تورم واردات به 147 درصد رسید:

تجارت زیر آوار ریال

احسان کشاورز
کدخبر: 633560
در اقتصاد ایران گاهی تورم از فروشگاه شروع نشده بلکه از گمرک وارد می‌شود، در کارخانه می‌چرخد، به‌انبار بنگاه می‌رسد و بعد با تاخیر خود را در قیمت کالاهای نهایی نشان می‌دهد.
تجارت زیر آوار ریال

احسان کشاورز – در اقتصاد ایران گاهی تورم از فروشگاه شروع نشده بلکه از گمرک وارد می‌شود، در کارخانه می‌چرخد، به‌انبار بنگاه می‌رسد و بعد با تاخیر خود را در قیمت کالاهای نهایی نشان می‌دهد. تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار از شاخص قیمت کالاهای وارداتی نشان می‌دهد که این مسیر در پاییز۱۴۰۴ بار دیگر فعال شده؛ مسیری که در ظاهر به‌تجارت خارجی مربوط است اما در عمل یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال شوک ارزی به‌اقتصاد محسوب می‌شود. شاخص ریالی قیمت کالاهای وارداتی در پاییز۱۴۰۴ به‌۵/۲۲۱۵واحد رسیده؛ یعنی نسبت‌به ‌سال پایه ۱۴۰۰ بیش از ۲۲‌برابر شده است. درهمین‌فصل تورم سالانه ریالی واردات به‌۲/۱۴۷‌درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه آن به‌۸/۱۶۷‌درصد رسیده؛ عددی که نشان می‌دهد کالاهای وارداتی بر حسب ریال نسبت‌به ‌پاییز سال قبل بیش از ۶/۲‌برابر گران‌تر شدند اما بخش مهم‌تر ماجرا درمقایسه با شاخص دلاری آشکار می‌شود. درحالی‌که تورم سالانه ریالی واردات ۲/۱۴۷‌درصد ثبت شده تورم سالانه دلاری آن فقط ۱/۲۳‌درصد بوده است. تورم نقطه‌به‌نقطه ریالی واردات نیز ۸/۱۶۷‌درصد است اما تورم نقطه‌به‌نقطه دلاری به‌۸/۲۳‌درصد می‌رسد. این فاصله بزرگ پیام اصلی این آمار را روشن می‌کند: اقتصاد ایران فقط تورم جهانی را وارد نکرده بلکه شوک ارزی داخلی را هم روی قیمت واردات سوار کرده است. به‌بیان دیگر کالای خارجی در بازار جهانی گران‌تر شده اما آنچه هزینه واردات را برای تولیدکننده ایرانی منفجر کرده ترجمه دلاری آن به‌ریال بوده است.

اهمیت این شاخص دقیقا در همین نقطه است. واردات ایران فقط شامل کالاهای مصرفی نبوده و بخش بزرگی از آن مواد اولیه، ماشین‌آلات، قطعات، ادوات برقی، تجهیزات صنعتی، مواد شیمیایی، پلاستیک، فلزات و نهاده‌هایی است که در زنجیره تولید استفاده می‌شوند. بنابراین جهش قیمت واردات مستقیما به‌هزینه تولید، سرمایه در گردش بنگاه‌ها، سرمایه‌گذاری صنعتی، قیمت تمام‌شده کالاها و درنهایت تورم مصرف‌کننده متصل می‌شود. از این زاویه تورم وارداتی نه یک خبر گمرکی بلکه هشدار تازه‌ای درباره فشار هزینه، ضعف پول ملی و خطر تعمیق رکود تورمی در اقتصاد ایران است.

واردات سه‌رقمی شد؛ تورم ریالی در قله ۱۴۷‌درصدی

داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد شاخص ریالی قیمت کالاهای وارداتی در پاییز‌۱۴۰۴ به‌سطح ۵/۲۲۱۵واحد رسیده است. باتوجه به‌اینکه سال پایه این شاخص۱۴۰۰ و عدد پایه آن۱۰۰ است معنای این عدد آن بوده که سطح قیمت ریالی کالاهای وارداتی نسبت‌به ‌سال پایه بیش از ۲۲‌برابر شده است. این فقط یک افزایش آماری نبوده بلکه نشانه‌ای از آن است که هزینه ورود کالا به‌اقتصاد ایران در چند سال گذشته به‌شدت از مدار طبیعی خارج شده و اکنون در سطحی ایستاده که می‌تواند کل زنجیره تولید و مصرف را تحت فشار قرار دهد.

در پاییز۱۴۰۴ تورم فصلی ریالی واردات ۷/۹‌درصد ثبت شده است. این عدد نسبت‌به ‌بهار و تابستان کمتر است اما نباید آن را نشانه آرامش دانست. در بهار۱۴۰۴ شاخص ریالی واردات از ۶/۹۶۴واحد در زمستان۱۴۰۳ به‌۷/۱۵۶۴واحد رسید یعنی فقط در یک فصل ۲/۶۲‌درصد رشد کرد. سپس در تابستان به ۴/۲۰۲۰واحد رسید و تورم فصلی ۱/۲۹‌درصدی را ثبت کرد. در پاییز نیز شاخص با وجود کاهش شتاب باز هم به‌۵/۲۲۱۵واحد افزایش یافت. بنابراین واردات در سال‌۱۴۰۴ ابتدا با یک شوک سنگین مواجه شده و سپس با سرعت کمتر اما در سطحی بسیار بالا به‌مسیر صعودی ادامه داده است.

تورم سالانه ریالی واردات نیز همین تصویر را تایید می‌کند. این نرخ در زمستان۱۴۰۳ برابر ۹/۶۰‌درصد بود اما در بهار۱۴۰۴ به‌۹۰‌درصد، در تابستان به‌۱۲۳‌درصد و در پاییز به‌۲/۱۴۷‌درصد رسید. به‌بیان ساده شوک وارداتی از حالت فصلی عبور کرده و در میانگین سالانه نشسته است. تورم نقطه‌به‌نقطه نیز در پاییز ۸/۱۶۷‌درصد ثبت شده یعنی سطح قیمت ریالی کالاهای وارداتی نسبت‌به ‌پاییز‌۱۴۰۳ بیش از دوونیم‌برابر شده است. این اعداد نشان می‌دهد تورم وارداتی دیگر یک نوسان موقت نبوده بلکه به‌یکی از کانون‌های اصلی فشار هزینه در اقتصاد ایران تبدیل شده است.

ردپای ارز؛ وقتی تورم دلاری فقط ۲۳‌درصد است

اگر فقط شاخص ریالی را ببینیم ممکن است تصور شود واردات ایران به‌دلیل جهش قیمت‌های جهانی گران شده اما مقایسه شاخص ریالی و دلاری تصویر دقیق‌تری می‌دهد. در پاییز۱۴۰۴ شاخص دلاری قیمت کالاهای وارداتی ۸/۱۷۳ واحد بوده یعنی نسبت‌به ‌سال پایه‌۱۴۰۰ حدود ۸/۷۳‌درصد بالاتر قرار گرفته است. این عدد نشان می‌دهد قیمت دلاری سبد وارداتی ایران واقعا افزایش یافته اما شدت آن با جهش ریالی قابل مقایسه نیست. درهمین‌زمان شاخص ریالی واردات به‌۵/۲۲۱۵واحد رسیده یعنی چندین برابر شاخص دلاری رشد کرده است.

در تورم‌های جاری نیز همین شکاف دیده می‌شود. تورم سالانه دلاری واردات در پاییز۱۴۰۴ برابر ۱/۲۳‌درصد بوده درحالی‌که تورم سالانه ریالی به‌۲/۱۴۷‌درصد رسیده است. تورم نقطه‌به‌نقطه دلاری ۸/۲۳‌درصد بوده اما تورم نقطه‌به‌نقطه ریالی ۸/۱۶۷‌درصد ثبت شده است. حتی درمقیاس فصلی نیز شاخص دلاری در پاییز فقط ۴‌درصد رشد کرده اما شاخص ریالی ۷/۹‌درصد افزایش یافته است. این فاصله عددی محل اصلی تلاقی دو عامل مهم  است: بخش مهمی از تورم وارداتی ایران نه از خارج بلکه از مسیر نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی تولید شده است.

از زمستان۱۴۰۳ تا پاییز۱۴۰۴ شاخص دلاری واردات از۳/۱۴۸به‌۸/۱۷۳ واحد رسیده و حدود ۲/۱۷‌درصد رشد کرده اما شاخص ریالی در همین فاصله از ۶/۹۶۴ به‌۵/۲۲۱۵واحد رسیده و حدود ۷/۱۲۹‌درصد افزایش یافته است. این مقایسه نشان می‌دهد فشار خارجی وجود داشته اما اثر آن در اقتصاد ایران به‌واسطه نرخ ارز چندین‌برابر شده است. بنابراین روایت دقیق‌تر این نیست که جهان کالاها را برای ایران گران کرد بلکه این است که افزایش قیمت جهانی با شوک ارزی داخلی ترکیب شد و به‌انفجار هزینه واردات انجامید. در اقتصادی که بسیاری از تولیدکنندگان به‌مواد اولیه، قطعات، ماشین‌آلات و تجهیزات وارداتی وابسته‌ هستند چنین شکافی می‌تواند به‌سرعت از گمرک به‌کارخانه و از کارخانه به‌بازار مصرف منتقل شود.

شوک به‌سرمایه‌گذاری؛ ماشین‌آلات درصدر گرانی

یکی از نگران‌کننده‌ترین بخش‌های گزارش مرکز آمار وضعیت گروه ماشین‌آلات و وسایل مکانیکی، ادوات برقی و تجهیزات مشابه است. این گروه در پاییز۱۴۰۴ شاخص ریالی ۶/۵۳۰۰‌واحدی ثبت کرده یعنی قیمت ریالی آن نسبت‌به ‌سال پایه‌۱۴۰۰ بیش از ۵۳‌برابر شده است. تورم سالانه ریالی این گروه نیز ۱۸۰‌درصد بوده و تورم نقطه‌به‌نقطه آن به‌۴/۱۹۱‌درصد رسیده است. این یعنی ماشین‌آلات و تجهیزات وارداتی نسبت‌به ‌پاییز سال قبل تقریبا سه‌برابر شدند. در میان گروه‌های اصلی این یکی از بالاترین فشارهای قیمتی ثبت‌شده است.

اهمیت این گروه از آنجاست که ماشین‌آلات و ادوات برقی فقط کالای وارداتی عادی نیستند بلکه ستون‌فقرات سرمایه‌گذاری صنعتی، نوسازی خطوط تولید و افزایش بهره‌وری محسوب می‌شوند. وقتی هزینه واردات ماشین‌آلات بالا می‌رود بنگاه‌ها برای جایگزینی تجهیزات فرسوده، توسعه ظرفیت تولید یا ورود فناوری جدید با مانع جدی روبه‌رو می‌شوند. نتیجه چنین وضعی فقط افزایش قیمت امروز نبوده بلکه کاهش رشد فردا نیز هست. اقتصاد بدون سرمایه‌گذاری جدید به‌تدریج با فرسودگی سرمایه، افت بهره‌وری و کاهش توان رقابت مواجه می‌شود.

شاخص دلاری این گروه نیز پیام مهمی دارد. در پاییز۱۴۰۴ شاخص دلاری ماشین‌آلات و ادوات برقی به‌۵/۲۶۳واحد رسیده و تورم سالانه دلاری آن ۷/۴۴‌درصد بوده است. بنابراین بخشی از فشار واقعا از افزایش قیمت دلاری این کالاها آمده اما مقایسه با شاخص ریالی نشان می‌دهد که مشکل اصلی همچنان در چندبرابرشدن اثر دلاری در داخل اقتصاد است. کالایی که درمقیاس دلاری گران شده درمقیاس ریالی به‌یک مانع سنگین برای سرمایه‌گذاری تبدیل شده است.

این بخش از تورم وارداتی نسبت مستقیم با آینده تولید دارد. اگر واردات ماشین‌آلات گران شود بنگاه‌ها یا سرمایه‌گذاری را عقب می‌اندازند، به‌تجهیزات دست‌دوم و فرسوده‌تر پناه می‌برند یا ظرفیت توسعه خود را کاهش می‌دهند. درهرسه‌حالت اقتصاد در میان‌مدت با رشد پایین‌تر و هزینه تولید بالاتر روبه‌رو می‌شود. بنابراین جهش قیمت ماشین‌آلات را باید یکی از مهم‌ترین هشدارهای گزارش تورم وارداتی دانست.

گرانی فناوری؛ جهش قیمت تجهیزات اپتیک و ابزار دقیق

گروه دستگاه‌های اپتیک، عکاسی، ابزار دقیق و تجهیزات مشابه یکی دیگر از نقاط حساس گزارش است. شاخص ریالی این گروه در پاییز۱۴۰۴ به‌۵/۵۹۷۶واحد یعنی بالاترین سطح در میان گروه‌های اصلی وارداتی رسیده است. به‌بیان ساده قیمت ریالی این گروه نسبت‌به ‌سال پایه۱۴۰۰ نزدیک به‌۶۰برابر شده است. تورم سالانه ریالی آن نیز ۶/۱۷۰‌درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه آن ۸/۱۸۵درصد ثبت شده است. این اعداد نشان می‌دهد که تورم وارداتی در بخش تجهیزات تخصصی، فناورانه و دقیق به‌سطحی بسیار سنگین رسیده است.

اهمیت این گروه درظاهر شاید کمتر از کالاهای خوراکی یا ماشین‌آلات عمومی به‌نظر برسد اما از منظر اقتصادی نقش آن جدی است. بسیاری از تجهیزات اپتیک، ابزار دقیق، تجهیزات اندازه‌گیری، ابزارهای پزشکی، آزمایشگاهی، صنعتی و کنترل کیفیت در این دسته قرار می‌گیرند. این کالاها برای صنایع پیشرفته، آزمایشگاه‌ها، خدمات درمانی، بخش‌های تحقیقاتی، صنایع کنترل‌محور و حتی برخی فعالیت‌های آموزشی و فناورانه اهمیت دارند. بنابراین افزایش قیمت آنها فقط به‌معنای گران‌شدن یک‌گروه وارداتی نبوده بلکه به‌معنای افزایش هزینه دسترسی به‌فناوری و ابزار تخصصی است.

در شاخص دلاری نیز همین گروه درصدر قرار دارد. تورم سالانه دلاری دستگاه‌های اپتیک و عکاسی در پاییز۱۴۰۴ برابر ۱/۵۵‌درصد ثبت شده که بالاترین نرخ میان گروه‌های اصلی است. شاخص دلاری این گروه نیز به‌۷/۳۰۸ واحد رسیده و این یعنی قیمت جهانی یا ارزش دلاری این گروه نیز افزایش قابل توجهی داشته است. با این حال وقتی شاخص دلاری ۷/۳۰۸واحدی را کنار شاخص ریالی ۵/۵۹۷۶واحدی می‌گذاریم بار دیگر نقش نرخ ارز برجسته می‌شود. فشار خارجی وجود دارد اما اقتصاد ایران آن را با ضریب ریالی بسیار بزرگ‌تری تجربه می‌کند.

این گروه برای تحلیل وابستگی فناورانه اقتصاد ایران اهمیت دارد. کشوری که برای تجهیزات تخصصی، ابزارهای دقیق و بخشی از فناوری‌های صنعتی و درمانی به‌واردات وابسته است با جهش قیمت این گروه نه‌فقط افزایش هزینه بلکه محدودیت دسترسی را تجربه می‌کند. نتیجه می‌تواند کاهش کیفیت خدمات، تاخیر در نوسازی تجهیزات، افت دقت تولید و افزایش هزینه فعالیت‌های تخصصی باشد. به‌همین دلیل تورم این گروه نشانه‌ای از فشار پنهان بر زیرساخت فناورانه اقتصاد است.

مواداولیه زیر فشار؛ شیمیایی، پلاستیک و فلزات گران شدند

تورم وارداتی فقط در ماشین‌آلات و تجهیزات دیده نمی‌شود بلکه بخش مهمی از آن در مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای جریان دارد. داده‌های پاییز۱۴۰۴ نشان می‌دهد محصولات صنایع شیمیایی یا صنایع وابسته با شاخص ریالی ۹/۱۶۴۲واحد، تورم سالانه ۶/۱۱۶‌درصدی و تورم نقطه‌به‌نقطه ۳/۱۴۲‌درصدی روبه‌رو شدند. مواد پلاستیکی و مصنوعات آن نیز شاخص ۶/۱۴۷۴واحدی تورم سالانه ۱۲۴‌درصدی و تورم نقطه‌به‌نقطه ۴/۱۵۲‌درصدی ثبت کردند. فلزات معمولی و مصنوعات آنها نیز با شاخص ۶/۱۲۹۱واحدی، تورم سالانه ۷/۱۲۱‌درصدی و تورم نقطه‌به‌نقطه ۱/۱۶۲‌درصدی مواجه بودند.

این سه‌گروه برای تولید داخلی اهمیت بنیادین دارند. محصولات شیمیایی در دارو، شوینده، صنایع پایین‌دستی پتروشیمی، کشاورزی، رنگ، چسب، موادصنعتی و بسیاری از خطوط تولید استفاده می‌شوند. پلاستیک و مصنوعات آن نیز در بسته‌بندی، قطعه‌سازی، لوازم خانگی، خودرو، تجهیزات صنعتی و کالاهای مصرفی نقش دارد. فلزات هم به‌طور مستقیم با ساختمان، ماشین‌سازی، قطعه‌سازی، صنعت خودرو، تجهیزات و بسیاری از صنایع مادر مرتبطند. بنابراین رشد قیمت وارداتی این گروه‌ها به‌معنای افزایش هزینه در چندین زنجیره تولیدی است.

مقایسه با شاخص دلاری باز هم نشان می‌دهد که کانال ارز نقش تعیین‌کننده دارد. تورم سالانه دلاری محصولات شیمیایی ۲/۱۷‌درصد، مواد پلاستیکی ۴/۱۸‌درصد و فلزات معمولی ۳/۱۱‌درصد بوده است. این اعداد نشان می‌دهد فشار دلاری در این گروه‌ها وجود دارد اما شدت آن با تورم ریالی بالای ۱۰۰‌درصد قابل مقایسه نبوده یعنی تولیدکننده ایرانی درعمل با هزینه‌ای مواجه شده که بسیار فراتر از رشد قیمت جهانی این مواد است.

اهمیت این بخش از آنجاست که مواد اولیه وارداتی معمولا با تاخیر وارد قیمت کالاهای نهایی می‌شوند. بنگاه‌ها ابتدا افزایش هزینه را در موجودی انبار، سفارش‌های جدید، نیاز به‌نقدینگی و قیمت تمام‌شده تجربه می‌کنند. سپس یا قیمت محصول نهایی را بالا می‌برند، تولید را کاهش می‌دهند، یا حاشیه سودشان فشرده می‌شود. درهرسه‌حالت فشار وارداتی به‌تولید داخلی منتقل می‌شود. بنابراین گرانی مواد شیمیایی، پلاستیک و فلزات را باید یکی از مسیرهای اصلی انتقال تورم وارداتی به‌تورم تولیدکننده و سپس مصرف‌کننده دانست.

کالاهای اساسی؛ آرام‌تر از صنعت اما همچنان زیر فشار ریالی

درمیان گروه‌های نزدیک به‌سبد خوراکی و کالاهای اساسی شدت تورم ریالی به‌اندازه ماشین‌آلات و تجهیزات نیست اما همچنان نشانه‌های مهمی از فشار قیمتی دیده می‌شود. گروه حیوانات زنده و محصولات حیوانی در پاییز۱۴۰۴ شاخص ریالی ۹/۱۵۹واحدی، تورم سالانه ۲/۱۴‌درصدی و تورم نقطه‌به‌نقطه ۵/۲۷‌درصدی داشته است. محصولات نباتی با شاخص ۶/۳۱۲‌واحدی، تورم سالانه ۴/۲۳‌درصدی و تورم نقطه‌به‌نقطه ۴/۳۷‌درصدی روبه‌رو بودند. چربی‌ها و روغن‌های حیوانی و نباتی نیز شاخص ۲/۱۸۴‌واحدی، تورم سالانه ۳/۴۳‌درصدی و تورم نقطه‌به‌نقطه ۱/۵۶‌درصدی ثبت کردند. محصولات صنایع غذایی نیز با شاخص ۶/۲۴۴ واحدی، تورم سالانه ۳/۲۴‌درصدی و تورم نقطه‌به‌نقطه ۶/۴۴‌درصدی مواجه بودند.

این ارقام در مقایسه با تورم ۱۸۰‌درصدی ماشین‌آلات یا ۶/۱۷۰‌درصدی تجهیزات اپتیک پایین‌تر است اما برای خانوار و امنیت غذایی بی‌اهمیت نیست. نکته مهم این است که در برخی از این گروه‌ها تورم دلاری بسیار پایین‌تر یا حتی منفی بوده است. برای مثال تورم سالانه دلاری محصولات صنایع غذایی منفی۸/۱۰‌درصد بوده اما تورم سالانه ریالی همین گروه ۳/۲۴‌درصد ثبت شده است. در حیوانات زنده و محصولات حیوانی نیز تورم سالانه دلاری منفی ۷/۰‌درصد بوده درحالی‌که تورم سالانه ریالی ۲/۱۴‌درصد است. این یعنی حتی کاهش یا ثبات دلاری قیمت‌ها هم نتوانسته مانع افزایش ریالی آنها شود.

در محصولات نباتی نیز تورم سالانه دلاری ۵‌درصد بوده اما تورم سالانه ریالی ۴/۲۳‌درصد گزارش شده است. در چربی‌ها و روغن‌ها تورم دلاری ۸/۲۳‌درصد و تورم ریالی ۳/۴۳‌درصد بوده است. این مقایسه نشان می‌دهد که کانال ارز حتی در کالاهای نزدیک به‌سبد خوراکی و اساسی نیز فعال بوده هرچند شدت آن نسبت‌به ‌کالاهای سرمایه‌ای کمتر بوده است.

اهمیت این بخش در پیوند آن با معیشت خانوار است. اگرچه کالاهای اساسی در شاخص وارداتی الزاما همان سبد مصرفی خانوار نیستند اما بسیاری از آنها به‌شکل مستقیم یا غیرمستقیم در زنجیره غذایی و نهاده‌های مصرفی اثر می‌گذارند. بنابراین تورم وارداتی در این بخش می‌تواند با تاخیر به‌قیمت مواد غذایی، هزینه تامین نهاده‌ها و فشار بر دهک‌های پایین منتقل شود.

از گمرک تا کارخانه؛ چگونه تورم وارداتی به‌رکود تورمی می‌رسد؟

تورم وارداتی زمانی خطرناک‌تر می‌شود که از یک شاخص قیمتی به‌یک سازوکار اقتصاد کلان تبدیل شود. در اقتصاد ایران این سازوکار از گمرک شروع می‌شود اما در گمرک متوقف نمی‌ماند. افزایش قیمت ریالی واردات ابتدا هزینه واردکننده را بالا می‌برد سپس به‌تولیدکننده‌ای منتقل می‌شود که برای مواداولیه، قطعات، ماشین‌آلات، تجهیزات، کالاهای واسطه‌ای یا نهاده‌های تولید به‌واردات وابسته است. بعد از آن فشار در قیمت تمام‌شده، سرمایه در گردش، موجودی انبار، برنامه تولید و قیمت محصول نهایی ظاهر می‌شود. به‌همین دلیل شاخص قیمت کالاهای وارداتی یکی از پیش‌نگرهای مهم تورم فشار هزینه است.

وقتی شاخص ریالی واردات در پاییز۱۴۰۴ به‌۵/۲۲۱۵واحد می‌رسد و تورم سالانه آن ۲/۱۴۷‌درصد می‌شود بنگاه‌ها فقط با یک افزایش قیمتی ساده مواجه نیستند. آنها برای تامین همان حجم واردات قبلی به‌نقدینگی بسیار بیشتری نیاز دارند. اگر دسترسی به‌اعتبار محدود باشد یا نرخ تامین مالی بالا برود تولیدکننده ناچار می‌شود بخشی از سفارش‌ها را کاهش دهد، موجودی انبار را پایین بیاورد یا قیمت فروش را افزایش دهد. درنتیجه اقتصاد همزمان با فشار تورمی و محدودیت عرضه روبه‌رو می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که تورم وارداتی می‌تواند به‌رکود تورمی نزدیک شود. از یک طرف افزایش قیمت واردات هزینه تولید را بالا می‌برد و به‌تورم دامن می‌زند. از طرف دیگر گران‌شدن ماشین‌آلات، مواد اولیه و قطعات توان تولید و سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد. نتیجه ترکیبی از قیمت‌های بالاتر، تولید کم‌رمق‌تر و سرمایه‌گذاری ضعیف‌تر است. درچنین‌وضعی سیاست‌گذار پولی نیز با مسئله دشوارتری روبه‌رو می‌شود زیرا تورم فقط از تقاضای داخلی نیامده که با کنترل تقاضا مهار شود بلکه از سمت هزینه، نرخ ارز و زنجیره واردات وارد اقتصاد شده است.

داده‌های دلاری و ریالی مرکز آمار نشان می‌دهد منشأ اصلی فشار ترکیب افزایش قیمت خارجی با شوک ارزی داخلی است. تورم دلاری واردات ۱/۲۳‌درصد است اما تورم ریالی آن ۲/۱۴۷‌درصد. این شکاف نشان می‌دهد تا زمانی که ثبات ارزی برقرار نشود کنترل تورم وارداتی نیز دشوار خواهد بود. بنابراین پیام پاییز۱۴۰۴ روشن است: اقتصاد ایران فقط کالا وارد نکرده بلکه بی‌ثباتی ارزی را هم از مسیر واردات به‌کارخانه، بازار و سفره خانوار منتقل می‌کند.

آخرین اخبار