قبل به خلیجفارس نگاه نخواهد کرد. تصویر «پناهگاه امن سرمایه» در سواحل جنوبی خلیج ترک برداشته است. شاید فرو نریخته باشد اما دیگر بیخط و خش نیست. سرمایه جهانی وقتی بوی ریسک سیستماتیک را حس کند، مکث نمیکند جهت عوض میکند. حالا پرسش اصلی این نیست که دیگران چه میکنند. پرسش این است که ایران با کارت هرمز چه میکند؟ این حساسترین بازی اقتصادی ایران در چند صد سال اخیر است. نه اغراق است، نه شعار.
در دورههای گذشته ایران در مرکز شاهراههای تجاری بوده یا از آنها کنار گذاشته شده اما بهندرت چنین لحظهای پیش آمده که یک گلوگاه حیاتی جهانی تا این اندازه در نقطه تصمیم ایران متمرکز باشد. این یک لحظه تاریخی است و لحظههای تاریخی منتظر تردید نمیمانند.
جهان پس از این اختلال عرضه، بهطور همزمان دو سناریو را روی میز گذاشته است؛ اول، کاهش وابستگی شدید، به هر نحو ممکن، تنوعبخشی به منابع انرژی، تسریع سرمایهگذاری در انرژیهای جایگزین، بازطراحی زنجیرههای تامین، حتی تغییر الگوی مصرف. وقتی یک شوک بزرگ رخ میدهد، سیستم جهانی به سمت کمکردن نقاط آسیبپذیر حرکت میکند. دوم، ساخت و تقویت مسیرهای جایگزین نه فقط دور زدن هرمز بلکه حتی بازتعریف اهمیت بابالمندب و سایر گذرگاهها. شاید این مسیرها در کوتاهمدت هزینه مبادله را بالا ببرند. شاید حملونقل گرانتر شود. اما اقتصاد جهانی یک اصل ساده دارد: هزینه قابل محاسبه را میپذیرد، ریسک تحمیلی را نه. افزایش هزینه اگر پایدار و پیشبینیپذیر باشد، قابل مدیریت است؛ نااطمینانی تکرارشونده نیست.
اینجاست که باید یک حقیقت تلخ را صریح گفت: سرمایه منتظر تصمیم ایران نمیماند. سرمایه عاطفه ندارد، صبر تاریخی ندارد، به فرصتهای از دسترفته هم وفادار نمیماند. اگر سیگنال ثبات، شفافیت و قابلیت پیشبینی دریافت نکند، به سرعت مسیر دیگری پیدا میکند حتی اگر آن مسیر طولانیتر و پرهزینهتر باشد. وقتی زیرساخت جایگزین ساخته شد، وقتی قراردادهای بلندمدت در مسیرهای جدید بسته شد، بازگرداندن آن جریان تقریبا ناممکن خواهد بود. تاریخ تجارت جهانی پر است از گذرگاههایی که روزی حیاتی بودند و امروز در حاشیهاند چون لحظه تصمیم را از دست دادند.
هرمز امروز میتواند دو چهره داشته باشد؛ یا به نقطهای تبدیل شود که جهان برای دور زدنش برنامهریزی میکند، یا به مرکزی که جهان برای مشارکت در آن صف میکشد. تفاوت این دو، نه در جغرافیاست و نه در تعداد ناوها؛ در کیفیت حکمرانی اقتصادی است. اگر ایران بتواند هرمز را از یک نقطه تنش ژئوپلیتیک به یک سکوی ژئواکونومیک تبدیل کند، بازی عوض میشود. یعنی چه؟ یعنی بنادر مدرن، خدمات لجستیکی پیشرفته، ظرفیتهای بزرگ ذخیرهسازی انرژی، قراردادهای شفاف، مقررات پایدار و محیطی که سرمایهگذار بداند پنج و ۱۰سال بعد هم قواعد بازی تغییر ناگهانی نخواهد کرد آنگاه حضور در کنار هرمز، نه یک ریسک بلکه یک مزیت رقابتی خواهد بود.
اما اگر پیامها متناقض باشد، اگر سیاستگذاری اقتصادی با نوسان و ابهام همراه شود، جهان تصمیم خود را خواهد گرفت. در شرایط آشوب، سیستمها به سمت نقاطی حرکت میکنند که کمترین اصطکاک را دارند. اگر ایران اصطکاک را کاهش ندهد، سیستم جهانی خود را بازآرایی میکند حتی به قیمت میلیاردها دلار سرمایهگذاری جدید در مسیرهای جایگزین. این همان لحظهای است که باید فهمید آشوب، فقط تهدید نیست بلکه یک پنجره نادر هم هست. شوکها میتوانند مسیرها را تثبیت کنند یا آنها را برای همیشه تغییر دهند.بیایید واقعبین باشیم. اگر ایران امروز تصمیم قاطع برای تبدیل هرمز به هاب خدمات انرژی، ذخیرهسازی، ترانزیت و زنجیره ارزش پتروشیمی نگیرد، دیگران تصمیم خواهند گرفت که چگونه بدون ایران پیش بروند و آنوقت هرمز از «ضمانت جذب سرمایه خارجی» به «دلیل احتیاط سرمایه خارجی» تبدیل میشود. فاصله این دو، فقط چند سال سیاستگذاری هوشمندانه یا چند سال تعلل است.این بازی، بازی روزمره نیست، بازی بودجه سالانه یا یک پروژه محدود هم نیست. این بازی، تعیین میکند که ایران در نقشه جدید انرژی جهان، در مرکز تصمیم خواهد بود یا در حاشیه فراموششده. سرمایهای که امروز در حال بازآرایی است، به دنبال نقاطی میگردد که هم اهمیت ژئوپلیتیک دارند و هم ثبات ژئواکونومیک. اهمیت بدون ثبات، سرمایه را جذب نمیکند فقط توجه رسانهای میآورد.پس سوال نهایی ساده و بیرحم این است که آیا ایران میخواهد هرمز را به سکوی جهش خود تبدیل کند یا اجازه دهد جهان با هزینه بیشتر اما با اطمینان بیشتر، معادله را بدون او بازنویسی کند؟ لحظه تصمیم همین حالاست. فردا ممکن است مسیرها ساخته شده باشند، قراردادها امضا شده باشند و جریان سرمایه جهت خود را تثبیت کرده باشد.
تاریخ فرصتها را تکرار نمیکند. هرمز امروز یا قلب تپنده یک بازتعریف اقتصادی خواهد شد، یا نامی در فهرست گذرگاههایی که جهان یاد گرفت چگونه از کنارشان عبور کند. این لحظه، لحظه بیبازگشت است.

