گرانی در کیسه زباله
جهان صنعت– تا پیش از جنگ، سه رول کیسه زباله را میشد با حدود ۱۲۰هزار تومان خرید؛ حالا همان خرید ساده در برخی فروشگاهها ۶۰۰هزار تومان تمام میشود. قصه فقط کیسه زباله نیست بلکه موج گرانی محصولات پلاستیکی حالا به خریدهای روزمره مردم رسیده است. گرانیای که بخشی از رد آن را باید در وضعیت صنعت پتروشیمی و اختلال تولید مواد اولیه پس از جنگ ۴۰ روزه جستوجو کرد.
پلاستیک شاید در نگاه اول سهم بزرگی از هزینه ماهانه خانوار نداشته باشد اما تقریبا همهجا حضور دارد؛ از کیسهای که برای جمعآوری زباله استفاده میشود تا بستهبندی مواد غذایی، بطری، ظروف، لوازم آشپزخانه، قطعات خودرو، سیم و کابل، لولههای ساختمانی و صدها کالای مصرفی دیگر. به همین دلیل جهش قیمت مواد پلیمری فقط مساله چند شرکت پتروشیمی یا صنایع پاییندستی نیست و به تدریج میتواند به یکی از کانالهای انتقال تورم به مجموعه بزرگی از کالاهای مصرفی تبدیل شود.
بازار خردهفروشی نخستین جایی بود که این فشار را آشکار کرد. هرچه زمان میگذرد، افزایش قیمت و کمبود برخی مواد اولیه پلاستیک بیشتر خود را نشان میدهد. تولیدکننده محصولات پلاستیکی مواد اولیه را گرانتر تهیه میکند، هزینه انرژی، حملونقل، دستمزد و بستهبندی نیز افزایش یافته و محصول پس از عبور از شبکه توزیع با قیمت به مراتب بالاتری به مصرفکننده میرسد. به این ترتیب مادهای که در ابتدای زنجیره صنعتی تنها یکی از محصولات پتروشیمی محسوب میشود، در انتهای زنجیره به افزایش هزینه زندگی خانوار تبدیل شده است.
رد گرانی در مواد اولیه
برای یافتن ریشه این گرانی باید چند مرحله از قفسه فروشگاه عقب رفت و به بازار مواد اولیه رسید. جنگ ۴۰روزه بخشی از زنجیره تولید صنعت پتروشیمی را مختل کرد و کاهش عرضه برخی گریدهای پلیمری، رقابت خریداران را افزایش داد. گزارشهای منتشرشده پس از جنگ از بیش از دوبرابر شدن بهای برخی مواد پلیمری و شکلگیری رقابتهای سنگین برای خرید بعضی محصولات در بورس کالا حکایت داشت.
این مساله البته درباره تمام کالاهای پلاستیکی به پیویسی مربوط نیست. کیسه زباله، کیسه فریزر و بسیاری از فیلمهای پلاستیکی عمدتا از انواع پلیاتیلن تولید میشوند در حالی که پیویسی بیشتر در لوله و اتصالات، پروفیل، کفپوش، کابل، چرم مصنوعی و محصولات مشابه کاربرد دارد. اما وجه مشترک این بازارها آن است که بخش مهمی از مواد اولیه آنها از مجتمعهای پتروشیمی تامین میشود و اختلال در تولید پتروشیمیها میتواند همزمان چندین زنجیره پلیمری را تحت فشار قرار دهد.
همین موضوع توضیح میدهد چرا دامنه افزایش قیمت بسیار فراتر از محصولات پیویسی رفته است. آنچه خانوار در فروشگاه با آن مواجه شده، در واقع انتهای زنجیرهای است که از پتروشیمی و بورس کالا آغاز میشود و پس از صنایع تبدیلی، عمدهفروشی و خردهفروشی به مصرفکننده میرسد.
در این میان قیمت پایه PVC S65 اروند و غدیر در نیمه مرداد در محدوده حدود ۷۹هزار تومان برای هر کیلو قرار گرفته و قیمت بسیاری از گریدهای پلیاتیلن نیز به محدوده ۹۰ تا بیش از ۱۰۰هزار تومان در هر کیلو رسیده است. هرچند قیمت ماده اولیه تنها بخشی از قیمت کالای نهایی را تشکیل میدهد، افزایش آن در کنار هزینه انرژی، نیروی کار، حملونقل و توزیع میتواند اثر خود را به سرعت در قیمت محصولات صنایع تبدیلی نشان دهد.
اروند و بندرامام بعد از جنگ
یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره پتروشیمی اروند است؛ بزرگترین تولیدکننده پیویسی ایران که علاوه بر پیویسی، در زنجیره کلر، EDC، VCM و سود سوزآور نیز حضور دارد. اروند ظرفیت تولید حدود ۳۴۰هزار تن پیویسی شامل ۳۰۰هزار تن S-PVC و ۴۰هزار تن E-PVC در سال را دارد و اختلال در فعالیت چنین مجموعهای طبیعتا میتواند بازار داخلی را متاثر کند.
عملکرد این شرکت پس از جنگ نشان میدهد بازگشت تولید یکباره اتفاق نیفتاده است. تولید اروند در ماههای نخست سال با افت سنگینی مواجه شد و اگرچه پس از آن روند احیا آغاز شد، آمار تولید نشان میداد مجتمع هنوز با سطح پیش از جنگ فاصله دارد. اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بخشی از گریدهای تخصصی پیویسی کشور تنها توسط اروند تولید میشوند.
پتروشیمی بندرامام نیز با شرایط مشابهی مواجه شد، با این تفاوت که مساله این مجتمع بیش از یک خط تولید به زیرساختهای آن مربوط بود. آسیب به بخشهای مرتبط با تامین برق، بخار و یوتیلیتی باعث شد بازگشت واحدهای فرآیندی به مدار به بازسازی زیرساختها وابسته شود. عملیات بازسازی نیروگاه بخار مجتمع در ماههای پس از جنگ ادامه داشت و واحدهای تولیدی به صورت مرحلهای در مدار قرار گرفتند.
همین بازگشت مرحلهای نکتهای است که در تحلیل بازار مواد اولیه اهمیت دارد. پایان جنگ به معنای بازگشت فوری ظرفیت تولید نیست. یک مجتمع پتروشیمی برای تولید پایدار به برق، بخار، آب صنعتی، خوراک و مجموعهای از سرویسهای جانبی نیاز دارد و اختلال در هرکدام از این حلقهها میتواند تولید واقعی را پایینتر از ظرفیت اسمی نگه دارد.
در کنار اروند و بندرامام، وضعیت سایر تولیدکنندگان پیویسی یعنی پتروشیمی غدیر و آبادان نیز بر توازن بازار اثرگذار است. مجموع ظرفیت اسمی پیویسی کشور حدود ۷۴۵هزار تن در سال برآورد میشود اما آنچه بازار را تعیین میکند ظرفیت اسمی روی کاغذ نیست بلکه میزان تولید واقعی و حجم محصولی است که نهایتا در اختیار صنایع پاییندستی قرار میگیرد.
واقعیت این است که امروز افزایش قیمت از مواد اولیه عبور کرده و به زندگی روزمره رسیده است. اگر بازگشت ظرفیت پتروشیمیها بتواند عرضه مواد اولیه را افزایش دهد، بخشی از فشار موجود بر صنایع پاییندستی کاهش خواهد یافت. تا آن زمان گرانی محصولات پلاستیکی را میتوان یکی از ملموسترین نشانههای سرایت اختلالات بخش تولید به زندگی روزمره دانست؛ اختلالی که از مجتمعهای پتروشیمی و بازار مواد اولیه آغاز شده و حالا تا قفسه فروشگاه و سبد خرید خانوار امتداد پیدا کرده است.
