اینترنت و عصر حجر
کورش الماسی
به بیانی کاربردی، ویژگی متمایز دورههای گوناگون تاریخی، نزدیک، کارآمد، هماهنگ و سودمندترشدن روابط انسانها بهمنظور تحقق اهداف جمعی است. به عبارتی، وجه تمایز دورههای گوناگون تاریخی، روشها، ابزارآلات، فناوریها و… بوده که روابط انسانها (فردی، گروهی و ملی) را سودمند و نزدیکتر کرده است. عصر حجر به واسطه نبود فناوریها، ابزارآلات و… همچون اینترنت، عصر حجر بود.
حیرت؛ به بیانی بسیار کلی و مختصر معطوف به وضعیتی است که در آن انسانها با شرایط یا پدیدهای بسیار غیرعادی و غیرقابل فهم روبهرو میشوند، یا زمانی که یک امر بسیار بدیهی و عادی به شکلی بسیار عجیب و غریب ظهور و بروز پیدا میکند.
اینکه آحاد شهروندان از دسترسی به اینترنت محروم و افرادی که «پول دارند» (حتی «عوامل» متجاوز جنگ تحمیلی اخیر)» میتوانند اینترنت داشته باشند، یک امر حیرتآور است. آیا شخصیتی برای ترور یا محلی برای ویران کردن مانده که دشمن بخواهد از طریق اینترنت از وضعیت آنها مطلع شود؟
نهتنها بر کسی پوشیده نیست بلکه کاملا عیان است که دولت آقای پزشکیان با موانع و محدودیتهای متعددی مواجه است. با این وجود اگر دولت توان و اختیاراتی فراتر از یک هیات مدیره مدرسه دارد، ضروری است تا در برخی امور (اینترنت)، توان و اختیار اندک خود را اعمال کند.
اگر قطع اینترنت به دلایل امنیتی است، پس «دسترسی به اینترنت باید برای همه محدود باشد.» اگر دولت در ازای دریافت مبالغ گزاف، اینترنت میفروشد، پس بحث امنیت بلاموضوع و دولت عملکردی مغایر قوانین دارد.
اینترنت یک ابزار یا راهکار(همانند خودرو، تلفن، روزنامه، تلویزیون، رادیو و…) برای تعامل و ارتباط میان انسانهاست. شرایطی را تصور کنیم که گفته شود (با هر دلیل و استدلالی) استفاده از خودرو، تلویزیون و… ممنوع است و سازمان صداوسیما و ایرانخودرو باید تعطیل شوند. تعامل و ارتباط آسان، ارزان، سریع، نزدیک و سودمند میان انسانها، بنیادیترین عوامل توسعه جوامع بشری محسوب میشوند. به تعبیری تفاوت میان جهان معاصر دانش و فناوری بنیاد و عصر حجر، در میزان تعامل و ارتباط میان انسانها و جوامع است.
آیا دشمن زمان و مکان حضور فرماندهان نظامی و برخی دانشمندان یا اماکن حساس نظامی، هستهای و علمی را از طریق اینترنت کشف کرد؟ یا…؟ اذهان و ارادههایی که اینترنت را یک تهدید جدی و خطرناک امنیتی تلقی میکنند، درک کاربردی از امنیت ندارد. اگر اینترنت یک تهدید امنیتی میبود؛ چین، روسیه، آمریکا، هند و… یکدیگر را به عصر حجر میفرستادند.
نکتهای که در دهههای گذشته کمتر مورد توجه نهادهای تصمیمگیر قرارگرفته، حمایت یا عدم حمایت افکار عمومی از مدیریت کلان، بنیاد امنیت یا تهدید امنیتی است. خوشبختانه بعد از تجاوز دشمنان(آمریکا و اسرائیل) به ایران، اهمیت حمایت افکار عمومی و هویت ملی برای نهادهای تصمیمگیر عیان شد. اذهان و ارادههایی که صادقانه دغدغه «امنیت ملی» را دارند، به ضرورت باید دنبال تدابیر(معیشتی، اقتصادی، اشتغال، بهداشت و درمان، آموزش و…) و راهکارهایی برای جذب حمایت افکار عمومی و تقویت هویت ملی باشند.اینترنت به مثابه یک دستاورد علمی، ابزار تعامل و ارتباط میان انسانها به منظور ایجاد امنیت، توسعه (در همه عرصهها)، سلامت ذهن و جسم و… یک الزام است. همانگونه که اگر خودرو ممنوع شود به ضرورت چهارپایان به عرصه حملونقل برمیگردند، فقدان اینترنت به معنی بازگشت شیادان، مروجین خرافات، خشونت اجتماعی و… میشود. گزاف نیست اگر فناوری اینترنت به مثابه نمود عصر معاصر اطلاعات را ویژگی متمایز از دورههای پیشین تاریخی(عصر حجر) تلقی کنیم.
خطای ادراکی، تشخیصی و تحلیلی است که اینترنت را تهدید امنیتی تلقی کنیم. اینترنت به مثابه دستاورد عصر اطلاعات و فناوری، راهکاری برای ایجاد توسعه امنیت، ثبات، آرامش، نشاط و… انسانهاست. در جهان دانش بنیاد معاصر، تنها امکان صیانت و تقویت امنیت ملی، مدیریت ملی به معنی پیگیری منافع ملی است.
اینترنت به خودی خود، نه تهدید و نه فرصت است بلکه تهدید یا فرصت بودن اینترنت تابع عملکرد مدیریت کلان است. به بیانی بسیار کلی و کاربردی، سامان دادن روابط خارجه و بهبود زیست بسیار دشوار شهروندان، کمهزینه و خردمندانهترین مسیر صیانت و تقویت «امنیت ملی» است. به عبارتی، مدیریت کلان، پیگیری اهداف شفاف انسانی(ملی) و امنیت ملی، رابطهای علت و معلولی دارند. شاید اهداف مبهم و ناکارآمدی مدیریتی و نه اینترنت، تهدید جدی برای امنیت ملی است. نکتهای که همه دلسوزان و میهندوستان در نهادهای تصمیمگیر باید مورد توجه قرار دهند اینکه، تعامل و روابط قانونمند به منظور تحقق اهداف ملی(جمعی)، کمهزینه و پایدارترین مسیر توسعه و کارآمدی مدیریتی و در نتیجه رضایتمندی افکار عمومی است.

