• سال‌هاست از ایران، استقلال، اقتدار و مقاومت سخن گفته‌ایم اما امروز باید از خود بپرسیم که این واژه‌ها قرار است در خدمت چه هدفی باشند؟

  • بازگشت ایران و آمریکا به جنگ را نباید تنها نتیجه اختلاف بر سر متن آتش‌بس یا سوءبرداشت از مفاد توافق دانست. از نگاه علی واعظ، تحلیلگر سیاسی، مسئله اصلی آن است که دو طرف برداشت کاملاً متفاوتی از توازن قدرت پس از جنگ داشتند. ایران معتقد بود با تثبیت نفوذ خود بر تنگه هرمز به یک دستاورد راهبردی رسیده و باید آن را حفظ کند، در حالی که آمریکا این وضعیت را موقتی می‌دانست و تلاش داشت به تدریج آن را تغییر دهد. همین تضاد، همراه با بی‌اعتمادی عمیق میان دو کشور، زمینه بازگشت دوباره به درگیری را فراهم کرد.

  • با فروپاشی آتش‌بس و بازگشت درگیری‌ها در تنگه هرمز، دولت دونالد ترامپ با بن‌بستی روبه‌رو شده که خروج از آن آسان نیست. ایران با هزینه‌ای نسبتاً محدود همچنان می‌تواند عبور و مرور کشتی‌ها را مختل کند، در حالی که آمریکا برای شکستن این وضعیت با مجموعه‌ای از گزینه‌های پرهزینه و پرریسک مواجه است. ادامه حملات هوایی، تشدید جنگ، پذیرش شرایط ایران یا ورود به جنگ زمینی، هر یک پیامدهای سنگین نظامی، سیاسی یا انسانی دارند و هیچ‌کدام تضمینی برای دستیابی به اهداف واشنگتن ارائه نمی‌کنند. در نتیجه، آمریکا در شرایطی قرار گرفته که انتخاب میان گزینه‌های موجود، به معنای انتخاب میان هزینه‌های متفاوت است، نه میان پیروزی و شکست.

  • هراس از ناشناخته‌ها و رخدادهای احتمالی که از قدرت و نیز از میزان آسیب‌زنندگی آنها آگاهی نداریم را باید نشانه استفاده از خرد بدانیم و برای پیامدهای آن آماده باشیم یا اینکه بدون ترس آنها را یکسره نادیده بگیریم.

  • انتخاب نوشته است: جریان رادیکال داخلی که همواره فریاد ادامه جنگ بر سر می‌داد، این روزها با سوءاستفاده سیاسی از تجاوز آمریکا به ایران، در حال حمله به شخصیت‌های سیاسی از جمله قالیباف، پزشکیان و عراقچی هستند.

  • معاون دبیر شورای امنیت روسیه گفت: آمریکا در ونزوئلا کودتای دولتی براه انداخت و همین قصد را در ایران داشت.

  • جنگ ایران و آمریکا نه‌تنها از اهمیت راهبردی تنگه هرمز نکاسته بلکه جایگاه آن را بیش از گذشته به مرکز منازعه دو کشور تبدیل کرده است. در حالی که دونالد ترامپ از برنامه آمریکا برای در دست گرفتن امنیت این آبراه و ازسرگیری محاصره دریایی ایران سخن می‌گوید، واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد کنترل تنگه هرمز صرفاً با اعلام موضع یا حضور نظامی به دست نمی‌آید. ایران طی ماه‌های اخیر توانسته با اتکا به ابزارهای نظامی و ایجاد نااطمینانی در کشتیرانی، نفوذ خود بر این گذرگاه را حفظ کند و همین مسئله تلاش آمریکا برای بازگرداندن آزادی کامل کشتیرانی را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

  • بازار جهانی انرژی در شرایطی قرار گرفته که برخلاف تصور رایج، مسئله اصلی دیگر کمبود نفت خام نیست، بلکه کمبود فرآورده‌های نفتی است. هرچند تنش‌های نظامی در خلیج فارس، توقف بخش عمده تردد در تنگه هرمز و حملات متقابل ایران و آمریکا بار دیگر نگرانی‌ها درباره عرضه انرژی را تشدید کرده، اما آنچه اکنون بیش از همه بازار را تحت فشار قرار داده، کاهش ظرفیت پالایش و افت صادرات سوخت از سه قطب اصلی جهان یعنی کشورهای حاشیه خلیج فارس، چین و روسیه است. در چنین شرایطی، حتی اگر قیمت نفت خام هنوز فاصله قابل توجهی با اوج خود داشته باشد، بازار سوخت با بحرانی روبه‌رو شده که پیامدهای آن می‌تواند بسیار گسترده‌تر از افزایش قیمت نفت باشد.

  • بازگشت دوباره درگیری میان آمریکا و ایران، بیش از هر چیز محدودیت‌های قدرت آمریکا در برابر یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های خاورمیانه را آشکار کرده است. دونالد ترامپ که در بسیاری از پرونده‌های خارجی توانسته با فشار سیاسی، اقتصادی یا نظامی طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کند، اکنون با بحرانی روبه‌رو شده که نه با تهدید، نه با فشار اقتصادی و نه با تغییرات سریع در مواضع سیاسی قابل مدیریت نیست. فروپاشی آتش‌بسی که خود او میانجی آن بود، نشان می‌دهد واشنگتن هنوز راهبرد روشنی برای پایان دادن به این جنگ در اختیار ندارد.

  • در اقدامی که تعجب بسیاری را برانگیخته است، ترامپ نه فقط برای تردد از تنگه هرمز، عوارض تعیین کرده بلکه میزان این عوارض را تا حدود 20درصد ارزش محموله کشتی‌ها افزایش داده است.

آخرین اخبار