عصر حجر؟!
صلاح الدین هرسنی، کارشناس و تحلیلگر مسائل بینالملل
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا با گذشت بیش از یکماه از تجاوز مشترک با رژیمصهیونی علیه کشورمان ایران بزرگ، در نخستین سخنرانی خود برای آمریکاییها درباره این جنگ بیدلیل در قالب عملیات «خشم حماسی» وقتی هیچ حرف جدیدی نداشت از بازگرداندن ایران به «عصر حجر» در قالب تهدید سخن گفت.
ترامپ در این سخنرانی خود باردیگر ایران را تهدید و قویا اعلام کرد که اگر با وی به توافقی دست نیابند آمریکا میتواند با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی، ایران را به «عصر حجر» یعنی جایی که به آنها تعلق دارد، برگرداند.
بدون تردید این ادعای بیپایه و اساس رییسجمهور سبک مغزی که همواره قطار سیاستش خالی رفته است، متوجه کشوری بوده که سابقه تمدنیاش در میان کشورهای صاحب تمدن غیرقابل انکار است.ایران به لطف ۲۵۰۰سال سابقه تمدنی و۱۶۴۸۰۰۰کیلومتر وسعت سرزمینی و کشوری که وقتی ساحت فرهنگی آن بهواسطه زبان فارسی و مهمترین سخنورانش یعنی شاعرانی چون حکیم توس، مولوی، سعدی، حافظ و عطار و سنایی فتح شده است، چگونه میتواند در چارچوب ادعاهای فرد روانپریش و سبک مغزی چون ترامپ قرار گیرد؟
ترامپ گویی فراموش کرده است هنگامی که آمریکا مستعمره انگلستان بود، ایران با ثبت منشور «حقوق بشر» بر کتیبه کوروش کبیر کشوری بود صاحب تمدن بهگونهای که نه طوفان اسکندر آن را بر انداخت و نه حملات مغول توانست او را متوقف کند و هیچگاه از حرکت و صیرورت فکری در نیل به ساحت تمدنی باز نماند. ایران هم طوفان اسکندر و هم حملات مغول را تحمل کرد تا نشان دهد که صرف یک نظم پسا وستفالیایی تنها یک نام بهعنوان «ایران» در جغرافیایی خاص نیست بلکه یک تمدن بوده و عظمت تمدنیاش شایسته تکوین هویت در درازنای تاریخ و زمان است.
در مقابل اگر ماجراجوییهایی جهانگردی چون «کریستف کلمب» در میان نبود شاید هنوز آمریکاییها در کسوت «وحشی نجیب» روسو و «مسافران خیالی» مونتسکیو در غارها و جنگلها به دنبال آتش میگشتند و در «وضع طبیعی» و «پیشا تمدنی» بهسر میبردند.
آنچه ترامپ آن را به ایران تحت عنوان بازگشت به «عصر حجر» نسبت داده برعکس شایسته خود و یک کشور فاقد ظرفیتهای تمدنی است که عمر تمدنیاش به ۴۰۰سال هم قد نمیدهد.
بیریشگی، فقدان اصالت و اعتبار، جزیره اپستین، بت بعل، کودکآزاری، کودککشی، کودک خواری، رکود جاودانگی، انبار عهد عتیق، بیتمدنی و عصر حجر شایسته سلوک فکری طرفداران جنبش ماگاست که جز دروغ و تباهی و جعل دموکراسی هنر دیگری در چنته نداشته و ندارند.مهمترین خصلت ترامپ مگالومن، بربریت و توحش پیشااجتماعی و پیشامدنیت است. تحت این شرایط ترامپ را باید نشانه بارز و نماد واقعی دروغ و تباهی، پوپولیسم، دشمن آزادی، دشمن جامعه باز و مظهر دموکراسی و مردمسالاری جعلی و دروغین و بیشتر از همه مظهر کسی دانست که رفتارهایش هیچ نسبت و پیوندی با میراث جمهوریت ندارد.
ترامپ با القای لزوم بازگشت عظمت به آمریکا در چارچوب شعار « اول آمریکا» دزد با چراغی بوده که همواره درصدد جعل رویاهایی آمریکایی است.
بدون تردید اشاره صریح ترامپ به بازگرداندن ایران به «عصر حجر» قبل از آنکه نماد و نمودی از واقعیت را به همراه داشته باشد بیشتر نشاندهنده عجز، ناتوانی، درماندگی و استیصال او در قبال یک کشور صاحب تمدنی چون ایران است که نه یارای مبارزه تمدنی با آن را دارد و نه جرات مبارزه و جدال را در واقعیتهای میدانی جنگ.
در سطحی دیگر ادعای سخیف ترامپ بابت بازگرداندن ایران به عصر حجر از این واقعیت پرده میدارد که فاصله میان ادعاهای اولیه او با واقعیتها میدانی در جنگ جاری بسیار عمیق بوده و حاوی این پیام است که او نهتنها بازنده بزرگ جنگ تمدنی در مواجهه با ایران بوده بلکه جنگ در واقعیتها میدانی را بهواسطه همبستگی تاریخی و ارگانیکی خودآگاهیهای هویتی ایرانیان باخته است.
با این همه و با همه ادعای سخیفی که در کلام ترامپ وجود دارد نباید فراموش کنیم که مسوولیتبخشی از این رفتارهای بیقاعده و اساسش متوجه براندازان، جنگطلبان، ایرانستیزان و مشخصا فریبخوردگان فرقه تبهکار پهلوی- صهیونی است که دل در وعده حمایت و کمک ترامپ بسته بودند.
حال میبینیم که آن کمکها و وعدههای دروغین قرار است جای خود را با نابودی زیرساختهای یک کشور صاحب تمدن عوض کند و آن را به عصر حجر بازگرداند.

