ایرانیان روی دور ناکارآمدی- بدشانسی
محمدصادق جنان صفت
توزیع قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی گونهای بوده و هست که سهم شهروندان در اداره کشور در هر دوره و در هر دولت جدید اندکاندک آب رفته و از سر بدشانسی در دولت حاضر به دلیل بیقدرتی دولت مستقر به پایینترین اندازه رسیده است. بدشانسی دیگر ایرانیان این است که نهاد دولت با همراهی بالاترین نهادهای استیلایافته بر کشور به این نتیجه رسیدهاند دیگر نمیتوانند ارز کافی برای هزینههای دفاع و امنیت و نیز تامین کالاهای اساسی و نهادههای تولید فراهم کنند، همچنین به دلیل اینکه نهادهای قدرت نمیتوانند بودجه را بدون کسری ببندند اقدام به تکنرخی کردن ارزهای معتبر بهویژه دلار کردهاند که یک بدشانسی دیگر است. «تکنرخی کردن ارز» نیز که باید با مطالعات کارشناسی و علمی و با درک و فهم همه مناسبات انجام شود از این نظر با بدشانسی بزرگی روبهرو شده و حکومت از سر ناگزیری مطلق اجرای آن را شروع کرده است.
تکنرخی کردن ارز به مناسبات عادی بازارهای ایران یا تجارت خارجی با بازارهای دنیا نیز نیاز دارد که شوربختانه چنین چیزی برای مردم ایران باقینمانده است. جمهوری اسلامی در قرض گرفتن از بازارهای دنیا یکی از ضعیفترین نظامهای سیاسی است بنابراین تکنرخی کردن نسبی ارز در بازار ایران بهتر بود در سالهای پیشین که درآمد صادرات نفت میتوانست هزینههای اصلی را پوشش دهد رخ میداد که نداد. همچنین بهتر بود تکنرخی کردن ارز در شرایطی رخ میداد که سیاست خارجی ایران با کمترین تنش با غرب روبهرو بود تا فشار کمتری از ناحیه سیاست خارجی به قیمت ارزها وارد میشد. همه رخدادهای دردسرساز برای اقتصاد کشور و شهروندان در فضایی سرشار از تنش رخ داده و بدشانسی روی بدشانسی سوار شده است. در شرایط حاضر شهروندان ایرانی این احساس را دارند که با بدشانسی بزرگتر از همه بدشانسیهای پیشین روبهرو شده و پیشروی خود نهادهایی را میبینند که میخواهند آخرین ریالهای احتمالی پسانداز شده آنها را از جیب و کیفشان بیرون بکشند و روزگار ناخوش خود را سروسامان دهند.
واقعیت این است که نهادهای حاکم به دلیل اینکه چشماندازی برای بهبود مناسبات با جهان آزاد ترسیم نکرده و رابطه خصمانه را اصل و یک پدیده حیثیتی کردهاند توانایی وام گرفتن یا خرید به صورت یوزانس را ندارند و حتی نمیتوانند نفت را پیشفروش کرده و در برابر ارزهای معتبر بگیرند. مجموعه بدشانسی ایرانیان در وضعیتی است که آنها به نهاد دولت کمترین اعتماد را به لحاظ کارایی و توانایی حل مساله دارند.
کارشناسان باور دارند دادن یکمیلیون تومان یارانه با کالابرگ به همه ایرانیان گام دیگری در مسیر هدر دادن منابع کمیاب است. بسیاری از خانوادههای ایرانی این ارقام برایشان شوخی بوده و دادن یارانه به همه آنها یک بدشانسی دیگر است که بر دوش کمدرآمدها گذاشته میشود.همانطور که همه کارشناسان و فعالان اقتصادی سالهاست که میگویند باید قفل تحریم شکسته شود تا زندگی ایرانیان از دور بدشانسی – ناکارآمدی خلاص شود. این راه آخر است.

