نبرد با تورم
احسان کشاورز – تورم هنوز بالای سر اقتصاد ایران ایستاده است؛ نه جنگ، نه تحریم، نه تغییر دولتها و نه جابهجایی مدیران اقتصادی تاکنون نتوانستند این مهمان ناخوانده را از اقتصاد کشور بیرون کنند. درشرایطیکه خانوارهای ایرانی طی سالهای اخیر بار سنگین کاهش قدرت خرید، سقوط ارزش پول ملی، رشد قیمت مسکن، کالاهای اساسی و خدمات را بر دوش کشیدند سیوسومینهمایش سیاستهای پولی و ارزی در فضایی برگزار شد که بیشاز هرزمان دیگری سایه تورم بر مباحث آن سنگینی میکرد.
اینهمایش درظاهر یکرویداد تخصصی برای اقتصاددانان، بانکداران و سیاستگذاران پولی بود اما درواقع بهنخستین گردهمایی بزرگ اقتصادی کشور پساز جنگ اخیر تبدیل شد؛ نشستی که در آن از رییسجمهور گرفته تا وزیر اقتصاد از مدیران بانک مرکزی تا روسای پژوهشکده پولی و بانکی همگی بر یکگزاره مشترک تاکید داشتند: اقتصاد ایران بدون ثبات پولی، مهار تورم، اصلاح نظام بانکی و هماهنگی میان سیاستهای مالی، تجاری و ارزی نمیتواند وارد مرحله بازسازی و رشد پایدار شود.
آنچه این همایش را از بسیاری از نشستهای مشابه متمایز میکند نه صرفا موضوعات مطرحشده بلکه شرایطی است که اقتصاد ایران در آن قرار دارد. اقتصاد کشور اکنون با مجموعهای از بحرانهای همزمان مواجه است؛ از کسری بودجه ساختاری و ناترازی شبکه بانکی گرفته تا افت سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساختها، بیثباتی ارزی و کاهش مستمر قدرت خرید خانوارها. درچنینشرایطی سیاستگذار پولی دیگر نمیتواند صرفا درباره نرخ بهره، نقدینگی یا عملیات بازار باز سخن بگوید بلکه ناگزیر است درباره آینده اقتصاد ایران و چگونگی عبور از شرایط فعلی نیز موضعگیری کند.
در سیوسومینهمایش سیاستهای پولی و ارزی مسعود پزشکیان از ضرورت تناسب میان منابع و مصارف سخن گفت، سیدعلی مدنیزاده از آغاز «جنگ اقتصادی» و ضرورت اصلاح حکمرانی اقتصادی سخن بهمیان آورد، عبدالناصر همتی از ادامه مسیر اصلاحات ارزی و تقویت ذخایر کشور دفاع کرد، اصغر ابوالحسنی بر حکمرانی پولی و مهار آثار رشد پایه پولی تاکید داشت و کوروش پرویزیان نیز از ضرورت پایاندادن بهسیاستگذاری جزیرهای سخن گفت اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا اقتصاد ایران سرانجام بهنقطهای رسیده که میان گفتار و عمل سیاستگذاران فاصله کمتری وجود داشته باشد؟
پزشکیان: ریشه بحران در ناترازی منابع و مصارف
مسعود پزشکیان در سخنان خود تلاش کرد از سطح سیاست پولی فراتر برود و بهیکیاز بنیادیترین مشکلات اقتصاد ایران اشاره کند: عدم تعادل میان منابع و مصارف.
رییسجمهور با صراحت اعلام کرد: تورمهای ۵۰و۶۰درصدی برای مردم قابل قبول نیست و نباید هرسال شاهد کاهش قدرت خرید مردم باشیم. این جمله شاید مهمترین بخش سخنان او بود زیرا برای نخستینبار در یکنشست تخصصی پولی رییسجمهور مساله کاهش قدرت خرید را بهعنوان پیامد مستقیم تورم موردتوجه قرار داد.
پزشکیان تاکید کرد که بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور از آنجا ناشی میشود که میان منابع در اختیار دولت و تعهدات و هزینههایی که ایجاد میشود تناسبی وجود ندارد. او هشدار داد توسعهای که بدون توجهبه ظرفیتهای واقعی اقتصاد طراحی شود درنهایت بهتورم، بدهی و بیثباتی ختم خواهد شد.
اینسخنان در واقع اشارهای غیرمستقیم بهیکی از مزمنترین بیماریهای اقتصاد ایران یعنی کسری بودجه ساختاری است. طی دهههای گذشته دولتها اغلب هزینههایی فراتر از منابع پایدار خود تعریف کردند و درنهایت برای پوشش این شکاف بهاستقراض، فروش دارایی یا استفاده از منابع شبکه بانکی روی آوردند.
مشکل آنجاست که هرگونه عدم تعادل مالی درنهایت بهبانک مرکزی منتقل میشود. هنگامی که دولت با کسری بودجه مواجه است فشار بر نظام بانکی افزایش مییابد و نتیجه آن رشد نقدینگی و تورم خواهد بود. از این منظر سخنان رییسجمهور را میتوان اعترافی بهاین واقعیت دانست که مهار تورم صرفا وظیفه بانک مرکزی نیست و بدون اصلاح ساختار مالی دولت هیچ برنامه ضدتورمی موفق نخواهد شد اما چالش اصلی آن بوده که اقتصاد ایران بارها چنین سخنانی را شنیده است. تقریبا همه دولتها از ضرورت انضباط مالی سخن گفتند اما در عمل کسری بودجه و ناترازی مالی همچنان پابرجا مانده است. بههمیندلیل موفقیت دولت نه در بیان این مشکلات بلکه در توانایی آن برای اصلاح واقعی ساختار بودجه مشخص خواهد شد.
مدنیزاده: جنگ میدان تمام شد اما جنگ اقتصاد آغاز شده است
اگر قرار باشد یکجمله بهعنوان مهمترین عبارت سیوسومینهمایش سیاستهای پولی و ارزی انتخاب شود شاید جمله سیدعلی مدنیزاده باشد که گفت: جنگ میدان بهپایان رسیده اما جنگ اقتصادی آغاز شده است.
اینعبارت در واقع چارچوب کلی نگاه وزیر اقتصاد بهوضعیت فعلی کشور را نشان میدهد. او معتقد است که اقتصاد ایران اکنون وارد مرحلهای شده که مهمترین نبرد آن نه در میدان نظامی بلکه در عرصه تولید، سرمایهگذاری، اشتغال و ثبات اقتصادی خواهد بود.
مدنیزاده در سخنان خود تاکید کرد که کنترل تورم، اصلاح نظام بانکی، اصلاح بودجهریزی و رفع موانع تولید باید بهصورت همزمان دنبال شود. بهاعتقاد او، اقتصاد ایران برای بازسازی نیازمند حکمرانی اقتصادی جدید است؛ حکمرانیای که بتواند میان اهداف مختلف تعادل برقرار کند.
تحلیل اینسخنان نشان میدهد که وزیر اقتصاد تلاش دارد از دوگانه قدیمی «رشد یا تورم» فاصله بگیرد. در سالهای گذشته بخشی از سیاستگذاران تصور میکردند میتوان با تزریق منابع بانکی، افزایش اعتبارات یا سیاستهای انبساطی بهرشد اقتصادی دست یافت اما تجربه اقتصاد ایران نشان داد رشد مبتنی بر خلق پول درنهایت بهتورم بالاتر و کاهش سرمایهگذاری منجر میشود.
واقعیت آن است که اقتصاد ایران امروز بیشاز هرچیز بهبازگشت سرمایهگذاری نیاز دارد. آمارهای تشکیل سرمایه ثابت در سالهای اخیر نشان میدهد بخش مهمی از ظرفیت سرمایهگذاری کشور از بین رفته یا مستهلک شده است. بدون سرمایهگذاری جدید رشد اقتصادی پایدار ممکن نخواهد بود اما سرمایهگذاری نیز نیازمند ثبات است. هیچسرمایهگذاری در اقتصادی که نرخ تورم بالا، نرخ ارز بیثبات و افق سیاستگذاری نامشخص دارد حاضر بهپذیرش ریسک بلندمدت نخواهد شد. بنابراین هنگامی که مدنیزاده از آغاز جنگ اقتصادی سخن میگوید درواقع بر این نکته تاکید دارد که موفقیت در این جنگ بیشاز هرچیز بهایجاد ثبات اقتصادی وابسته است.
همتی: دفاع از اصلاحات ارزی و عبور از اقتصاد دستوری
عبدالناصر همتی که بهدلیل حضور در ماموریت دیپلماتیک امکان حضور فیزیکی در همایش را نداشت در پیام ویدئویی خود بر موضوعی تمرکز کرد که سالها یکی از مهمترین مناقشات اقتصاد ایران بوده است: سیاست ارزی.
همتی اعلام کرد که حدود ۵/۴میلیارد دلار برای تامین کالاهای اساسی و دارو ذخیرهسازی شده و از سیاست یکپارچهسازی نرخ ارز و آزادسازی تدریجی منابع ارزی دفاع کرد.
اهمیت این سخنان از آن جهت است که اقتصاد ایران طی دهههای اخیر بارها تجربه نرخهای چندگانه ارز را پشتسر گذاشته است. از دلارهای ترجیحی گرفته تا انواع بازارهای رسمی و غیررسمی همواره شکاف میان نرخهای مختلف ارز یکی از منابع اصلی رانت، فساد و ناکارآمدی بوده است.
همتی درواقع از این دیدگاه دفاع میکند که اقتصاد ایران باید بهسمت نظام ارزی شفافتر حرکت کند؛ نظامی که در آن نرخ ارز بازتابدهنده واقعیتهای اقتصادی باشد نه نتیجه تصمیمات اداری.
این رویکرد البته مخالفان جدی نیز دارد. منتقدان معتقدند آزادسازی ارزی در کوتاهمدت میتواند بهافزایش قیمتها و فشار بر خانوارها منجر شود اما موافقان میگویند تجربه ارز ۴۲۰۰تومانی نشان داد سرکوب نرخ ارز نهتنها از مصرفکننده حمایت نمیکند بلکه بهگسترش رانت و اتلاف منابع منجر میشود.
همتی در بخش دیگری از سخنان خود بهافزایش ذخایر ارزی اشاره کرد. اینموضوع از منظر سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد زیرا یکی از عوامل تعیینکننده ثبات بازار ارز میزان ذخایر در دسترس بانک مرکزی است. هرچه توان مداخله سیاستگذار در بازار بیشتر باشد امکان مدیریت شوکهای ارزی نیز افزایش مییابد.
درمجموع پیام همتی را میتوان دفاع از تداوم مسیر اصلاحات ارزی دانست؛ مسیری که اگرچه پرهزینه و دشوار است اما بسیاری از اقتصاددانان آن را شرط لازم برای دستیابی بهثبات بلندمدت میدانند.
ابوالحسنی: حکمرانی پولی و نبرد با تورم
اصغر ابوالحسنی در سخنان خود بیشاز هرچیز بر مفهوم «حکمرانی پولی» تاکید کرد. او معتقد است که بانک مرکزی باید بتواند کنترل موثرتری بر جریان پول، نقدینگی و پایه پولی اعمال کند.
ابوالحسنی تصریح کرد: باید اثرات منفی رشد پایه پولی را عقیمسازی کنیم. اینجمله درواقع خلاصه مهمترین دغدغه امروز سیاستگذار پولی است.
پایه پولی در سالهای اخیر تحت تاثیر عوامل مختلفی ازجمله ناترازی بانکها، بدهیهای دولت و مداخلات ارزی رشد کرده است. هرچند بانک مرکزی تلاش کرده ازطریق ابزارهایی مانند عملیات بازار باز و کنترل ترازنامه بانکها آثار این رشد را محدود کند اما همچنان خطر انتقال این افزایش بهنقدینگی و تورم وجود دارد.
او بهمساله کفایت سرمایه بانکهای دولتی اشاره کرد و گفت افزایش کفایت سرمایه این بانکها بدون حمایت دولت امکانپذیر نیست. اینسخن نشان میدهد که سیاستگذار پولی بهخوبی از مشکلات ساختاری شبکه بانکی آگاه است.
نظام بانکی ایران سالهاست با معضل ناترازی مواجه است. بخشی از دارایی بانکها از کیفیت لازم برخوردار نبوده بلکه مطالبات غیرجاری بالا است و برخی بانکها برای ادامه فعالیت بهمنابع بانک مرکزی وابسته شدند. درچنینشرایطی هرگونه سیاست ضدتورمی بدون اصلاح نظام بانکی ناقص خواهد بود.
درواقع بانک مرکزی امروز در دوجبهه همزمان میجنگد: ازیکسو باید تورم را کنترل کند و ازسویدیگر باید مانع بروز بحران در شبکه بانکی شود. همینمساله سبب شده مفهوم حکمرانی پولی بهیکی از کلیدواژههای اصلی سیاستگذاری تبدیل شود.
پرویزیان: پایان سیاستگذاری جزیرهای؟
کوروش پرویزیان، رییس پژوهشکده پولی و بانکی در تشریح محور همایش اعلام کرد که موضوع اصلی نشست امسال «الزامات سازگاری سیاستهای مالی و تجاری با سیاستهای پولی و ارزی» است.
شاید در نگاه اول این عبارت صرفا یک عنوان اداری بهنظر برسد اما درواقع مهمترین پیام سیاستی همایش درهمینجمله نهفته است. اقتصاد ایران طی سالهای گذشته بارها قربانی ناهماهنگی سیاستها شده است. بانک مرکزی تلاش کرده تورم را کنترل کند اما همزمان سیاست مالی انبساطی بوده است. سیاست تجاری درجهتی حرکت کرده و سیاست ارزی در جهتی دیگر. نتیجه چنینوضعیتی ارسال سیگنالهای متناقض بهفعالان اقتصادی بوده است.
پرویزیان بهدرستی بر این نکته تاکید میکند که مهار تورم، رشد اقتصادی، ثبات ارزی و بازسازی اقتصاد اهدافی نیستند که بتوان آنها را بهصورت جداگانه دنبال کرد. موفقیت هریک از این اهداف بهمیزان هماهنگی میان سایر سیاستها وابسته است. اگر بخواهیم پیام اصلی سیوسومین همایش سیاستهای پولی و ارزی را در یکجمله خلاصه کنیم آن پیام چیزی جز ضرورت پایاندادن بهسیاستگذاری جزیرهای نیست.
اجماع در گفتار؛ آزمون درعمل
سیوسومینهمایش سیاستهای پولی و ارزی با یک ویژگی مهم بهپایان رسید: تقریبا همه سخنرانان بر مجموعهای از اهداف مشترک توافق داشتند. مهار تورم، ثبات ارزی، اصلاح نظام بانکی، انضباط مالی، تقویت سرمایهگذاری و هماهنگی سیاستها محور مشترک سخنان آنان بود اما تجربه اقتصاد ایران نشان میدهد مشکل اصلی معمولا در مرحله تشخیص نبوده و در مرحله اجراست. تقریبا همه دولتها و مدیران اقتصادی کشور از ضرورت کنترل تورم و اصلاح ساختارها سخن گفتند. آنچه کمتر مشاهده شده اجرای پایدار و هماهنگ این سیاستها بوده است.
اکنون اقتصاد ایران در نقطهای قرار گرفته که بیشاز هرزمان دیگری بهثبات نیاز دارد. اگر اجماع شکلگرفته در همایش امسال بهبرنامههای عملیاتی تبدیل شود شاید بتوان امیدوار بود که مسیر بازسازی اقتصادی هموارتر گردد اما اگر این اجماع تنها در سطح سخنرانیها باقی بماند فاصله میان وعدهها و واقعیت همچنان بزرگترین چالش اقتصاد ایران خواهد بود و شاید مهمترین پرسشی که پس از پایان این همایش باقی میماند همین باشد: آیا اینبار سیاستگذاران تنها درباره مهار تورم سخن گفتند یا سرانجام اراده لازم برای اجرای آن نیز شکل گرفته است؟
