نخواسته اصلی ایرانیان چیست؟

محمدصادق جنان صفت
کدخبر: 620373

اداره‌کنندگان جمهوری اسلامی و مقام‌های امروز کاخ سفید حاکم بر آمریکا در اوج تنش‌هایی که خود را در کلمه‌ها، عبارت‌ها و نیز در موشک، بمب، جنگنده و پهپادها نمایش می‌دادند و پس از دوره‌ای گفت‌وگوهای فشرده با میانجیگران پیدا و پنهان سرانجام از اوج به فرود رسیده و به آتش‌بس دوهفته‌ای تن دادند.

دلیل قبول کردن آتش‌بس کوتاه‌مدت از سوی اداره‌کنندگان جمهوری اسلامی هرچه بوده و هرچه هست کاری است که در روزهای تازه‌سپری‌شده بر زبان و در نوشته‌های شماری از چهره‌های علمی-سیاسی جاری شده بود. گروه قابل‌اعتنایی از کسانی که به میدان آمده و گفتند و نوشتند از اداره‌کنندگان جنگ می‌خواستند به داشته‌های امروز خود برای پذیرفتن آتش‌بس بسنده کرده و اگر احساس پیروزی دارند با همین حس به گفت‌وگو بنشینند. در حالی که این یک خواسته بر پایه بهره بردن از خرد و نیز دور کردن ایران از تخریب بیشتر بود اما یک گروه تندرو چنین منطقی را به سازش‌کاری متهم کرده و حتی خواستار مجازات آنها از سوی نهادهای قضایی شدند و تا آخرین ساعت‌های پس از اینکه معلوم شد گفت‌و‌گوها به‌سوی آتش‌بس می‌رود خواستار سرسختی بیشتر بودند.

واقعیت تلخ این است که حتی اگر یک‌درصد امکان اجرای برنامه تخریب ایران و نابودی ثروت تاریخی ایرانیان از سوی آمریکا و اسرائیل وجود داشت، تصمیم اتخاذشده از سوی نظام سیاسی نشان می‌دهد ایران و ایرانیان از یک وضعیت دهشتناک رها شده‌اند. حالا اما این تصمیم بزرگ برای پذیرفتن آتش‌بس کوتاه‌مدت دوهفته‌ای پذیرفته شده و قرار بر این است دور تازه گفت‌وگوها برای اینکه صلح کل پدیدار شود ادامه یابد.

چیزی که اکنون در کانون توجه است تن دادن به خواسته‌ها و نخواسته‌های اکثریت شهروندان ایرانی است و نباید هیچ چیز دیگری از سوی هر نهادی و هر جریان سیاسی جایگزین خواسته اصلی ایرانیان در این روزها شود. پرسش اما این است که شهروندان ایرانی چه می‌خواهند؟ پاسخ دادن به این پرسش در دنیای امروز بسیار ساده است. تاسیس یک نهاد مورد اعتماد عموم مردم  برای تعیین همه‌پرسی از شهروندان که نوعی رفراندوم است که می‌تواند چاره کار باشد.  این نهاد تازه باید ترکیبی از همه اقشار و همه گروه‌های اجتماعی و نیز نهادهای مدنی باشد و یک پرسش دقیق طرح شود. در این صورت هرچه شهروندان بگویند همان شود به شرط اینکه رسانه‌های کشور در راهنمایی کردن شهروندان آزاد باشند و همه نیروهای اجتماعی- سیاسی بتوانند بدون لکنت‌زبان حرفشان را بزنند اما اگر روزگار اجازه نمی‌دهد این همه‌پرسی انجام شود با یک بررسی کارشناسانه می‌توان فهمید مردم دست‌کم چه چیزی نمی‌خواهند و می‌توان همان را پرسش اصلی قرار داد. آنچه خرد و احساس و آینده‌نگری نشان می‌دهد این است که ایرانیان دیگر نمی‌خواهند کشورشان درگیر جنگ تازه‌ای شود هرچند که بدانند جنگجویان ایرانی نیرومند هستند. ایرانی‌ها نمی‌خواهند کشور در دریایی از خشونت داخلی و خارجی فرو رود که پایان آن باتوجه به نتیجه جنگ ۳۹روزه نابودی بخشی از ثروت تاریخی کشور و نیز نابودی تاسیساتی بوده که هر ریال آن از سفره شهروندان کاسته شده است.ایرانیان نمی‌خواهند در جایی بایستند که مجبور شوند ۴۰‌روز بدون اینترنت بمانند . باید حقیقت را قبول کرد. یک  نتیجه جنگ نزد اکثریت شهروندان ایرانی احساس ناکامی در شکست دادن قطعی دشمنان و ترس از این است که به هر بهانه‌ای دوباره برگردند.

نتیجه دیگر تنهایی بیشتر کشور در دنیایی است که کشورها بدون ارتباط با آن سرنوشتی همچون کره‌شمالی خواهند داشت.ایرانیان دیگر  جنگ نمی‌خواهند و آرزو دارند همانند شهروندان دیگر کشورهای جهان زندگی عادی داشته باشند.

 

آخرین اخبار