جهان‌ صنعت از یک پروژه ملی بحران‌زده گزارش می‌دهد:

موتور خاموش جویشگرهای بومی

گروه فناوری
کدخبر: 605942
با وجود شعارها و بودجه‌های دولت برای اینترنت ملی، موتور جست‌وجوی بومی ایران هنوز به نتیجه ملموس نرسیده و به‌عنوان نمادی از استقلال دیجیتال به یک ماکت نمایشی تبدیل شده است.
موتور خاموش جویشگرهای بومی

جهان‌ صنعت– در سال‌هایی که «اینترنت ملی» و «شبکه ملی اطلاعات» به یکی از پرتکرارترین کلیدواژه‌های سیاستگذاری فضای مجازی کشور تبدیل شده‌اند، یک واقعیت انکارناپذیر بیش از هر زمان دیگری خودنمایی می‌کند: فاصله عمیق میان آنچه گفته شده و آنچه ساخته شده است. اگر قرار بود نام‌گذاری، سندنویسی و بودجه‌ریزی به‌تنهایی توسعه بیاورد، امروز باید ایران یکی از قطب‌های فناوری اطلاعات منطقه می‌بود. تجربه عملی اما به‌ویژه در حوزه سرویس‌های پایه مانند موتور جست‌وجو، روایت دیگری را بازگو می‌کند؛ روایتی که بیش از آنکه امیدوارکننده باشد، نگران‌کننده و حتی در مواردی مضحک است. صحبت از توسعه موتور جست‌وجوی بومی در شرایطی مطرح می‌شود که هنوز خروجی ملموسی از سال‌ها هزینه‌کرد برای زیرساخت‌های کلان فضای مجازی دیده نمی‌شود. پروژه‌ای که قرار بود نماد استقلال دیجیتال باشد، امروز بیشتر شبیه یک ماکت نمایشی است؛ چیزی که در بزنگاه‌ها نه‌تنها مساله‌ای را حل نمی‌کند بلکه ناتوانی‌اش به‌سرعت عیان می‌شود.

مقایسه‌ای که هرگز انجام نشد

هیچ‌کس منکر این نیست که موتور جست‌وجو قلب تپنده اینترنت است. گوگل صرفا یک ابزار جست‌وجو نیست؛ یک اکوسیستم عظیم داده، هوش مصنوعی، الگوریتم‌های پیچیده و اعتماد جهانی است که طی بیش از دو دهه ساخته شده است. کشورهایی مانند چین، روسیه و کره‌جنوبی نیز زمانی توانستند موتورهای جست‌وجوی بومی خود را به سطحی قابل‌قبول برسانند که اولا، زیرساخت فنی قدرتمند داشته باشند، ثانیا، بخش‌خصوصی واقعی و رقابتی در میدان بود و ثالثا، حاکمیت به‌جای تصدی‌گری، نقش تنظیم‌گر را ایفا می‌کرد. در ایران اما مساله از همان ابتدا با یک سوء‌فهم بنیادین آغاز شد. به‌جای پرسش «چگونه می‌توان یک سرویس قابل‌اعتماد و کاربردی ساخت؟» سوال اصلی این بود که «چگونه می‌توان جایگزینی داخلی برای گوگل معرفی کرد؟» همین نگاه دستوری و نمایشی، موتورهای جست‌وجوی بومی را از مسیر توسعه طبیعی خارج و به پروژه‌هایی وابسته به بودجه و حمایت دولتی تبدیل کرد.

اسباب‌بازی به‌جای ابزار

واقعیت این است که آنچه تحت عنوان موتور جست‌وجوی بومی معرفی شد، فاصله زیادی با تعریف استاندارد یک جویشگر دارد. موتور جست‌وجویی که نتواند نتایج دقیق، سریع، جامع و به‌روز ارائه دهد، اساسا کارکردی ندارد. کاربران با یک یا دو بار تجربه ناموفق، به‌سادگی آن را کنار می‌گذارند. اینترنت محل آزمون و خطای طولانی‌مدت نیست؛ رقابت بی‌رحمانه است و کاربر صبر ندارد. زمانی که محدودیت‌هایی بر دسترسی به موتورهای جست‌وجوی بین‌المللی اعمال شد و کاربران ناچار به استفاده از گزینه‌های داخلی شدند، فرصتی طلایی برای اثبات کارآمدی این پروژه‌ها فراهم آمد. نتیجه اما چه بود؟ موجی از نارضایتی، انتقاد و حتی تمسخر در میان کاربران. این واکنش‌ها نه حاصل دشمنی با تولید داخلی بلکه نتیجه تجربه‌ای واقعی و ناامیدکننده بود.

سرمایه‌گذاری؛ حلقه گمشده همیشگی

تقریبا تمام کارشناسان بر یک نکته اتفاق نظر دارند: موتور جست‌وجو بدون سرمایه‌گذاری کلان و پایدار، بدون حضور شرکت‌های بزرگ فناوری و بدون مدل کسب‌وکار شفاف، محکوم به شکست است. با این حال پرسش اساسی اینجاست که پس این همه بودجه کجا خرج شده است؟ چرا با وجود سال‌ها حمایت رسمی هنوز گزارشی شفاف از میزان هزینه‌ها، نحوه تخصیص منابع و خروجی واقعی این پروژه‌ها منتشر نشده؟ در اقتصادی که بخش‌خصوصی واقعی هرروز کوچک‌تر می‌شود و سرمایه‌گذار از فضای غیرقابل پیش‌بینی گریزان است، چگونه می‌توان انتظار داشت پروژه‌ای پیچیده و پرهزینه مانند موتور جست‌وجو به بلوغ برسد؟ وقتی دولت همزمان هم سیاستگذار است، هم حامی مالی و هم مجری، نتیجه چیزی جز ناکارآمدی ساختاری نخواهد بود.

حتی اگر ضعف‌های فنی را نادیده بگیریم، مساله‌ای جدی‌تر وجود دارد؛ «بی‌اعتمادی عمومی». موتور جست‌وجو مستقیما با داده‌های شخصی، علایق، نگرش‌ها و رفتار کاربران سروکار دارد. در فضایی که شفافیت حداقلی است و سابقه روشنی از صیانت از حریم خصوصی وجود ندارد، چگونه می‌توان انتظار داشت مردم با خیال راحت از جست‌وجوگرهای داخلی استفاده کنند؟ اعتماد با دستورالعمل و بخشنامه ساخته نمی‌شود. اعتماد محصول عملکرد مستمر، پاسخگویی و شفافیت است؛ عناصری که در این پروژه‌ها یا غایب بوده‌اند یا بسیار کمرنگ.

آزمونی که مردود شد

محدودیت‌های اخیر اینترنت و شرایط بحرانی پس از رویدادهای امنیتی، یک آزمون عملی برای سرویس‌های پایه داخلی بود؛ آزمونی که متاسفانه موتورهای جست‌وجوی بومی در آن مردود شدند. این شرایط به‌روشنی نشان داد که سال‌ها شعار، طرح و وعده، جای آماده‌سازی واقعی را نگرفته است. اگر موتور جست‌وجوی بومی قرار بود در شرایط خاص به کمک کاربران بیاید، امروز نباید این‌گونه درباره ناکارآمدی‌اش صحبت می‌کردیم. واقعیت تلخ این است که این پروژه‌ها بیشتر برای «گزارش دادن» ساخته شدند تا «استفاده شدن». موتور جست‌وجوی بومی اگر قرار است آینده‌ای داشته باشد، نیازمند یک بازتعریف اساسی است: «خروج دولت از تصدی‌گری، ورود واقعی بخش‌خصوصی، شفاف‌سازی کامل هزینه‌ها، تمرکز بر کیفیت به‌جای کمیت و مهم‌تر از همه، احترام به عقل و انتخاب کاربران.» در غیر این صورت این پروژه نیز به فهرست بلندبالای طرح‌های نیمه‌تمامی اضافه خواهد شد که میلیاردها هزینه برداشتند اما دستاوردی برای مردم نداشتند؛ پروژه‌هایی که نه ملی شدند، نه اطلاعاتی ساختند و نه اعتمادی بر جای گذاشتند.

آخرین اخبار