سکوت مردم بردبار ایران
رسانههای سختگیرتر به آمریکا، اروپا و اسرائیل و نیز اصلاحطلبی سیاسی این روزها درباره روزگار تیرهشده مردم کشورها و منطقه در بالا یادشده، خبرهای پرشماری از رسانههای همان کشورها به فارسی برگردانده و منتشر میکنند. هسته مرکزی این خبرها وگزارشها که گاه با تحلیلهایی از درون جمهوری اسلامی همراه شده و نیز خبرهایی از سوی شخصیتهای اقتصادی- سیاسی که آنها را تایید میکنند این است که جنگ در جریان اقتصاد آنها را به مرحله سقوط میکشاند یا کشانده است. همچنین رسانههای ایرانی به نقل از خبرگزاریهای مهم جهانی و به نقل از کارشناسان و مقامهای پیشین آمریکایی و غربی منتشر میشوند که هسته مهم این گزارشها و خبرها این است که مقامهای سیاسی مستقر در کاخ سفید با سیاستورزان بیرون از دولت در نزاع شدید قراردارند و محبوبیتشان روندی کاهنده دارد و همچنین در این باره است که قدرت جمهوری اسلامی برتر از چیزی است که تصور میشد.
البته که در جنگ روایتها حلوا پخش نمیشود و جمهوری اسلامی میتواند از این حربه برای دادن امیدواری به ایرانیان استفاده کند به ویژه برای آنهایی که با شور و شوق در میدان حضور دارند این امر یک ضرورت است. مشکل اما اینجاست که به شهروندان توضیح داده میشود در غرب و بهویژه در آمریکا در چارچوب منطق مبارزه سیاسی موجود انتقاد روزمره از دولت مستقر آزاد است و هیچ دولتی حق ندارد راه آزادی بیان را ببندد. به همین دلیل است که اعضا و هواداران فعال حزب دموکرات و نیز مقامهای سابق و همچنین نویسندگان نامدار مخالف دونالد ترامپ هرچه بخواهند مینویسند و جوری مینویسند که رایدهندگان آمریکایی را از حزب جمهوریخواه دور و دورتر کنند. به همین جهت باید درباره اثربخشی این گزارشها در داخل ایران تردید کرد.از سوی دیگر اما بررسی محتوای خبرهای اقتصاد سیاسی در جمهوری اسلامی که اجازه انتشار در رسانههای موجود را به دست میآورند نشان میدهد بیشتر خبرها درباره واردات کالاهای اساسی و نیز درباره توزیع این کالاها و همچنین تشویقها و تهدیدها برای تثبیت قیمتهاست. شوربختانه پس از جنگ ۱۲روزه درآخرین ماه بهار ۱۴۰۴ هیچ گامی برای تدوین اقتصاد جنگی برداشته نشد و سیاستگذاری اقتصادی تازهای دیده نشد و دولت و مجلس و دیگر نهادهای موثر بر اجرای قانون برنامه هفتم و همچنین بودجه مصوب مجلس براساس همان قانون برنامه پافشاری کردند. در ۹ماه پس از جنگ ۱۲روزه تا شروع جنگ در ۹ اسفند کاری برای رشد سرمایهگذاری نشد؛ سیاستهای پولی و مالی منطبق با شرایط تازه تدوین نشد و نیز بانک مرکزی در سیاستگذاری ارزی گام تازهای برنداشت.حالا اما برخی رسانههایی سختگیر نوشتههای تحلیلی را منتشر میکنند که محتوای عمقی آن درباره پاشنه آشیل بودن اقتصاد برای کشور است. در این نوشتهها با صراحت تبیین میشود اگر اقتصاد کشور در مسیر تازهای گام برندارد باید چشمانتظار بدترین روزها در اداره کشور باشیم. واقعیت این است که اگر شهروندان ایرانی با بردباری و مدارا به رفتارها و گفتارها واکنش تند نشان نمیدهند و سکوت پیشه کردهاند دلیل بر رضایت آنها نیست.
