از تعلیق به تثبیت
خانواده چهارنفرهای را میشناسم که شامل یک زن و همسرش به اضافه دوپسر ۲۵ و ۲۷ ساله است. زن خانوار تا پیش از جنگ ۴۰ روزه راننده سرویس دبستان در منطقه خودشان بود، پسر بزرگ در شغل تولید ظروف سرامیکی شاغل بود. پدر و پسر دیگر هم راننده سرویس یک کارخانه بودند. درآمد چهارنفره این خانواده با کمی پسانداز برای زندگی حداقلی کافی بود. در جریان جنگ ۴۰روزه مدرسهها تعطیل شدند و کار زن خانواده از دستش خارج شد. صاحب کارگاه تولید سرامیک بهدلیل نبود بازار کارگاه را تعطیل کرد و پسر بزرگ خانواده بیکار شد. پسر کوچک خانواده و پدر نیز به دلیل اینکه فعالیت کارخانه دیگر با رونق همراه نیست از حجم کارشان کاسته شده است. این خانواده حالا درآمدی ندارند که بتوانند حداقل نیازهایشان را نیز برآورده کنند. نمونه خانواده در بالا یادشده در جامعه امروز ایران اندک نیست و با توجه به شرایط اشتغال در کشور که زیر ضربههای جنگ کارشان و درآمدشان از دست رفته یا تعطیل موقت شدهاند اندک نیست و نهادهای آماری باید بتوانند اطلاعات مورد نیاز برای آسیب دیدن جامعه را آماده و در اختیار نهادهای مربوطه قرار دهند.
آیا میتوان با زخمهای بیکاری گسترده و روزافزون و روند افزایش یابنده نیازهای عمومی جمعیت ۹۰میلیونی و تورم افسارگسیخته و رشد ضعیف تولید ناخالص داخلی، زندگی عادی داشت؟ گروهی از سیاستورزان باور دارند شهروندان باید در برابر جنگ که حالا بر ایرانیان تحمیل شده و ارکان جامعه را لرزان کرده است به مردم میگویند تاب بیاورید و بدانید روزگار همه مردم جهان درحال حاضر به دلیل جنگ ایران و آمریکا در خطر است و باید تحمل کرد. منتقدان این باور اما میگویند اگر دردها و رنجهای جنگ به طور عادلانه میان همه قشرهای جامعه تقسیم و حتی اگر به نیازهای محرومان بیشتر توجه شود میتوان انتظار تابآوری داشت اما نیک میدانیم چنین نیست. خانوادههای با درآمدهای پایین در شغلهای خود نوسان شدید را تجربه کرده و به دلیل ناکامی کارفرمایان در پرداخت مزدهای ترمیم یافته به سوی بیکاری ناخواسته رانده میشوند. شهروندان ایرانی میگویند اگر حاکمیت در مسیر گفتوگو و مذاکره برای آشتی نهایی باشد و امیدوار بود جنگ یا شرایط سخت نه جنگ، نه صلح در یک دوره کوتاهمدت به صلح میرسد بدون تردید تابآوری بیشتری به دست میآوردند اما اگر معلوم نباشد زمان تقریبی پایان جنگ کی است و مذاکرهای هم در کار نباشد و هراس از جنگ هم در میان مردم بیشتر شود نتیجهاش کاهش درجه تابآوری است.
نمیتوان شهروندان بیپناه را در حال تعلیق نگه داشت، هیچ وعدهای برای زمان تقریبی پایان جنگ پیشبینی نکرد و مذاکره را نیز به هر دلیل رها کرد و از ایرانیان خواست امیدوار بمانند و بردباری خود را افزایش دهند. برای عبور دادن میلیونها ایرانی از روزگار تلخ امروز نیاز به امیدواری واقعی است و با تبیین آینده ایران به طور شفاف و روشن شاید به این نتیجه برسیم.
