شرکت هواپیمایی «اسپریت» ورشکسته شد:

پیامدهای جنگ رمضان بر اقتصاد جهان

محمود خاقانی
کدخبر: 626676

محمود-خاقانی

محمود خاقانی،کارشناس بین‌المللی انرژی

عوارض جانبی جنگ رمضان در اقتصاد آمریکا، اسرائیل، اروپا، انگلیس، امارات و به‌طورکلی جهان هر روز بیشتر از روز پیش مورد توجه قرار می‌گیرد و آشکار می‌شود. آمریکا، اسرائیل، انگلیس و متحدان آنها خود را دربرابر کشورهایی قدرتمند حس می‌کنند که تجهیزات و توان دفاع نداشته باشند. به‌همین دلیل تلاش می‌کنند که کشورهای هدف برای تسلط و تصرف آنها فاقد دفاع ضد هوایی و سایر امکانات دفاعی باشند اما باوجود قدرت نظامی و اقتصادی که فکر می‌کنند دارند جنگ رمضان ثابت کرد که آسیب‌پذیر هستند و اولین علائم آسیب‌پذیری و بحران اقتصادی شان با ورشکستگی شرکت هواپیمایی اسپریت در آمریکا فاش شد.

شکاف در کابینه دونالد ترامپ

این‌روزها مارکو روبیو درسمت مشاور امنیتی و وزیر امورخارجه آمریکا سعی می‌کند کمتر درباره جنگ رمضان اظهارنظر کند. همینطور آقای ونس، معاون رییس‌جمهور آمریکا که با هم برای نامزدی حزب جمهوریخواه درانتخابات سال۲۰۲۸میلادی رقابت می‌کنند هرگونه اظهارنظر را برعهده وزیراقتصاد و وزیر جنگ کابینه دونالد ترامپ و شخص دونالد ترامپ واگذار کردند. در همین حال روز سه‌شنبه۱۶اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵ وزیر جنگ آمریکا اعلام کرد که عملیات رهایی کشتی‌ها در خلیج‌فارس از عملیات جنگ با ایران جداگانه طراحی شده و یک عملیات دفاعی برای باز نگه‌داشتن تنگه‌هرمز است. درهرحال این عملیات موجب کاهش بهای نفت در بازار نشد و قیمت بنزین در آمریکا روز سه‌شنبه۱۶اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵ به‌هرگالن ۴دلارو۴۸سنت و بعد از آن افزایش بیشتری یافت. درهمین‌حال وزیر جنگ آمریکا مدعی شد که آتش‌بس جنگ رمضان همچنان تداوم دارد. در همان روز سه‌شنبه۱۶اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵ مارکو روبیو بعد از جلسه کابینه وارد صحنه شد و به‌طور رسمی اعلام کرد که جنگ رمضان پایان یافته و عملیات راهنمایی کشتی‌ها برای عبور از تنگه هرمز یک عملیات تهاجمی از طرف آمریکا نیست ولی اگر ایران به‌نیروهای آمریکایی عملیات دفاعی انجام دهد نیروهای آمریکایی آنرا تهاجمی می‌دانند و از خود دفاع می‌کنند.

بعد به‌طور ناگهانی دونالد ترامپ در روز ۱۷اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵ با پیامی در شبکه اجتماعی تروث‌سوشال اعلام کرد که عملیات راهنمایی کشتی‌ها از تنگه هرمز به‌دلیل درخواست پاکستان و برخی از کشورها به‌حالت تعلیق درآمده است. سپس مدعی شد که مذاکرات با ایران خوب پیش می‌رود واگر توافقی حاصل نشود ایران را شدید تراز جنگ رمضان بمب‌باران خواهد کرد. این روش تاکتیکی دولت آمریکا در بازار نفت تا حدودی موفق عمل کرد و بهای نفت خام کاهش یافت. در همین حال روز پنجشنبه۱۷اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵ مارکو روبیو، وزیر امورخارجه آمریکا با پاپ لئو چهاردهم در واتیکان ملاقات کرد تا اورا درباره ضروت جنگ با ایران توجیه کند. بسیاری از کارشناسان حدس زدند که دیدار مارکو روبیو از واتیکان ممکن است آماده‌سازی زمینه برای حملات تازه علیه ایران باشد. این اتفاق در۱۸اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵ در حملات مشترک آمریکا، اسرائیل و امارات به‌بنادر ایران در خلیج‌فارس رخ داد که نیروهای مسلح ایران به‌خوبی دفاع کردند. دونالد ترامپ مطابق معمول در گفت‌وگو با رسانه‌ها آمریکا را برنده درگیری نظامی اعلام کرد و گفت آتش‌بس جنگ رمضان هنوز برقرار است. درعین‌حال خواسته یا ناخواسته نکته‌ای را بیان کرد: «ما از هر روشی مقتضی بدانیم برای پیروزی نهایی تلاش می‌کنیم». بنابراین مردم ایران با حفظ انسجام ملی باید منتظر حیله‌های مختلف آمریکا، اسرائیل، انگلیس و متحدان آنها و نیز نفوذ‌های آنها در داخل ایران باشند.

چرا دونالد ترامپ عجله دارد؟

بحران اقتصادی درآمریکا، اسرائیل، انگلیس، اروپا و متحدان‌شان به‌سطحی نگران‌کننده رسیده است. صاحبه نظران معتقدند که ورشکستگی شرکت هواپیمایی اسپریت در آمریکا یک نمونه بسیار مهم در رابطه با درگیری‌های نظامی در جهان به‌ویژه جنگ رمضان و تاثیر قابل‌توجه آن در تجارت و اقتصاد جهانی است. در واقع شرکت هواپیمایی اسپریت اولین قربانی شوک جهانی انرژی «جنگ رمضان» در اقتصاد آمریکا است.

چرا شرکت اسپریت ورشکسته شد؟

نکته مهم در ورشکستگی شرکت هواپیمای اسپریت این واقعیت است که توقف ناگهانی عملیات حمل‌ونقل مسافر، بار و امورتجاری شرکت یادشده فقط ناشی از ناتوانی مدیریت مشکلات مالی شرکت نبود بلکه یکی از بارز‌ترین علائم زودهنگام عوارض جانبی جنگ رمضان و تاثیر آن براقتصاد جهانی است.

شرکت هواپیمایی اسپریت به‌دلیل مشکلات اقتصادی آمریکا و سایر کشورها بعد از چندسال دست‌وپنجه‌نرم‌کردن با مشکلات مالی در اوایل اردیبهشت‌ماه۱۴۰۵(می ‌سال۲۰۲۶ میلادی) اعلام ورشکستگی کرد اما دلیل ورشکستگی شرکت اسپریت مشکلات مالی نبود بلکه افزایش ناگهانی بهای سوخت جت(هواپیما) به‌دلیل بسته‌شدن تنگه‌هرمز علت اصلی اعلام شد. کارشناسان می‌گویند هزینه‌های جاری یک شرکت هواپیمایی در درجه اول حقوق و دستمزد خلبان و مهمانداران و بعد ازآن هزینه سوخت هواپیما است. به‌همین دلیل کارشناسان اقتصادی با تحلیل‌هایی که می‌کنند می‌گویند «اولین قربانی اقتصادی جنگ رمضان شرکت هواپیمایی اسپریت در آمریکا و در تاریخ ثبت شد.

مکانیسم ماشه‌ای که گریبانگیر آمریکا شد

جنگ رمضان که دونالد ترامپ هم اعلام کرد از سرایت آن به‌کشورهای خلیج‌فارس و بسته‌شدن تنگه‌هرمز دچار شوکه شد صادرات حداقل ۱۵‌میلیون‌بشکه نفت خام در روز به‌بازار‌های مصرف را قطع کرد. فرآورده‌های نفتی نظیر صادرات ۴۰‌درصد کودشیمایی و ۳۰‌درصد آمونیاک(برای کشاورزی و تولید مواد خوراکی) از خلیج‌فارس به‌بازار‌های جهانی متوقف شد. صادرات گاز هلیوم(قطر یک‌سوم گاز هلیوم جهان را صادر می‌کند) و برای عکسبرداری‌های پزشکی نظیر ام‌آر‌ای مورد نیاز می‌باشد و در صنایع هوش‌مصنوعی و فضایی هم استفاده می‌شود به‌شدت کاهش یافت. علاوه‌برآن افزایش بهای بنزین و گازوئیل در آمریکا موجب افزایش نرخ تورم شد. سایر عوارض جانبی جنگ رمضان به‌شرح زیر گزارش شده است:

– بهای نفت خام دربازار‌های جهانی افزایش یافت.

– سوخت جت(هواپیماهای مسافربری و غیره) تقریبا دوبرابر شد.

– میزان عرضه نفت خام و فرآورده‌های نفتی و به‌طور کلی زنجیره تامین کالاها در جهان دچار اختلال و شرایط نامعلومی شد.

نهایتا تداوم بحران در خاورمیانه و جنگ در خلیج‌فارس برای شرکت‌های هواپیمایی و به‌طور کلی تجارت جهانی بحران‌ساز توصیف شده و می‌شود.

سوخت جت

بهای سوخت هواپیمای مسافربری حدود ۲۰تا۳۰‌درصد هزینه کلی عملیات پرواز است که برای شرکت هواپیمایی اسپریت هزینه سوخت کمرشکن بود زیرا شرکت هواپیمایی اسپریت هزینه‌ها را براساس بهای سوخت هواپیما هرگالن بین ۲دلارو۲۴سنت برنامه‌ریزی کرده بود که به‌طور ناگهانی و برخلاف انتظار سهام داران شرکت تقریبا به‌دوبرابر و به‌قیمت ۴دلارو۵۰سنت افزایش پیدا کرد. به‌این معنی که شرکت هواپیمایی اسپریت به‌یک شاخص شکست مدل اقتصادی برای فعالیت تجاری تبدیل شد.

چرا شرکت هواپیمایی اسپریت آسیب‌پذیر شد؟

نکته‌ای که کارشناسان اقتصادی مورد توجه قرار می‌دهند و مناسبت دارد که بخش‌های اقتصاد و بازرگانی ایران هم به‌آن توجه کنند این است که ورشکستگی ناگهانی شرکت هواپیمایی اسپریت فقط به‌دلیل افزایش غیرمنتظره بهای سوخت هواپیما نیود بلکه عدم بررسی و توجه کافی در طراحی مدل تجاری شرکت برای شرایطی توصیف می‌شود که عملیات تجاری و بازرگانی شرکت تحت فشار و استرس پیش‌بینی نشده قرار می‌گیرد زیرا مدل تجاری شرکت هواپیمایی اسپریت برای فروش بلیت در ارزان‌ترین و پایین‌ترین قیمت ممکن طراحی شده بود. کسانی که با هواپیما‌های شرکت اسپریت پرواز کردند می‌گویند صندلی‌های هواپیما به‌هم نزدیک بود، پشت صندلی ثابت بود، در داخل هواپیما چای، قهوه و خوراکی مجانی نبود و مسافر باید خرید می‌کرد. برای چمدان مسافر باید هزینه اضافه پرداخت می‌کرد و مسافر فقط می‌توانست یک کوله‌پشتی سبک همراه داشته باشد و از این قبیل. بنابراین مدل تجاری طوری طراحی شده بود که درآمد شرکت دربرگیرنده دخل و خرج به‌اضافه سود کمی باشد. مدل تجاری بیشتر روی تعداد بیشتر فروش بلیت و تعداد بیشتر حمل‌ونقل مسافر متمرکز بود. اینگونه مدل تجاری در شرایطی خوب عمل می‌کنند که ثبات اقتصادی و ثبات هزینه‌ها در جامعه وجود داشته باشد اما وقتی نابه‌سامانی و عدم ثبات اقتصادی نظیر تحریم‌ها، جنگ، بحران‌های طببعی(زلزله، سیل، شیوع بیماری‌ها نظیر کرونا و امثال آنها) ‌درصد نامعلومی‌ها را افزایش می‌دهد و درمورد شرکت هواپیمایی اسپریت جنگ رمضان باعث افزایش بهای سوخت هواپیما شد، مدل تجاری شرکت کارآمدی‌اش را از دست داد و شرکت پس از ۲۵سال فعالیت به‌طور ناگهانی اعلام ورشکستگی کرد.

شرکت هواپیمایی اسپریت به‌سادگی نمی‌توانست بهای بلیت را افزایش دهد زیرا مشتریان نسبت به‌بهای بلیت حساس هستند. شرکت‌های هواپیمایی بزرگتر این توان را دارند که هزینه‌های پیش‌بینی نشده را تحمل و جذب کنند. بنابراین به‌نظر کارشناسان شرکت هواپیمایی اسپریت در میان شرکت‌هایی که با هزینه پایین و بلیت ارزان فعالیت می‌کنند اولین شرکت ورشکسته و در تاریخ ثبت شده است ولی آخرین نخواهد بود زیرا اینگونه شرکت‌ها درارتباط با افزایش بهای بلیت نمی‌توانند نظیر شرکت‌های بزرگتر عمل کنند و محدودیت‌های زیادی برای افزایش بهای بلیت دارند.

آخرین ضربه برای فروریختن هر ساختاری نیاز به‌یک طوفان دارد. کارشناسان معتقدند که باید درباره شرکت هواپیمایی اسپریت وسایر بنگاه‌های تجاری نظیر آن مطالعه و توجه کافی مبذول شود که به‌دلایل مختلف در ساختار آنها ترک‌هایی به‌وجود آمده که در اثر یک شوک، طوفان و بحران پیش‌بینی نشده ساختارشان به‌کلی فرو می‌ریزد. نظیر:

۱- مشکلات مالی، خطر ورشکستگی و بدهی‌های زیاد.

۲- تلاش ناکام برای ادغام شرکت‌ها؛ شرکت هواپیمایی اسپریت سعی کرد که با شرکت مشابه دیگری به‌نام جت بلو JetBlue  ادغام شود که جلوی آن گرفته شد و همین موضوع باعث شد که شرکت در شرایط بحرانی قرار بگیرد.

۳- موقعیت ضعیف به‌دلیل اینکه شرکت‌های بزرگتر با شرکت‌های کوچکتر وارد رقابت روزافزون در جلب مسافر شدند و می‌شوند. بنابراین وقتی که بحران و شوک جنگ رمضان در بازار اثرگذاری کرد ساختار شرکت هواپیمایی اسپریت فروریخت. هزینه سوخت هواپیما حدود ۱۰۰‌میلیون‌دلار بالا رفت. تعداد سفرها و مسافر به‌دلیل افزایش نامعلومی‌ها افزایش بیکاری‌ها، کاهش درآمد‌ها و عدم توان مردم به‌تامین هزینه سفر در بازارهای جهانی کاهش یافت. قرار بود که با کمک مالی ۵۰۰‌میلیون‌دلاری دولت آمریکا جلوی ورشکستگی شرکت هواپیمایی اسپریت گرفته شود اما کسری بودجه و هزینه‌های جنگ رمضان موجب شد که در آخرین لحظات تصمیم‌گیری دولت آمریکا نتواند مبلغ درخواستی را به‌شرکت هواپیمایی اسپریت حتی به‌صورت وام کمک کند. درنتیجه شرکت هیچ چاره‌ای برای پیداکردن یک‌راه بقا نداشت و اعلام ورشکستگی کرد. ‌هزاران‌مسافر در آمریکا و سایر کشورها سرگردان شدند، ۱۷هزارنفر کارکنان شرکت اسپریت بیکار شدند  و ‌هزاران‌نفر دیگر که به‌صورت پیمانکاری در شرکت‌های مختلف برای شرکت هواپیمایی اسپریت کار می‌کردند هم بیکار شدند. برای دولت دونالد ترامپ و حزب جمهوریخواه این ورشکستگی موجب سرافکندگی و دردسر شده زیرا در آمریکا که مثلا بخش‌های خصوصی با هم رقابت می‌کنند این رقابت‌ها دیگر وجود ندارد. شرکت‌های بزرگتر شرکت‌های کوچکتر را می‌خرند و با ازبین‌رفتن رقابت به‌صورت انحصاری(تراست) عمل می‌کنند. در نتیجه وقتی که انحصار بخش خصوصی در اقتصادی هرکشوری حاکم شود مدیران بخش خصوصی مردم را ناگزیر می‌کنند هر بهایی که آنها برای سود‌دهی بیشتر خودشان(مافیاها و…) تعیین می‌کنند را مردم به‌پردازند. بنابراین از این به‌بعد مردم آمریکا باید بهای بیشتری برای سفر‌های هوایی به‌پردازند.

درس عبرت

کارشناسان اقتصادی و طراحان مدل‌های تجاری و بازرگانی معتقدند که ماجرای ورشکستگی شرکت هواپیمایی اسپریت می‌تواند یک درس عبرت جهانی باشد زیرا ورشکستگی این شرکت نشان داد که یک «طوفان بحران» جهانی نظیر جنگ رمضان چگونه می‌تواند ساختار شرکت‌های آسیب‌پذیر را بشکند و فرو بریزد. در همین حال چند واقعیت اقتصادی را آشکار می‌کند:

۱- ثبات عرضه انرژی در بازار‌های بین‌المللی پایه واساس ثبات اقتصاد جهانی است زیرا هرگونه اختلال در عرضه انرژی موجب اختلال درحمل‌ونقل، تامین مواد خوراکی، زنجیره تامین مواد لازم برای تولید و ساخت‌وساز در صنایع و کاهش مسافرت و سفر مردم به‌دلایل مختلف می‌شود.

۲- شرکت‌هایی که ضعیف هستند زود‌تر از بقیه می‌شکنند و فرو می‌ریزند اما شرکت‌های بزرگتر و قوی‌تر می‌توانند شوک‌های ناگهانی در بازار را تحمل کنند درحالی‌که شرکت‌های ضعیف‌تر به‌سرعت ورشکست و از بازار بیرون می‌روند.

۳- جغرافیای سیاسی Geopolitics می‌تواند تاثیر فوری اقتصادی داشته باشد. جنگ رمضان به‌فوریت یک جنگ منطقه‌ای شد و مستقیم روی قیمت سوخت، سفرهای هوایی و شرکت‌های هواپیمانی و از همه مهم‌تر روی مشاغل و مصرف تاثیر گذاشت.

این تاثیرگذاری‌ها برای آینده چه معنایی دارند؟

ورشکستگی شرکت هواپیمایی اسپریت در آمریکا شروع یک سلسله از ورشکستگی‌هایی است که باید منتظر آنها بود. کارشناسان می‌گویند اگر جنگ احمقانه دونالد ترامپ و نتانیاهو و متحدان‌شان علیه ایران تداوم داشته باشد اقتصاد جهان ممکن است شاهد ورشکستگی شرکت‌های بیشتری درمیان شرکت‌های هواپیمایی، حمل‌ونقل مسافر با بلیت ارزان و قانع به‌سود کم را افزایش دهد. بهای بلیت سفرهای هوایی به‌دلیل گرانی سوخت هواپیما و هزینه سفر دراکثر کشورهای جهان افزایش خواهد یافت. ادغام شرکت‌های ضعیف هواپیمایی در شرکت‌های بزرگتر تسریع می‌شود ومردم جهان شاهد ازمیان‌رفتن رقابت و انحصاری‌شدن بیشتر فعالیت بازرگانی، صنعتی و تولید و عرضه کالا و خدمات خواهند بود. در همین حال فشار‌های اقتصادی با وسعت بیشتر در کشورهای مختلف روی صنایع مختلف(کشتی‌سازی، صنایع لجستیکی و کشاورزی) تاثیرگذاری دارند و با مشکلات و خطر ورشکستگی دست‌به‌گریبان خواهند شد.

دورنمای هشدار‌دهنده

ورشکستگی شرکت هواپیمایی اسپریت یک مورد استثایی نیست بلکه موردی بوده برای هشدار زود هنگام که اقتصاد جهانی وارد یک مرحله جدید و بیشتر از آنچه تصور می‌شد شکننده شده است. شوک‌های مرتبط با عرضه و بهای انرژی می‌تواند نظیر مکانیسم ماشه برای شلیک دریک زنجیره عرضه‌وتقاضا «اقتصادی» عمل و عکس‌العمل‌ها در صنایع تاثیر بگذارد. نکته قابل‌توجه این است که درگیری و جنگ در مناطقی که از نظر جغرافیای سیاسی Geopolitical conflict مهم هستند تاثیری فوری و شدید براقتصاد جهانی دارند.

خلاصه به‌زبان ساده

شرکت هواپیمایی اسپریت به‌دلیل جنگ رمضان ورشکست شده زیرا قیمت و هزینه سوخت هواپیما تقریبا دوبرابر شد. به‌این معنی که دود جنگ دونالد ترامپ و نتایاهو علیه ایران(جنگ رمضان) به‌چشم آمریکا رفت و مدل تجاری با هزینه پایین در اقتصاد کشورهای سرمایه‌داری غربی را ناکارآمد کرد و حاکی از آن است که باید منتظر ورشکستگی‌های بیشتر در آمریکا و سایر کشورها باشیم. درواقع آمریکا، اسرائیل، انگلیس و متحدان‌شان با شروع جنگ رمضان و محاصره تنگه‌هرمز نظیر اقدام دولت ریگان در سال۱۹۷۸ میلادی که به‌سکوهای نفتی ایران حمله و یک روزنامه آمریکای کاریکاتوری چاپ کرد و اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را از مصادیق شلیک به‌پای خود آمریکا عنوان کرد.

تاثیر اقتصادی جنگ رمضان در ایران

بنی آدم اعضای یکدیگرند/‏که درآفرینش ز یک‌گوهرند؛ این‌شعر معروف در کتاب گلستان سعدی این روزها مفهوم و معنی بهتری دارد. آمریکا با تحمیل تحریم‌ها و جنگ به‌ایران و سایر کشورها هرگز تصور نمی‌کرد که خودش هم گرفتار بحران اقتصادی و ورشکستگی‌های مرتبط با جنگ تحمیلی رمضان بشود. مردم ایران این روزها با مشکلات معیشتی، بیکاری، قطعی اینترنت و… دست به‌گریبان هستند. افسران جنگ روانی آمریکا، اسرائیل و متحدان شان ازطریق رسانه‌های برون‌مرزی فارسی زبان برای تضعیف روحیه مردم ایران و شکستن انسجام ملی ایرانیان به‌طور مرتب درباره مشکلات مردم ایران حرف می‌زنند و تلاش می‌کنند که مردم ایران از مشکلات شرق و غرب جهان به‌دلیل جنگ تحمیلی رمضان و مهم‌تر از همه به‌دلیل مقاومت و پایداری مردم ایران مطلع نشوند. شاید در همین راستا نفوذی‌های دشمن که هنوز فعال هستند ولو نرفتند مقامات عضو شورای عالی امنیت ملی و نمایندگان مجلس دوازدهم در ایران را برای قطع اینترنت و فروش اینترنت طبقاتی متقاعد کردند و تلاش می‌کند که مردم ایران در بی‌اطلاعی بیشتر قرار داشته باشند. درعین‌حال فرصتی است برای کاسبان جنگ در ایران نظیر مافیای اینترنت که سود‌های کلان به‌جیب بزنند. بنابراین دولت چهاردهم مناسبت دارد برای تقویت روحیه مردم و تداوم انسجام ملی مردم ایران با فساد، اختلاس، کاسبی تحریم، تراستی‌ها، کاسبان جنگ و مافیاهای مختلف ازجمله مافیای اینترنت طبقاتی‌فروشی مبارزه کند و با مردم ایران صادق باشد و شفاف سخن بگوید تا دولت و مردم با اعتماد به‌هم و حمایت از هم از گردنه بحران جنگ تحمیلی رمضان با پیروزی عبور کنند. نکته مهم‌تری که دولت چهاردهم و رهبر سوم نظام باید مدنظر قرار بدهند این واقعیت مهم است که مردم در جمهوری اسلامی ایران بعد از ۹اسفندماه۱۴۰۴ کاملا متوجه هستند که آن دسته از نمایندگان مجلس که برخلاف فتوای رهبر شهید، خواهان تولد سلاح هسته‌ای بودند بهانه لازم را برای تجاوز نظامی آمریکا و متحدانش به‌ایران فراهم کردند. بنابراین آنها به‌نظر مردم ایران منافع ملی ایران را مهم نمی‌دانند و شایسته اتخاذ تصمیم از طرف مردم ایران نیستند. بنابراین مردم ایران خواهان تحول و تغییر در سیاست‌های کلان کشور و مشارکت مردم ایران ازطریق روش‌های پیش‌بینی‌شده در قانون اساسی در اتخاذ تصمیم‌های سختی است که نظام باید بگیرد.

آخرین اخبار