ترامپ نمی‌خواهد طرف بازنده باشد

نادر کریمی جونی
کدخبر: 642445

در اقدامی که تعجب بسیاری از ناظران و مقامات کشورها را برانگیخته است، دونالد ترامپ نه فقط برای تردد از تنگه هرمز، عوارض تعیین و تصریح کرده که این عوارض باید به ایالات‌متحده پرداخت شود بلکه میزان این عوارض را تا حدود ۲۰درصد ارزش محموله کشتی‌ها افزایش داده است. تا پیش از این نه فقط اروپا و ایالات‌متحده دریافت عوارض از شناورهای تجاری در تنگه هرمز را غیرقانونی می‌دانستند بلکه کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس هم با دریافت این عوارض مخالفت می‌کردند آنها می‌گفتند این دریافت می‌تواند به بدعتی تبدیل شود که در نهایت قیمت کالا را در تمام جهان افزایش می‌دهد و از رشد اقتصادی جهان به‌ویژه در کشورهای کمتر توسعه‌یافته می‌کاهد اما حالا ایالات‌متحده کاری که انجامش را از سوی دیگران نمی‌پسندد و نهی می‌کند را می‌‌خواهد خودش انجام دهد و درآمدهای آن را خود، تصاحب کند.

مانند همیشه آمریکایی‌ها به درآمد اندک قانع نیستند و پول‌های بزرگ می‌خواهند چنان که در این مورد عوارض را به ۲۰درصد ارزش محموله افزایش داده‌اند در این صورت یک سوپرتانکر نفتکش که حدود ۲میلیون بشکه نفت خام را حمل می‌کند و ارزش مجموعه آن به حدود ۱۶۰میلیون‌دلار بالغ می‌شود باید ۳۲میلیون‌دلار عوارض پرداخت کند که این رقم در مورد کشتی‌های کانتینربر که ارزش محموله‌شان بالاتر و قیمتی‌تر است، بیشتر خواهد شد این رقم در مقابل عوارضی که ایران تعیین کرده و به یک درصد ارزش محموله محدود می‌شود و حداقل مبلغی تا سقف ۳میلیون‌دلار را شامل می‌شود بسیار گران‌تر است اما در این نقطه زمانی، هم اروپایی‌ها و هم اعراب خلیج‌فارس تصمیم گرفته‌اند در مقابل رژیم امنیتی اقتصادی ترامپ برای اعمال در خلیج‌فارس سکوت کنند.

با این همه نظم تدوین شده ترامپ در مورد این آبراه، دست‌کم تا امروز چیزی را تغییر نداده و تحولی پدید نیاورده است. او که جمعه گذشته به ایران ۲۴ساعت مهلت داد تا طی بیانیه‌ای رسمی آزادی تردد در این تنگه را اعلام و عدم اراده خود را برای دریافت عوارض اعلام کند، حالا اظهار می‌دارد که در یکی دو روز گذشته، یعنی یکشنبه پیش همه چیز برای امضای یک توافق آماده بوده است. معلوم نیست با وجود عدم تمایل ایران برای گشایش تنگه هرمز، چگونه همه چیز برای حصول یک توافق آماده بوده است؟!

در عین حال اگرچه رییس‌جمهور ایالات‌متحده رسما پایان آتش‌بس را اعلام کرده اما ارتش آن کشور به نحو ملموسی از جمله به اهدافی در شهرهای بزرگ و از جمله تهران پرهیز می‌کنند. این امر شاید ناشی از آن باشد که راهبرد  اصلی ایالات‌متحده برای دور جدید حملات به ایران، به کاهش توان نظامی- راهبردی با ایران برای کنترل تنگه هرمز و مدیریت خلیج‌فارس معطوف شده است. از این بابت نقاطی که هدف حمله هواپیماهای سنتکام قرار گرفتند، عمدتا در نوار ساحلی از خوزستان تا سیستان و بلوچستان بوده و گاهی در عمق این نوار ساحلی، اهدافی هم مورد اصابت قرار گرفته است.  در این صورت شاید راهبرد اصلی پنتاگون و سنتکام ایجاد یک نوار حاشیه‌ای امن در طول خلیج‌فارس است که با وجود آن شاید امکان اشغال خاک ایران به‌ویژه در جزایر خلیج‌فارس، برای نظامیان سنتکام مهیا شود.

واقعیت آن است که اگرچه هم‌اکنون حدود ۵۰هزار نظامی ایالات‌متحده در خلیج‌فارس، دریای عمان و محدوده‌های آن مستقر هستند اما کشتی‌ نیروهای ویژه ایالات‌متحده برای اشغال سرزمین هنوز فاصله زیادی با آب‌های ایران دارد و همین امر، نوعی مصونیت را در مورد ایران پدید می‌آورد. ضمن آنکه باز هم- تحلیلگران در مورد هزینه- فایده انجام حمله از سوی پیاده‌نظام آمریکایی علیه  سرزمین ایران هشدار می‌دهند که دلمشغولی بزرگی برای کاخ سفید محسوب می‌شود و ترامپ و همکارانش را به محافظه‌کاری وادار کرده است.

دلمشغولی بزرگ رییس‌جمهور ایالات‌متحده برای رسیدن به اهداف اعلام‌شده‌اش زمان و هزینه‌های اجرای راهبرد جدید است. ترامپ تصور می‌کند اگر نوار ساحلی ایران را به عمق چند کیلومتر پاکسازی کند می‌تواند در مورد ستاندن مدیریت تنگه هرمز و خلیج‌فارس از ایران به نتیجه برسد. روشن است که واشنگتن می‌خواهد حتی به قمیتی گزاف -و نه لزوما هزینه‌ای غیرقابل تحمل- مدیریت این منطقه و آبراه را از ایران پس بگیرد؛ امری که ایران نسبت به آن آگاه است و در مقابل آن مقاومت می‌کند. پرسش راهبردی در این خصوص آن است که وقتی ایران می‌تواند اسرائیل را از عمق خاک خویش مورد هدف قرار دهد، آیا توان حمله به اهدافی در خلیج‌فارس و حاشیه‌های آن، فقط به نوار چند کیلومتری ساحل ایران محدود می‌شود؟ روشن است که اهداف شناور یا مستقر در این منطقه دریایی حتی از استان‌های شمالی ایران از جمله خراسان همه قابلیت مورد حمله قرار گرفتن دارند. به همین دلیل گمان نمی‌رود که راهبرد پنتاگون، پیت هگست، سنتکام و ترامپ در این‌باره واقع‌بینانه و عملی باشد. علاوه بر این در حالی که کشتی‌های نظامی آمریکایی هنوز ریسک حضور در آب‌های خلیج‌فارس و تنگه هرمز را نپذیرفتند و به‌صورت دور ایستا مدعی حمایت از شناورهای عبوری از این منطقه هستند، نمی‌توانند عبور امن و تضمین‌شده شناورهای تجاری از این آبراه را عملی کنند به همین خاطر است که دوشنبه گذشته و در آغاز فعالیت بازارهای جهانی قیمت‌های نفت مجددا صعود کرد و با رشد ۴ تا ۹‌درصدی مواجه شد. در همین حال قیمت بنزین در ایالات‌متحده نیز رشد کرد و ناراحتی شهروندان آمریکایی را پدید آورد؛ ناراحتی‌هایی که با سکوت مقامات کاخ سفید مواجه شده است.

به‌جز این هزینه‌ها، ترامپ دچار محدودیت زمان نیز هست؛ رییس‌جمهور ایالات‌متحده در آبان‌ماه پیش‌رو با انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و سنا مواجه است. در همین هفته‌های گذشته، برخی نمایندگان جمهوریخواه و دموکرات در جهت محدودسازی اختیارهای ترامپ برای تداوم یا آغاز جنگ با ایران مصوباتی را تصویب کرده‌اند که عصبانیت رییس‌جمهور ایالات‌متحده را به همراه داشته است.

حال اگر در آبان‌ماه ترکیب سنا و کنگره به‌نفع دموکرات‌ها تغییر کند و آنان از امکانات بهتر و موثرتری برای تحت فشار قرار دادن ترامپ و همکارانش بهره مند شوند آن‌وقت ممکن است فحاشی‌های رییس‌جمهور ایالات‌متحده علیه دموکرات‌ها و مجالس آمریکا، با پاسخ‌های دردناکی مواجه شود.

از این بابت رهبر کاخ سفید باید از امکانات و زمان موجود به بهترین نحو برای تاثیرگذاری بر رای‌دهندگان آمریکایی و کسب حمایت ایشان در انتخابات پیش‌رو استفاده کند. او از یک‌سو باید به‌گونه‌ای عمل کند که کمترین آسیب به زندگی و منافع شخصی شهروندان آمریکایی برسد و از سوی دیگر باید از نظر رای‌دهندگان و شهروندان آمریکایی، طرف برنده این بازی باشد. موقعیت‌هایی که تاکنون محقق نشده و امید چندانی به تحقق آن وجود ندارد.

آخرین اخبار