آزمون بزرگ دولت
آلبرت بغزیان، کارشناس مسائل اقتصادی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران
خود دولت بهتر از هر کسی میتوانست تشخیص دهد که آیا احتمال وقوع جنگ وجود دارد یا خیر. مردم، تحلیلگران و افکار عمومی معمولا براساس حدس و گمان و تحلیل صحبت میکنند اما دو طرفی که درگیر مذاکره هستند طبیعتا بهتر میدانند که آیا امکان بروز درگیری نظامی وجود دارد یا نه. به همین دلیل نیز معمولا از قبل آمادگیهایی را ایجاد میکنند.
اقتصاد جنگ بدون داشتن آمادگی قبلی عملا از همان ابتدا با شکست روبهرو خواهد شد بهویژه از نظر وضعیت معیشتی مردم بنابراین حتما باید از قبل برای چنین شرایطی فکری شده باشد. در حال حاضر هم اساسا زمان انجام اقدامات اساسی و کلیدی که انتظار اثرگذاری گسترده از آنها داشته باشیم، نیست.
برای مثال ممکن است گفته شود در زمان جنگ دولت باید اجازه ندهد تولید صنعتی یا فعالیت کارگاهها متوقف شود اما واقعیت این است که وقتی جنگ رخ میدهد، ادامه فعالیت کارخانهها بدون آمادگی و حمایت بسیار دشوار است. کارخانه برای فعالیت به برق، گاز و آب نیاز دارد. خوشبختانه تاکنون به تاسیسات تامین این نیازها خسارت جدی وارد نشده است. اگر چنین اتفاقی رخ میداد طبیعتا شرایط کاملا متفاوت میشد.از سوی دیگر باید توجه داشت که گاهی با جنگی طولانیمدت مانند جنگ هفت یا هشت ساله مواجه هستیم اما در حال حاضر بحث بر سر یک درگیری کوتاهمدت است بنابراین اگر فرض کنیم این وضعیت یک یا دو هفته ادامه داشته باشد، بهترین اقدامی که دولت میتواند انجام دهد این است که مانع از قطع شدن مایحتاج روزمره مردم شود.در چنین شرایطی دولت باید به صورت فوری و ضربتی کارخانههایی را که در حال فعالیت هستند پایش کند. فعلا این واحدها مشکل جدی در تامین مواد اولیه ندارند. باید نظارت شود که توزیع کالاها بهدرستی انجام شود و قیمتگذاری نیز دچار اختلال نشود. بهعنوان مثال نباید اینطور باشد که به بهانه جنگ، قیمت یک بسته ششتایی آب ناگهان به یکمیلیون تومان برسد یا در مسیر توزیع با افزایشهای غیرمنطقی مواجه شود. ممکن است برخی فروشگاهها اقدام به احتکار کالا کنند یا توزیع برخی اقلام مانند گوشت با مشکل مواجه شود بنابراین نخستین حوزهای که دولت باید به آن توجه کند مساله توزیع کالاست.بهنظر میرسد دولت از قبل تا حدی احتمال وقوع چنین شرایطی را پیشبینی کرده و همانطور که مسوولان اعلام کردهاند، آمادگیهایی ایجاد شده است از جمله ذخیرهسازی مواد اولیه یا کالاهای اساسی. بهویژه در حوزه معیشت مردم مانند خوراک، آشامیدنیها و آب گفته شده که ذخایر کافی وجود دارد تا کمبودی ایجاد نشود.در حال حاضر نیز تا حد زیادی همینطور بهنظر میرسد. بهطور کلی کمبود گستردهای مشاهده نمیشود البته در برخی موارد ممکن است هجوم مردم باعث شود کالاها سریعتر تمام شوند یا عدهای سوءاستفاده کنند. مثلا ممکن است بنزین را با قیمتهای بسیار بالاتر بفروشند. با این حال در بسیاری از نقاط کشور کمبود جدی دیده نمیشود زیرا هم کانالهای توزیع کالا برقرار است و هم تولید برخی اقلام مانند شیر و لبنیات ادامه دارد بنابراین در شرایط فعلی نمیتوان از یک اقتصاد جنگی کامل صحبت کرد. در چنین وضعیتی تا زمانی که بحث آتشبس یا مذاکرات مطرح شود، دولت در وهله نخست باید در حوزه دیپلماتیک تلاش کند و در داخل نیز جلوی سوءاستفادهها را بگیرد از جمله جلوگیری از احتکار و سوءاستفادههای مقطعی. البته تا این لحظه مورد جدیای مشاهده نشده که نیازمند دخالت گسترده دولت باشد.موضوع دیگری که اهمیت دارد مساله امنیت محلهها و مناطق مسکونی است زیرا در چنین شرایطی ممکن است سرقتها یا نارضایتیهای اجتماعی افزایش پیدا کند و دولت باید با مدیریت این مسائل از افزایش نارضایتی جلوگیری کند.در کنار این موارد بحث حقوق و دستمزد نیز اهمیت دارد. ممکن است برخی کارخانهها تعطیل شوند یا برخی مشاغل متوقف شوند. برای مثال در حوزه ساختمانسازی فعالیتها تا حد زیادی متوقف شده است. در چنین شرایطی کارگرانی که روزمزد هستند باید همچنان دریافتی داشته باشند. اگر کارفرماها از پرداخت دستمزد خودداری کنند، ممکن است نارضایتی ایجاد شود و دولت باید مانع این موضوع شود.البته کارکنان دولتی حقوق خود را از طریق سیستم بانکی دریافت میکنند و از این جهت مشکلی ندارند اما کارگران روزمزد، دستفروشها و افرادی که درآمد روزانه دارند در معرض آسیب بیشتری هستند. تجربهای مشابه در دوران شیوع کووید نیز وجود داشت البته آن شرایط یک وضعیت جنگی نبود اما به دلیل طولانی شدن بحران، نیاز به برنامهریزی جدی ایجاد شد.در حال حاضر تنها هشت روز از این وضعیت گذشته و هنوز مشخص نیست که چه مدت ادامه خواهد داشت. به همین دلیل فعلا مهمترین اقدام، نظارت بر قیمتها و جلوگیری از احتکار و سوءاستفادههای مقطعی است تا در هفتههای آینده مشخص شود شرایط به چه سمتی پیش میرود.در عین حال سیستم بانکی همچنان برقرار است و زیرساختهای اصلی کشور نیز آسیب جدی ندیدهاند. اگر در آینده به زیرساختهایی مانند برق یا گاز آسیب وارد شود، ممکن است بحثهایی مانند سهمیهبندی مطرح شود اما مدیریت چنین شرایطی در وضعیت جنگی کار بسیار دشواری خواهد بود و نیازمند مدیریت سریع و دقیق است.

