همه برای برکناری تهیدستی
خوشبخت بودن در ذات آدمی نهفته است و آدمهای بسیاربسیار اندکی هستند شاید که بدبختی بخواهند. خوشبختی اگرچه شاید یک امر ذهنی باشد و هر آدمی از این پدیده تعریفی ویژه خود داشته باشد اما خوب میدانیم داشتن حداقلی از رفاه مادی و داشتن درآمدی در اندازه میانگین جامعه از پدیدههای سنجاقشده به خوشبختی است. در دنیای مدرن شهروندان برای رسیدن به خوشبختی علاوه بر اینکه کوشش و کار آبرومندانه و موثر را در دستور فعالیت دارند بخشی از آمادهسازی برای خوشبختی را به نهاد دولت- بهمعنای وسیع از نهاد دولت- سپردهاند. آدمهای این روزگار به نهاد دولت مالیات میدهند و نیز در برابر این نهاد بخشی از محدودیتها را نیز میپذیرند. در مقابل مردم از نهاد حکومت میخواهند راههای هموار برای فعالیت همه آماده کند و با استفاده از اختیارات و قدرتی که از سوی مردم به آنها داده شده امنیت را فراهم و راههای سالم و بدون فساد برای به دست آوردن درآمد را آماده کنند. با توجه به اینکه دولتهای ایران مطابق قانون اساسی باید بخشی از نیازهای مادی شهروندان را با استفاده از امکانات ملی فراهم کند و نیز با توجه به اینکه نهادهای حاکمیتی در جمهوری اسلامی دهههای پشتسرهمی است که میخواهند فقر را برطرف کنند اما آمارهای در دسترس نشان میدهند درصد فقرای جامعه ایرانی با توجه به خط فقر و نیز نیازهای معیشتی روند فزایندهای را تجربه میکند.
این روزها و در حالی که پیامدهای جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل در زندگی مردم آشکار میشود دولت میخواهد با سیاست اقتصاد معیشتی از شمار فقرا بکاهد یا اینکه راه ورود شمار بیشتری از مردم را بهصف فقرا ببندد. دولت چهاردهم و نیز مجلس و دیگر نهادها اما برای رسیدن به این هدف درست باید از پیمودن راهها و روشهای نادرست خودداری کنند. راهبرد انداختن توپ فقر به یک عده از کسانی که نهادهای حاکمیتی آنها را اخلالگر و احتکارگر میداند و نیز دستور برخورد قهری با آنها شاید بتواند در کوتاهمدت چارهکار رفع فقر باشد اما تجربه نشان میدهد که این راه بیفایده است و برای رفع فقر باید راههای کارشناسی- علمی پیموده شود. در این شرایط اما بخشخصوصی و نیز نهادهای قانونی آنها بهویژه اتاقهای بازرگانی میتوانند و باید در کنار دولت باشند تا بشود در مسیر کاهش تهیدستی از کشور کاری کرد. مدیران و صاحبان بنگاههای اقتصادی بخشخصوصی خوب میدانند اگر مصرفکنندهای نباشد که کالا یا خدمت آنها را خریداری کند باید به تعطیل بنگاه خود بیندیشند. بخشخصوصی نیک میداند برای کاهش فقرا در کشور باید قدرت خرید بالاتر برود تا آنها رونق را تجربه کنند. به همین دلیل است که نهادهای خصوصی برای کاهش فقر در کشور آمادگی خود را در چارچوب خردمندی اقتصادی و نیز مشارکت موثر اعلام کرده و میکنند. نهادهای خصوصی مثل اتاقهای بازرگانی آمادگی دارند در چارچوب ملی ضمن همکاری برای مطالعات فقرزدایی در کشور و نیز یافتن راهحلهایی برای رونق بیشتر کسبوکارهای خود که به رونق تولید ملی میانجامد را در دستور کار قرار دهند. یافتن راههایی برای کاهش هزینههای تولید در چارچوب دادن راهحل به دولت و اجرای آنها که به کاهش قیمت تمامشده منجر شوند نیز در این چارچوب قابلیت اجرایی دارد. دولت نیز میتواند و باید برای مبارزه با تهیدستی از انگزدن به بخشخصوصیداری اصالت خودداری کند. توجه داشته باشیم نمیتوان از راههای شکستخورده پیشین برای کامیابی استفاده کرد.
