کارگران و جنگ
۱- زمستان۱۴۰۴شمسی هجری را شاید بتوان پرماجراترین زمستان ایران پس از زمستان۱۳۵۷ دانست. در روزهای نخستین دیماه امسال و پس از اینکه قیمت دلار افسار گسیخت و پلهها را چندتایکی کرد و به سوی بالا رفت، شماری از پیشهوران در بازار موبایل در قلب تجارت در تهران به خیابانها ریختند و به این وضعیت اعتراض کردند. پس از این گردهماییهای اعتراضی گسترش یافت و به دیگر شهرها رسید و شهروندان نیز به این راهپیماییها پیوستند.
منابع امنیتی-نظامی جمهوری اسلامی باور دارند تشویقهای اپوزیسیون خارجنشین و همراهی گروهی از آنها راه را برای خشونت در راهپیماییهای گسترده در سراسر کشور باز کرد.
در شرایطی که موج ناآرامیها روندی کاهنده را تجربه میکرد و اعتراضهای سیاسی به روزهای برگزاری مراسم چهلم جانباختگان رسیده بود، در ۹اسفند امسال دو کشور آمریکا و اسرائیل که سطح تنش را به اوج رسانده بودند به جمهوری اسلامی یورش آوردند. جمهوری اسلامی نیز در پاسخ به این یورش گسترده به اسرائیل و پایگاههای نظامی آمریکا و برخی مراکز کشورهای میزبان جمهوری اسلامی حمله کرد.
۲- حالا جنگ اسرائیل و آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی وارد سومین هفته شده و از جنگ ۱۲روزه خرداد امسال فراتر رفته است. برخلاف جنگ نخست که آمریکاییها حضور خود را تنها در بمباران سه نیروگاه اتمی پذیرفتند اینبار بهطور همه جانبه در جنگ هستند. در این روزهای سپریشده در جنگ هم نظام جمهوری اسلامی و هم دو کشور متخاصم بارها خبر از یورشهای سنگین به دشمن داده و گزارشهای ارائه شده گونهای بوده که گویا هر دو سوی جنگ دیگری را به نابودی کشانده و راهی تا پیروزی نهایی نمانده است.
جمهوری اسلامی باور دارد هدف از جنگ نابودی نظام سیاسی کشور بوده و هست و چون این اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد پس پیروز جنگ است. آمریکا و اسرائیل نیز میگویند بمبارانهای روزانه تهران و شهرهای پرشمار ایران در هر جای این سرزمین به معنای شکست نظامی جمهوری اسلامی است. آنها میگویند صدها محل استقرار نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی در داخل ایران را بمباران کرده و با موشک زدهاند و همین را نشانه پیروزی میدانند. این ادعاها از سوی جمهوری اسلامی بلوف و زیادهگویی تفسیر شده و مقامهای جمهوری اسلامی باور ندارند نیروی هوایی و دریایی کشور آسیب جدی دیده باشد.
بررسی خبرها و گزارشهای منتشر شده از سوی دو طرف جنگ البته با هیچ داوری کارشناسانهای همراه نیست.
واقعیت این است که در جنگ جاری در بر همان پاشنه روز نخست میچرخد و نمیتوان درباره اینکه کدام سوی جنگ برنده بوده داوری کرد. بر همین اساس است که ارزیابیهای امروز درباره نتایج جنگ در روزهای نزدیک و اینکه در صحنه عمل چه رخ داده کارشناسانه نیست. حالا شهروندان ایرانی درباره ادامه جنگ دلخوریها و دلخوشیهای خود را دارند .
۳- اما آن گروه بزرگ و قشر اصلی تولید در کشور یعنی میلیونها میلیون کارگر ضمن اینکه دلخوریهایی در سطح کلان دارند، درباره اینکه هنوز درمورد چگونگی مزد سال آینده تصمیم گرفته نشده است نیز دلخور هستند. کارگران بدون تردید از اینکه مقامهای سیاسی نتوانستند داستان منازعه با آمریکا را در میدان دیپلماسی حل کنند دلخورند و باور دارند شاید میشد با اندکی نرمش راه را برجنگ بست. آنها از اینکه کشور آسیب بیشتر ببیند نیز ناراحتند و میگویند ادامه این جنگ نباید گونهای باشد که زیرساختهای کشور ناکارآمد شوند حتی اگر جمهوری اسلامی توانایی تلافی داشته باشد.
ایرانیان باور دارند در ایران ۹۰میلیون انسان زندگی میکنند که تهیه آب و نان و غذای آنها ارقام بالایی از دلار و ریال میخواهد که در وضعیت ادامه جنگ با این راهبردها تامین آن کار بسیار دشواری است و نباید آن را شوخی پنداشت. کارگران از اینکه دولت آنها را در میانه کارزار از توجه دور کرده است دلخورند و بیم دارند دولت و کارفرمایان بدون توجه به اینکه نرخ تورم سال سپریشده از ۵۰درصد عبور کرده و احتمال فزاینده شدن نرخ تورم در سال پیشرو بیشتر از هر سال است در تعیین نرخ رشد مزدها تقلیلگرایی کند. به همراه میلیونها کارگر باید بازنشستگان کارگری را نیز در یاد داشت که از میزان مستمری دلخور هستند.
