درس‌هایی از جنگ رمضان؛ ترمیم ساختار و تعامل با شهروندان جمهوری اسلامی را حفظ کرد

نادر کریمی جونی
کدخبر: 619436

نادر-کریمی-جونی

نادر کریمی جونی

مهم‌ترین راهبرد ایالات‌متحده و اسرائیل در حمله به تهران، حذف چهره‌های ارشد نظام و ایجاد فروپاشی اداری و حکومتی در درون کشور بود. در جریان جنگ ۱۲روزه دونالد ترامپ بارها تصریح کرده بود که امکان ترور رهبر و مقامات ارشد کشورمان را داشته ولی از انجام آن صرف‌نظر کرده است. آن موقع این تهدید رییس‌جمهور ایالات‌متحده جدی گرفته شد ولی در محافل خصوصی بر این نکته تاکید می‌شد که جمهوری اسلامی قدر مقامات خود را می‌داند و از آنها حفاظت می‌کند. البته پس از ترور فرماندهان ارشد سپاه در جریان جنگ۱۲روزه بلافاصله این سوال مطرح می‌شد که آیا نظام حفاظتی ایران قابلیت و توانایی انجام این کار را دارد؟

همان موقع به مقامات کشور و به‌خصوص به مقامات نظامی گفته شده بود که تا سه نفر برای جایگزینی خود انتخاب و معرفی کنند. معلوم نیست که آیا در مورد مقامات ارشد سیاسی هم‌ چنین تدبیری اندیشیده شده بود یا نه؟ اما اکنون معلوم شد که از چهار ماه پیش از شروع جنگ، مقام‌های اطلاعاتی ایالات‌متحده و اسرائیل در عملیات هماهنگ و پیچیده حذف چهره‌های ارشد ایران را امکان‌سنجی کرده بودند و حتی به خاطر تشکیل یک جلسه مهم نظامی در دفتر مقام معظم رهبری، عملیات بمباران و حمله به اهداف را به جلو انداختند در نتیجه به جای آنکه عملیات از نیمه شب یکشنبه آغاز شود، از صبح شنبه نهم اسفندماه، این عملیات را آغاز کرده بودند.

تصور راهبردنویسان در واشنگتن و تل‌آویو آن بود که با حذف مقام‌های ارشد ایران حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران دچار تزلزل منجر به فروپاشی خواهد شد و با کمترین ضربه، جمهوری اسلامی نابود می‌شود در چنین موقعیتی هواداران مردمی پهلوی، ایالات‌متحده و اسرائیل به سطح خیابان‌ها خواهند آمد از طرف شرق عوامل داعش خراسان و همکارانشان در گروه‌های بلوچ ضد جمهوری اسلامی مانند جیش‌العدل و از طرف غرب نیروهای نظامی اقلیم کردستان با راهنمایی گروه‌های صبات و کومله وارد ایران خواهند شد و همان سناریویی که به اشتغال سوریه و نابودی دولت بشار الاسد در دمشق انجامید در تهران به اجرا درخواهد آمد. تقریبا سه هفته پیش از آغاز عملیات دونالد ترامپ این سناریو را با مسعود بارزانی و جلال طالبانی و اسرائیل آن با رهبران داعش خراسان در افغانستان مطرح و همراهی ایشان را جلب کرده بودند. به همین دلیل اجرای این سناریو و نیل به هدف آن تقریبا نهایی و قطعی شده بود.

در واقع نخستین درس از جنگ رمضان در همین سناریو و اجرای آن خلاصه می‌شود. جمهوری اسلامی به تحقیق دریافته بود که اگر می‌خواهد باقی بماند برخلاف آنچه در سوریه، عراق، لیبی و… رخ داده بود باید ابتدا خود را بازسازی کند و به هواداران و دشمنان نشان دهد که هنوز اداره کشور را در دست دارد و می‌تواند از شهروندان و کشور در مقابل خطر فروپاشی جامعه و جغرافیا حفاظت کند. جمهوری اسلامی در همه این محورها عملکرد قابل قبولی داشت؛ ابتدا و به‌سرعت با استفاده از ظرفیت قانون اساسی شورای رهبری را تشکیل و وظایف رهبری را انجام داد، فرماندهان به شهادت‌رسیده را جایگزین کرد تا حاکمیت را از خطر فروپاشی جامعه و جغرافیا محفاظت کند. به گروه‌های شبه‌نظامی کرد در کردستان عراق حمله کرد و با حملات جنگنده‌های ارتش به مقر نظامیان اقلیم کردستان عراق و پهپادی به مقر گروه‌های خبات و کومله، به این شبه‌نظامیان فهماند که ورودشان به ایران ناممکن و بسیار پرمخاطره است. همزمان داعش خراسان نیز از ورود به ایران منصرف شد و حفظ جان نیروهای خود را بر مشارکت در اشغال ایران ترجیح داد.

در این جنگ جمهوری اسلامی نشان داد که قابلیت زیادی در بازسازی ساختار خود و تجدید حاکمیت را دارد  و می‌تواند بالاترین مقام کشور را با استفاده از سازوکار‌های قانون‌اساسی خویش بازیابی و جایگزین و دوباره اقتدارش را بر فراز کشور و مرزها برقرار کند. همه این سازوکارها در همه کشورهایی که با کوچک‌ترین آسیب دچار فروپاشی ساختار حاکمیت و جامعه شدند وجود دارد اما در تمام موارد یادشده ساختار حاکمیت و مقامات آن اعم از نظامی و سیاسی نتوانستند این قابلیت و سازوکارهای پیش‌بینی‌شده را عملیاتی و اقتدار خویش را حفظ کنند. از این بابت مانند خانه‌های کاغذی حکومت‌های یادشده فرو ریختند و با فروپاشی حکومت، در مواردی فروپاشی جغرافیایی هم آغاز شد. این امر در سودان به شکل واضحی قابل مشاهده است و تشکیل اقلیم کردستان در عراق که تا مرز اعلام استقلال هم رفت از دیگر نمونه‌های این رویداد در کشورهای هدف است.

پایداری حاکمیت جمهوری اسلامی در کشور به‌ویژه پس از انتخاب فرزند رهبر شهید به‌عنوان رهبر کنونی آ‌نقدر زیاد بود که از جمله در راهپیمایی روز قدس تقریبا تمام مقامات ارشد سیاسی کشور در میان مردم حاضر شدند و در راهپیمایی شرکت کردند. برخی از ایشان مانند رییس‌جمهور در حلقه گارد  امنیتی و محافظان نبودند و از نزدیک و چهره به چهره با مردم دیدار کردند. این امر نشان داد که جمهوری اسلامی که بر ایران حکم می‌راند و با همه کشورهای پیرامونی و دیگر تفاوت  آشکار و ماهوی دارد و راهبردنویسان که در واشنگتن و تل آویو به فروپاشی ساختار حکومت و جامعه در صورت حذف فیزیکی مقامات ارشد ایران دل بسته بودند دچار خطای راهبردی شده بودند. امری که تاکنون که بیش از یک ماه از تداوم جنگ هم پایداری نظام حاکمیتی ایران دچار اختلال نشده و نگرانی از فروپاشی آن وجود ندارد. نمی‌توان تردید داشت که مقامات سیاسی- نظامی ایران، حتی در ساعات اولیه حمله و هدف بسیاری از مقامات ارشد حکومتی، قافیه را نباختند و شرایط کشور از هم نپاشید. این اولین تجربه در زمینه پایداری ساختار حکومت و عدم فروپاشی نظام در سال‌های معاصر و در خاورمیانه آن هم بدون استفاده از کمک خارجی شاید باعث شود که از این پس راهبردنویسان غربی در تمهید تدبیر علیه خاورمیانه‌نشینان و مخصوصا ایرانیان ملاحظات بیشتری را در سناریوهای تدوین‌شده لحاظ کنند.

 

آخرین اخبار