چارهای جز «آشتی ملی» نیست
جهان صنعت – همبستگی پیرامون پرچم یا آنطورکه مصطلحتر است اتحاد حول پرچم مفهومی است که در ادبیات سیاسی-رسانهای وقتی جنگی به ملتی تحمیل میشود مورد توجه ناظران قرار میگیرد. بهویژه وقتی آن جامعه پیش از آغاز حملات خارجی به دلایل گوناگون عمدتا داخلی از جهاتی دچار شکافهایی عمیق شده باشد. «اتحاد حول یک پرچم» اما میگوید حتی اگر این شکافهای اجتماعی بسیار عمیق باشد باز بعید نیست که ملتی که تحت حملات خارجی قرار گرفته، اختلافات داخلی خود را کنار بگذارد و با رویکردی ملیگرایانه مشکلات و مصائبی را که طی سالها و دهههای متمادی به آنها دستبهگریبان است دستکم بهطور مقطعی و موقت کنار بگذارد تا مگر پساز دورشدن سایه جنگ خارجی از ملت و مملکت فرصتی بهدست آید و نسبتبه رفع و ترمیم این اختلافها و شکافها اقدام شود.
این نکتهای است که طی ۸۰وچندروزی که از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران میگذرد پیوسته موردتوجه و تاکید چهرههای سیاسی راست و چپ بوده و دستکم بخش مهمی از افکار عمومی و شهروندان وطنپرست ایرانی نیز در عرصه عمل نمونهای عالی از این رویه انسانی و ملی را به منصه ظهور گذاشتند. همزمان البته برخی از همین نیروهای سیاسی ملی و دلسوز ایران و ایرانیان زیرمجموعه صحبت از این مفهوم بنیادین سعی کردند تاحد امکان به مسوولان هشدار دهند که اگر از این فرصت ملی آنطورکه باید و شاید بهسود ایران و ایرانی بهرهبرداری نشود نهتنها این فرصت گرانسنگ از دست خواهد رفت بلکه هیچ بعید نیست که دیگر چنین فرصتی در اختیارمان نباشد تا احیانا در آینده دور یا نزدیک بار دیگر بتوانیم بخشی از شکافهای اجتماعی را ترمیم کنیم. منتقدانی که ازجمله به ۸۵روز قطعی اینترنت ازیکسو و رویکرد نامعقول صداوسیما و برخی از دیگر تریبونهای رسمی و حاکمیتی در هفتهها و ماههای گذشته ارجاع داده و نسبتبه پیامدهای ناگوار ادامه این وضعیت هشدار میدهند.
انتقاد شدید مبلغ از عملکرد غیرحرفهای صداوسیما
همین دیروز سیدمرتضی مبلغ که از اعضای ارشد جبهه اصلاحات ایران است و سابقه فعالیت در سطوح ارشد وزارت کشور دولت اصلاحات را نیز در کارنامه دارد بدون اشاره مستقیم به مفهوم «اتحاد حول پرچم» نسبتبه اظهارنظرها و رفتارهایی که طی روزها و هفتههای گذشته در صداوسیما رقم خورده هشدار داده است. این چهره شاخص در جریان اصلاحات که با ایلنا گفتوگو میکرد میگوید: «سالیان سال است که تمام افراد صاحبنظر، شخصیتهای معتبر، فعالان، کنشگران مختلف سیاسی از جناحهای مختلف راجع به صداوسیما صحبت کردند و درمورد مشکلات اساسی که در نگاه و روند صداوسیما و نحوه مدیریت آن وجود دارد بحث شده و تذکرات لازم را دادند که متاسفانه تا این لحظه موثر واقع نشد.» او که رویکرد غیرحرفهای صداوسیما را ازجمله دلایل بروز این دست مشکلات میداند، میگوید: «صداوسیمایی که نسبتبه عظیمترین مؤسسات خبری جهانی از نظر تعداد پرسنل، امکانات، بودجهها بالاتر و عظیمتر است گاهی از حداقل روشهای حرفهای هم برخوردار نیست. مثلا برخی از سازمانهای خبری تبلیغاتی ضدایران بسیاری از اوقات در مناظرههایشان افراد متفاوت و مخالف نظرات خودشان را میآورند تا بتوانند منویات خودشان را بهتر به مخاطب القا کنند اما صداوسیما حتی حاضر نشده درطول این سالها صدای متفاوت با منویات خود را که عمدتا یک گروه اقلیت با افکار عجیب هستند را مطرح کند.» او تصریح کرد: «اگر نگوییم این اقدام نشاندهنده عاریبودن کامل از حرفهایگری است نشاندهنده حداقلترین حالت حرفهایگری بوده یا در بسیاری از موارد مجریانی که با کارشناسان خودی را هم دعوت کردند بهجای آن کارشناس به سخنرانی میپردازند یا حرفهایی را در دهان کارشناس میگذارند و به نحو مبتذلی از جایگاه مجری خارج میشوند.» مبلغ با اشاره به یکی از دیگر مشکلات سازمان عریضوطویل صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت: «برخی دستاندرکاران صداوسیما فکر میکنند که یک جریان در بخش خصوصی و دستگاههای خبری و تبلیغاتی خصوصی هستند. فکر نمیکنند که اینها از موضع نظام و حاکمیت صحبت میکنند. تفاوت این دو که فوقالعاده مهم و حساس است را اصلا درک نمیکنند. هر کسی در هر جایگاهی از راه میرسد هر نظری را مطرح میکند ولو اینکه ضربه اساسی به وحدت ملی، نظام و روند حاکمیت بزند.»
نارضایتی سران قوا و مسوولان ارشد از عملکرد صداوسیما
در شرایطی که اخیرا یکی از همین مجریان جوان صداوسیما با حمله به منتقدان قریب به سهماه قطعی اینترنت به آنان گفته بود که کشور را به مقصد کشورهایی همچون سوریه و افغانستان ترک کنند، مبلغ میگوید: «این موارد کم نیست و فقط برخی از آنها برجسته میشود. یعنی بسیاری از موارد است که برخی افراد حرفهایی میزنند که جز ایجاد هزینه برای کشور و سوءاستفاده دشمنان و ایجاد انشقاق و تشدید دوقطبی و نفرتپراکنی چیزی دربرندارد. این هم یکمشکل اساسی صداوسیماست که برخی در آن فکر نمیکنند که تابلوی این نظام و حاکمیت هستند و نه یک بخش و جریان خصوصی.» او که عدم نظارت جدی و دقیق بر عملکرد صداوسیما را یکی از دیگر مشکلات اساسی این سازمان حاکمیتی میداند، گفت: «گویا اصلا هیچ جایی نیست که ببیند اینها چه کار میکنند و آنها را پاسخگو کنند و کاملا یکسویه، یکطرفه و عمدتا هم یک جریان ویژه با اقدامات خود این سازمان را در احاطه خود گرفتند و عمل میکنند.» این عضو ارشد جبهه اصلاحات ایران با طرح این پرسش که چگونه دستاندرکاران اصلی که مسوول اصلی این دستگاه و متولی نظارت بر آن هستند توجهی به این مسائل ندارند، گفت: «غیر از رهبری که رییس سازمان صداوسیما را منصوب میکنند سران سه قوه هر کدام دو نماینده بهعنوان ناظر طبق قانون در شورای نظارت بر صداوسیما دارند. من از روی مواضعی که سران سه قوه دارند فکر میکنم که آنها هم از بسیاری این رفتارهای صداوسیما ناراحت هستند ولی اینکه چگونه هیچ اقدامی نشده، جلوی این کارها گرفته نمیشود، تذکری به بعضی از رفتارهای غیرحرفهای داده نشده و این رفتارها متوقف نمیشود هم جای تعجب است و این تعجب در این شرایط فوقالعاده حساس عمیقتر هم میشود.» او با اشاره به برخورد شدید و فوری دستگاه قضایی با عباس عبدی و صادق زیباکلام طی هفتههای گذشته گفت: «اخیرا دو نفر از صاحبنظران که هیچ مسوولیتی هم ندارند در سایت شخصی خودشان یا در یک رسانه خصوصی نظراتی را مطرح کردند و به نحو عجیبی بهدلیل اینکه اقایان آن اظهارنظرها را نادرست تشخیص دادند ظرف دوسهروز علیهشان دادخواست صادر شده و احضار میشوند و رسما هم بهطور عمومی در تلویزیون اعلام میشود اما در صداوسیما یک مجری چنین اظهارنظر عجیب و توهینآمیزی میکند و بسیاری موارد دیگر از این دست هم وجود دارد که توسط برخی به اصطلاح کارشناسان کمسواد یا بعضا بیسواد مطرح شده و به وحدت وانسجام آسیب میزند یا به افراد و شخصیتهای معتبر اهانت میکنند اما اصلا هیچ اتفاقی برای آنها نمیافتد.» او با تاکید بر اهمیت دوچندان تقویت باورهای ملی و همبستگی اجتماعی در شرایط حساس و خطیر کنونی به نقش صداوسیما در این راستا اشاره کرد و گفت: «متاسفانه صداوسیما باید در این زمینه عمل کند اما میبینیم که در بسیاری از موارد به شکل معکوس عمل میکند.» مبلغ در پایان سخنانش در این گفتوگوی مطبوعاتی با ایلنا، ابراز امیدواری کرد که سران قوا و افرادی که مسوولیت اصلی را در صداوسیما برعهده دارند فکری به حال این جریان کنند چراکه اگر این انسجام نباشد هیچ کاری به سرانجام نمیرسد.»
تاکید کاشفی بر لزوم پرهیز از ۲گانهسازی در جامعه
همزمان با اعلام این مواضع شفاف و ملیگرایانه مرتضی مبلغ در نقد عملکرد صداوسیما حسین کاشفی، دیگر چهره سیاسی اصلاحطلب نیز در گفتوگویی با ایرنا به برخی از دیگر ابعاد مساله انسجام و همبستگی ملی اشاره کرد و با بیان اینکه ایران متعلق به همه ایرانیان است و همه باید در بازسازی آن حضور داشته باشند، خاطرنشان کرد: «باید هرگونه نگاه دوگانهساز و تقسیم مردم به درجهیک و درجهدو کنار گذاشته شود.» این عضو ارشد حزب اتحاد ملت ایران که معتقدست «مردم» مهمترین سرمایه هر کشور و مملکتی هستند، گفت: مردم ایران باوجود مشکلات اقتصادی و معیشتی برای حفظ وحدت و انسجام ملی ایستادگی دربرابر تهاجم آمریکا و اسرائیل کردند و دولت باید از این ظرفیت مردمی بهره گیرد و از هرگونه نادیدهگرفتن مردم پرهیز کند. او که ریاست خانه احزاب ایران را در پنجمین دوره فعالیتهای این نهاد برعهده داشت خواستار استفاده از ظرفیت احزاب و تشکلهای سیاسی و مدنی شد و گفت: «تنها با تکیه بر نهادهای مردمی و مشارکت ساختاریافته در تمامی عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که میتوانیم به توسعه پایدار دست یابیم.»
ضرورت حرکت بهسوی «گفتوگوی ملی» بهعنوان هدف اصلی کشور
کاشفی با تاکید بر ضرورت استفاده از ظرفیت تمامی ایرانیان چه هموطنان داخل کشور و چه هموطنان خارج از کشور گفت: «هدف ما باید فراهمکردن بستری باشد که جوانان نهتنها تمایل بلکه انگیزه بازگشت به میهن را پیدا کنند. این نخبگان متعلق به کشور و کشور نیز متعلق به آنهاست. ما نمیتوانیم از تخصص، دانش و توان مدیریتی این عزیزان در عرصههای مختلف محروم بمانیم. وظیفه ما ایجاد بستری است که در آن این نیروها احساس کنند مورد توجه و حمایت دولت و جامعه قرار دارند.» اما شاید یکی از مهمترین بخشهای صحبتهای اخیر حسین کاشفی آنجا بود که او بر ضرورت پذیرش نقدها و افزایش تابآوری فکری تاکید کرد و خواستار آن شد که بستری برای شنیدن نظرات نسل جوان فراهم شود. او گفت: «اگر با نظرات جوانان با استدلال و منطق برخورد کنیم میتوانیم آنها را قانع کنیم و درمقابل اگر آرای آنان مستدل باشد باید با متانت سخنشان را بپذیریم.» کاشفی که تاکید دارد دستیابی به «گفتوگوی ملی» باید هدف اصلی کشور باشد با اشاره به اهمیت بهکارگیری نخبگان و نهادهای مدنی گفت: «تنها ازطریق چنین تعامل و گفتمانسازی گستردهای است که میتوانیم برای توسعه پایدار کشور از ظرفیتهای این نسل بهرهمند شویم.» جالب آنکه این عضو ارشد حزب اتحاد ملت در اثبات صحبتهایش بیش از هرچیز بر اصول مغفولمانده قانون اساسی جمهوری اسلامی ارجاع میداد. چنانکه در بخشی از سخنانش با استناد به اصول۶ و ۵۶ قانون اساسی تاکید کرد که اداره کشور در گروی اراده مردم بوده و وظیفه ما جلوگیری از ایجاد هرگونه شکاف ساختاری میان دولت و ملت است؛ نباید اجازه دهیم این تصور شکل بگیرد که دولت قدرتی مجزا و جدا از مردم دارد.
بازگشت به ایده «آشتی ملی» و «ایران برای همه ایرانیان»
کاشفی با تاکید بر ضرورت حرکت بهسوی رویکرد و نگاهی فراگیر گفت: «هدف ما ایجاد بستری است که تمامی ایرانیان احساس کنند ایران متعلق به آنهاست و میتوانند ظرفیتهای خود را در خدمت توسعه کشور قرار دهند.» او که معتقد است حاکمیت به هیچ عنوان نباید راه را بر نقد و شنیدن صدای دیگران ببندد، گفت: «قرار دادن مردم دربرابر یکدیگر بزرگترین آسیب به جامعه است.» این عضو ارشد حزب اتحاد ملت ایران با یادآوری تجربه «آشتی ملی» که پیشتر ازسوی سیدمحمد خاتمی مطرح و البته با واکنش منفی حاکمیت مواجه شد، بر این نکته تاکید کرد که بزرگترین آسیب وارد بر هر جامعه، قرار دادن مردم دربرابر یکدیگر است. کاشفی در پایان تصریح کرد: «ما باید آگاهی را در جامعه نهادینه کنیم که ایران، میهنی متعلق به تمامی طیفهای مذهبی و قومی است. هویت ملی ما در گروی همزیستی مسالمتآمیز تمامی اقوام از جمله فارس، ترک، لُر، ترکمن و بلوچ است.»
