بایدها و نبایدهای نشست اسلامآباد
حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی
اگر در این برهه مذاکرات اسلامآباد را ناموفق ارزیابی میکنیم بهتر است نکاتی را از نظر بگذرانیم:
در مرحله اول: هیات مذاکرهکننده ایرانی با اختیارات کامل قدم به میدان مذاکره همهجانبه و مستقیم گذاشت؛ مذاکرهای که در سطح بالا و تمهیداتی گسترده انجام شد. در مقابل اما شواهد نشان میدهد ونس در آن سوی میز مذاکره فاقد اختیار و تجربه کافی برای توافق است. تا جایی که به گفته خودش مجبور شد حین مذاکره بیش از ۱۰بار با واشنگتن تبادلنظر کند.
در ثانی: عطف به عمق و گستره اختلافات میان ایران و آمریکا، رسیدن به نقاط مشترک و ورود به مرحله تنظیم تفاهمنامه در ساعاتی محدود برخلاف نظر برخی تحلیلگران، دور از ذهن بود.ناگفته پیداست که چارهگشایی از خصومتی ۷۰ساله و حل این معادله چندمجهولی فرصت بیشتری میطلبید.
سوم اینکه ما هنوز روایت شفاف طرفین را از چگونگی روند مذاکره و چرایی عدم توفیق آن نشنیدهایم. قابل تامل است که پس از اتمام گفتوگو حتی یک بیانیه نیز منتشر نشد.
شایسته بود که میان این سرگشتگیها درباره نتیجه نشست اسلامآباد، در پایان نشست طی یک بیانیه به روشنی تصریح میشد که طرفین روی کدام موارد در کلیات با یکدیگر به توافق رسیدهاند و در ادامه مواردی که محل اختلاف بوده است نیز صراحتا اعلام میشد.
به عقیده من تنها در چنین شرایط دور از ابهامی است که میتوان دستاوردها را ارزیابی کرد و درباره عبور از بعضی خطوط قرمز نیز تصمیم گرفت.
آنچه از نشست اسلامآباد نمیدانیم:
۱- آیا آمریکا زیربار لغو تحریمهای ایران رفته است یا نه؟ اگر بله کدام تحریمها لغو خواهند شد؟ تحریمهای اولیه یا ثانویه؟
۲- آیا ایران و آمریکا آمادگی لازم را برای خاتمه جنگ و امضای قرارداد عدم تعارض و تخاصم داشتهاند و نیز همچنان دارند؟
۳- طبق اخبار واصله آمریکا وضع عوارض بر تنگه هرمز برای جبران خسارتها را نپذیرفته است، آیا در ازای استنکاف از این شرط، آمادگی دارد که یک وام چنددهمیلیاردی را از بانک جهانی و بانکهای آمریکایی تضمین کند؟
آیا به تهیه و تجهیز همزمان لجستیک صنعت برق، فولاد و پتروشیمی پس از این آسیبها و از طریق خط فاینانس اقدام خواهد کرد؟
اگر در دنیای دیپلماسی مقرون به تضامین معتبر، این فرآیند شدنی و محققالوقوع باشد بازگشت دوباره به میز مذاکره توجیه عقلانی خواهد داشت و صرفا آنجاست که میتوان تنگههرمز را بهعنوان «اهرم بازدارندگی» پای کار آورد و درباره خروج یا رقیقسازی اورانیوم ۶۰درصد نیز انعطاف نشان داد.
در دنیای سیاست مذاکرهای به نتیجه میرسد که طرفین بتوانند درباره دستاورد آن با مردم خود صحبت کنند و آن را به نمایش بگذارند. در این بزنگاه ترامپ میتواند دستاورد خود را رفع خطر بمب هستهای و انسداد تنگههرمز اعلام کند و ما هم به اندازه کافی از قرارداد عدم تخاصم، رفع تحریمها، آزادسازی منابع بلوکهشده و خطوط اعتباری بانکی منافع خواهیم داشت و تمامی این کارتهای معتبر همراهی و حمایت مردم را به دنبال خواهد داشت.
به عقیده من خوشبختانه هنوز پنجره مذاکره بسته نشده است و کارشناسان میتوانند نقطهنظرات خود را به تیم مذاکرهکننده منتقل کنند.
شایسته است که در این مقطع کمتر بر مواردی که از دست میدهیم متمرکز و حساس باشیم و دستاوردهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی توافق را مورد تاکید و اولویت قرار دهیم چراکه ماحصل این رویکرد مواجههای عاقلانه با وضعیت موجود و اجتناب از افتادن به دام عوامزدگی خواهد بود.

