وای به حال دستگاه دیپلماسی
یکم- دولت چهاردهم و پیش از آن دولت مرحوم رییسی با افتخار اعلام کردهاند دیپلماسی همسایگی از اولویتهای سیاست خارجی آنها بوده و هست. در همین مسیر بود که مقامهای امنیتی ایران در همین سالهای نهچندان دور به توصیه رهبری کشور چین برای دور شدن از مناسبات تیره با عربستان و نزدیکتر شدن دیدگاهها و رفتارها روی خوش نشان داده و دوستی با عربستان را در دستور کار قرار دادند. این تغییر رویکرد راهبردی مقامهای دو کشور را برای توسعه مناسبات بیشتر تشویق کرد. رفتوآمد مقامهای سیاسی و امنیتی و نظامی ایران و عربستان در سالها تازهسپریشده مثالزدنی شده و مایه افتخار دولت به حساب میآمد.
دوم- خب حالا چه اتفاقی افتاده که داستان دو کشور به ستون پرسش روز رسیده است؟ واقعیت این است که در تازهترین گزارشهای منتشر شده در هفتههای تازهسپریشده نشان میدهد مقامهای عربستانی در حالی که با ایران از در دوستی در آمده بودند در پنهان و پشتپرده آمریکاییها را تشویق میکردهاند که به ایران حمله کند. آیا میتوانید به صورت واضح نمونهای از این رفتار عربستان را نشان دهید؟ بله. «میدل ایستآی» در گزارشی با اشاره به سفر سناتور اخیر لیندسی گراهام به عربستان سعودی، هدف این سفر را متقاعدکردن ولیعهد سعودی به حمایت از حمله به ایران دانست.
براساس این گزارش، محمد بنسلمان بهطور مستقیم مخالفتی با این پیشنهاد نداشته و این موضوع نشاندهنده تغییر موضع «ریاض» در حمایت از عملیات نظامی آمریکا علیه ایران بوده است.
سوم- حالا پرسش چیست؟ پرسش این است که دیپلماسی ایرانی و دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی از همان نخست به هدف دودوزهبازی عربستان پی برده بود یا نه؟ اگر دانسته بودند و دوستی و تبادل اطلاعات انجام شده که وای به حال دیپلماسی. اگر ندانستهاند که باز هم وای به حال دیپلماسی.
