مردم بهتزدهاند
شهروندان یک کشور بنیاد پایداری آن را در دست دارند. مردم اگر نباشند سرزمین، حکومت، حزب و آرمانخواهی و انقلابیگری و اصلاحطلبی بیهوده است. چگونه میتوان تایید کرد مردم نگهدار سرزمین، کشور و نهادهای آن هستند؟ اگر شهروندان از نهادهای حاکمیتی رضایت و به آنها اعتماد داشته باشند، میتوان گفت نگهدار کشور و نهادها خواهند بود. اگر چنین نباشد و رضایت شهروندان دیده نشود میتوان با قاطعیت حکم داد که جامعه لرزان و سست و روبه فروپاشی است. این است که هیچ نظام سیاسی در زبان و در روی آشکار بازی از فعالیتهایی نمیگویند که رضایت شهروندان در آنها در پله اول بنشیند. جامعههای مدرن در پیادهسازی مردمخواهی و دموکراسی برای اینکه بدانند شهروندان از نهادها رضایت دارند نظرسنجی را پدیدار کردهاند. برای نظرسنجی در این دسته از کشورها موسسههای کوچک و بزرگ و عمومی و تخصصی تاسیس میشود و آنها درباره هر پدیدهای که به شهروندان برمیگردد نظرسنجی میکنند. بهطور مثال رسانههای ایرانی بهویژه رسانههای حکومتی هرروز از کاهش محبوبیت سیاسی دونالد ترامپ مینویسند. در آمریکا نظرسنجی روزانه هم دیده میشود. همین رسانهها با استناد به نتایج نظرسنجی در آمریکا خبر میدهند چند درصد از مردم این کشور با جنگ ایران مخالف هستند.
در جمهوری اسلامی اما به هر دلیل نظرسنجی سیاسی یا وجود ندارد یا در انحصار نهادهای حاکمیتی قرار دارد و نظرسنجی از سوی نهادهای خصوصی ممکن نیست. به همین دلیل است که شکاف بزرگی میان دو داوری؛ « اکثریت مردم از کارنامه و کارآمدی نهادهای حاکمیتی رضایت ندارند و «اکثریت شهروندان هوادار وضع موجودند» دیده میشود. هواداران هرکدام از داوریها نیز برای اثبات دیدگاه خود مستنداتی ارائه کرده و با این رویکرد خود را محق میدانند.
واقعیت اما چیست؟ واقعیت این است که- جدای از هر گرایش سیاسی از سوی اکثریت مردم- شهروندان ایرانی نمیتوانند از وضعیت موجود کشور راضی باشند. مردم ایران نزدیک به نیمقرن است در فضایی با ویژگیهای انقلابی زندگی میکنند. میدانیم که انقلابیگری در ذات خود عادی بودن و نیز آرامش را نمیپسندد. این ویژگی ذاتی که آتش آن از سوی نهادهای حکومتی همیشه روشن بوده است زندگی را غیرعادی کرده و مردم نمیدانند فردای زندگی خود چه خواهد شد. با توجه به اینکه این ویژگی در مناسبات با غرب به مثابه اصلیترین قطب تولید ثروت با تندی همراه بوده کار را سختتر کرده است.
چه باید کرد؟ آیا میتوان امیدوار بود روزی در ایران موسسههای کارشناسی و نیز سیاسی و خصوصی برای نظرسنجی فعالیت کنند و به نهادهای حاکمیتی گزارش دهند که سطح رضایت مردم از نهادهای حاکمیتی چه نوسانی دارد؟ تا روزی که حقیقت و واقعیت خواست شهروندان به طور مستقیم از خود آنها پرسیده نشود راه برای داوریهای سیاسی و غیرکارشناسی باز است. باید امروز ایران را با شهروندان راستگویانه در میان گذاشت و حرف دل آنها را شنید.
