نقش‌آفرینی ترکیه در تردید

صلاح الدین هرسنی
کدخبر: 603922

صلاح‌الدین-هرسنی

صلاح الدین هرسنی، کارشناس و تحلیلگر مسائل بین‌الملل

در شرایطی که وضعیت و شرایط اعتراضی ایران بهانه و زمینه را برای یک جنگ محتمل از سوی آمریکا علیه ایران فراهم کرده، مواضع و راهبرد، رتوریک و لحن مقامات آنکارا در چرخشی ۱۸۰درجه‌ای در قبال ایران تغییر یافته است و آنها قویا اعلام کرده‌اند که با حمله نظامی آمریکا به ایران موافقتی ندارند. چنین اعلام مواضعی از سوی مقامات آنکارا سبب شد که عباس عراقچی وزیر امور خارجه به ترکیه سفر کند تا شاید بتواند از نقش میانجیگری ترکیه در حمله آمریکا به ایران جلوگیری کند.با توجه به عملکرد و سابقه تاریک ترکیه در معادلات غرب آسیا و شرق مدیترانه به نظر نمی‌رسد که اتکا به نقش واسطه‌ای و میانجی مقامات آنکارا راه‌حل مساله و به‌گونه‌ای باشد که بتواند از حمله آمریکا به ایران جلوگیری کند.

دلیل چرخش آنکارا به سمت تهران ناشی از مشکلات جدی ترکیه و نیاز به تهران برای رفع آنهاست. واقعیت آن است که ترکیه به واسطه آنکه صحنه گردان سوریه پسااسد بوده هم اینک با چند مشکل اساسی و کلیدی در سوریه مواجه شده است. مشکل اول ترکیه مربوط به رفتار‌های ‌هاکان فیدان و ابراهیم کالین است که مواضع و راهبرد «تنش صد» آنها جای «تنش صفر» وزرای امورخارجه گذشته یعنی احمد داوود اوغلو دارنده و معمار عمق استراتژیک و مولود چاووش اوغلو را گرفته است. مشکل دوم ترکیه مربوط به مشکلات آن در شمال و شمال شرقی و در سه منطقه کردنشین موسوم به «روژاوا» یعنی سه استان حسکه، دیرالزور و رقه است که ترکیه از آنها به جهت شکل‌گیری یک «پان کردیسم» ترس و فوبیا دارد. مشکل سوم ترکیه متوجه موجودیت سیاسی شرق فرات یا همان موجودیت سیاسی کردها یعنی نیروهای دموکراتیک سوریه یا همان SDF است. نیروهای دموکراتیک سوریه امکان همکاری در ساختار رژیم توتالیتر و خودکامه سوریه تحت زعامت احمد الشرع حاکم دوفاکتوی سوریه را ندارند. مشکل چهارم ترکیه مربوط به حوزه جنوب در سوریه و مشخصا استان سویداست که حوزه نفوذ دوروزی‌های لبنان و اسرائیل است. اسرائیل در این حوزه با ایجاد «دیوار حائل» هزینه ترکیه و حاکم دوفاکتوی آن احمد الشرع را بالا برده است. مشکل پنجم مربوط به ائتلاف و اتحاد هوایی، دریایی و زمینی غرب مدیترانه یعنی ائتلاف یونان و اسرائیل و قبرس جهت مقابله با توسعه‌طلبی ترکیه بوده و مشکل اصلی و بزرگ ترکیه توسعه‌طلبی اسرائیل از فردای سقوط اسد در ترکیه است.

واقعیت این است که سوریه تحت زعامت احمد الشرع به نوعی عمق راهبردی ترکیه محسوب می‌شود و در سوریه منافع دارد و به طریق اولی تلاش دارد که منافع و دستاوردهای خودش را در سوریه حفظ کند بنابراین از سوی اسرائیل احساس خطر و نگرانی می‌کند و به مشکل بزرگی چون اسرائیل برخورده و همین مشکلات سبب شد که نتواند به نتیجه‌ مورد انتظار و ایده آل خودش برسد. ترکیه هم هیچ‌گاه فکر نمی‌کرد که اگر بخواهد ایران را چه در سوریه و چه در لبنان عقب بزند، این اسرائیل است که جای ایران را می‌گیرد و تبدیل به تهدید امنیتی برای خودش و سوریه می‌شود بنابراین بازگشت ایران به سوریه می‌تواند کارت برنده برای ترکیه باشد که باعث تقویت موازنه به نفع ترکیه و زیان اسرائیل می‌شود.

تحت این مشکلات می‌توان گفت که از منظر «روانشناسی شناختی» با توجه به مشکلات چندگانه در سوریه دچار «درماندگی آموخته شده» شده یعنی به این باور و نتیجه رسیده که به تنهایی نمی‌تواند خودش را از شر و مصائب این مشکلات نجات دهد و برهاند بنابراین رفع این مشکلات را نیازمند حمایت و یاری و حضور میدانی و جدی ایران در سوریه می‌داند و از ایران می‌خواهد که از منافع ترکیه به‌ویژه در قبال تجاوزات و توسعه‌طلبی‌ها و فشارهای اسرائیل در سوریه دفاع کند. همه این موارد نشان‌دهنده عمق نیاز ترکیه به ایران در ترسیم معادلات منطقه بوده و به واقع ایران در این حمایت قرار است کارت برنده ترکیه در سوریه باشد که بتواند موازنه را به نفع ترکیه در مقابل اسرائیل تغییر دهد بنابراین همین وضعیت می‌تواند ترکیه را به سمت همکاری بیشتر با ایران در سوریه سوق دهد، هر چند که اگر رقابت‌هایی میان دو کشور در معادلات غرب آسیا و شرق مدیترانه وجود داشته باشد.

نگاه ابزارگرایانه ترکیه در قبال ایران در قضیه همذات‌پنداری با اعتراضات ایران و همسان‌پنداری در علل و دلایل این اعترضات نیز نمایان است. مقامات آنکارا هم ماجرای کودتای ۱۵جولای۲۰۱۶ و هم اعتراضات مربوط به غائله اعتراضات برکناری شهردار استانبول یعنی اکرم امام اوغلو را حاصل طراحی، فتنه و دسیسه مخالفان و جریان‌های متکثر جامعه دیاسپورا و اپوزیسیون داخل و خارج می‌دانند و با احاله ریشه اعتراضات به دست‌های پنهان تلاش دارند توجهی به فهم و درک درست از مسائل نداشته و از ریشه اصلی اعتراضات غافل شده و فاصله بگیرند. در سطحی دیگر ترکیه نیم نگاهی به بحران مهاجرت مهاجران ایرانی نیز از فردای حمله نظامی آمریکا به ایران دارد و نمی‌خواهد وارث مشکلات مهاجران ایرانی باشد. در شرایط حاضر تدابیر امنیتی و مهاجرتی در مرز استان «وان» ترکیه اندیشیده شده است.

مهم‌ترین نگاه ابزاری ترکیه در قبال ایران اما مربوط به حفظ ساختار و کارگزار کنونی ایران و عدم مخالفت با بروز پدیده‌ای چون «بناپارتیسم» براساس الگوی ونزوئلا و سوریه در ایران است. مقامات آنکارا می‌دانند که اگر دولت «بناپارتیسم» موردنظر ترامپ با حفظ ساختار در ایران ظهور کند باید منافع آمریکای عصر ترامپ را از رهگذر رسمیت‌سازی اسرائیل و پیوستن به پیمان ابراهیم تامین کنند بنابراین تمام تلاش مقامات آنکارا این است که از ظهور دولت بناپارتیسم جلوگیری کنند تا بتوانند از وضعیت آنتی گونیسمی و خصمانه ایران علیه اسرائیل برای تثبیت جایگاه خودش در سوریه استفاده کنند. این تلاش به معنی امتیاز گرفتن ترکیه از اسرائیل و آمریکا به نفع و حفظ جایگاه خود در معادلات منطقه به ویژه سوریه است. تعقیب چنین هدفی از سوی مقامات آنکارا، محققا ستیز میان اسرائیل و ایران را افزایش می‌دهد و اینجاست که ترکیه قرار است بار دیگر ایران را فریب دهد و آن را به مسلخ و قربانگاه در جنگ مقابل اسرائیل قرار دهد.

آخرین اخبار