یک ایران آفلاین!
علی حسینی
چند روزی است که همهچیز قطع بوده و ثابت شده که دولت در اداره ارتباطات کشور عاجز است. امروز قطع اینترنت یک سلاح برنامهریزی شده و دقیق علیه هر صدایی است که اعتراض دارد. تجربه اعتراضات در ایران نشان میدهد هر بار خشم مردم به سطحی میرسد که مجبور به خروج از خانه میشوند، نخستین قربانی، اینترنت است. از طرفی این خاموشی فقط باعث افزایش نارضایتی و نگرانی افرادی که در خارج از کشور هستند، نیست بلکه براساس پژوهشی که توسط اتاق بازرگانی ایران انجام شده، آسیبهای اقتصادی ناشی از فیلترینگ بسیار جدی است. گزارش نتبلاکس در سال۱۴۰۱ تخمین میزند که ایران بهطور متوسط ساعتی ۵/۱میلیون دلار (معادل ۳۶میلیون دلار در روز) به دلیل فیلترینگ ضرر میکند. با در نظر گرفتن رشد روزافزون کسبوکارهای اینترنتی و نرخ دلار، این رقم میتواند به ۵هزار میلیارد تومان در روز برسد. حدود نیمی از کسبوکارها نیز بیش از ۵۰درصد از درآمد خود را در هنگام محدودیت اینترنت در سال۱۴۰۱ از دست دادهاند بنابراین این اتفاق در امسال هم رخ داده و همه چیز در خاموشی مطلق بهسر میبرد.
آسیبهای ناشی از فیلترینگ از جنبههای مختلف به اقتصاد دیجیتال آسیب میزند. فیلترینگ دسترسی به مشتریان را محدود و فروش مستقیم را با مشکل مواجه میکند. ابزارهای بازاریابی دیجیتال با فیلترینگ مختل میشوند و بازاریابی آنلاین دشوارتر میشود. استفاده از ابزارهای ارتباطی داخلی با فیلترینگ با مشکل مواجه میشود. فیلترینگ همچنین دسترسی به منابع آموزشی و پژوهشی را محدود و فعالیتهای مرتبط با گردشگری آنلاین را مختل میکند. فیلترینگ بهطور کلی مانع از رشد و توسعه اقتصاد دیجیتال و در نتیجه اقتصاد کل کشور میشود.
از سوی دیگر طبق آمارها دولت امسال برای توسعه زیرساختهای ارتباطی، صیانت و محتوای شبکه ملی اطلاعات و چند ردیف دیگر مجموعا نزدیک به ۱۷همت در نظر گرفته است. این اعداد در هر کشوری اگر به صورت دقیق و درست اجرا شود در زمانهایی که اینترنت اینگونه قطع میشود شبکه ملی اطلاعات باید به کمک کاربران بیاید اما این روزها که همه چیز قطع شده عملا شبکه ملی اطلاعات هم خاموش بوده و معلوم نیست این هزینهها و پولهایی که در این پروژه وارد شده، کجاست. مردم حق دارند بپرسند که این پولها در کجا خرج شده و چرا در این شرایط حتی نمیتوانند یک پیام کوتاه ارسال کنند.
حقیقت این است که دولت از فناوری میترسد. به همین دلیل هر پیشرفت فناورانه به جای فرصت به تهدید تبدیل میشود. ایستادگی در برابر تکنولوژی فقط شکست و بیآبرویی را به همراه دارد و اعتماد مردم را کاهش میدهد. فناوری را نمیشود زندانی کرد.
قطع هرباره اینترنت لگدی بر پیکر بیجان اینترنت بوده و جالب اینجاست که هیچکس پاسخگوی این وضعیت نیست. این هشدار نه از سر مخالفت احساسی بلکه نتیجه تجربهای بوده که بارها تکرار شده و هردفعه هزینهاش از جیب مردم پرداخت شده است.

