موقعیت ژئوپلیتیکی حایل ایران
سیروس احمدی نوحدانی
پساز نگارش یادداشت ایران و اوکراین دوکشور حایل که قدرتهای جهانی را بهچالش کشیدند در کانال بله پرسشهای متعددی از اینجانب در مورد چیستی و ماهیت کشور حایل مطرح شد.
ازنظر ترمینولوژی حایل (Buffer) یعنی میانگیر چیزی که میان دو یا چند چیز دیگر واقع شده است. در ادبیات سیاسی کشور حایل بهکشوری گفته میشود که میان رقابت حداقل دوقدرت جهانی یا منطقهای قرار گرفته و مانع درگیری سخت میان آن دوحایلساز میشود.
از منظر ژئوپلیتیک
براساس نظریه فضاهای جغرافیایی حایل از دورانهای کهن هنگامی که دوقدرت جهانی یا منطقهای اقدام بهجهان گشایی کرده و سرزمینهای خود را گسترش میدادند اگر مرزهای زمینی این دوقدرت بهیکدیگر میرسید نبرد خونین و خسارتباری میان آنها درمیگرفت بنابراین در طول تاریخ هنگامی که این قدرتها بهسمت یکدیگر جهانگشایی میکردند در نقطهای متوقف شده و فضای میان دولشگر قدرتمند را بهعنوان فضای حایل یا میانگیر برمیگزیدند و متعهد میشدند که هیچکدام از این دو حایلساز(این دوقدرت برتر جهانی یا منطقهای را حایلساز مینامیم) وارد این سرزمین نشده و آن را متصرف نشود اما همیشه نگران هستند که مبادا این فضا توسط رقیب تصرف شده و اقدام بهتهاجم بهخاک آنها کند. درواقع فضای حایل ارزش ژئواستراتژیک(نظامی-کنترلی) بسیار بالا برای حایلسازها دارد.
فضای حایل بهدلیل موقعیت جغرافیایی خود تبدیل بهحایل میشود نهبهخاطر تصمیمهای سیاسی. بنابراین حایلبودن یکموقعیت جغرافیایی است و نه وضعیت سیاسی. بهکشور یا کشورهایی که در این فضا قرار میگیرند «کشور حایل» گفته میشود. این موقعیت پیامدهای مثبت و منفی زیادی برای کشور حایل دارد.
هنگامیکه قوای دوقدرت برتر در دوسوی حایل قرار میگیرند گرچه نسبتبه اشغال رسمی آن اقدام نمیکنند اما آنها این فضا یا کشور را بهمانند صفحه شطرنج نگریسته و مهرههای خود را در این فضا بهبازی درمیآورند. در کشور حایل فرمانروا یا حاکم بدون نظر و تصمیم قدرتهای حایلساز هیچ اقدامی نمیتوانست انجام دهد. هر تصمیمی را ابتدا باید با نمایندگان قدرتهای حایلساز خود مطرح میکرد یعنی دخالت کامل در امور داخلی و خارجی کشور حایل.
حایلبودن ویژگیهایی دارد ازجمله:
– فضای حایل حتما دارای یکیاچندکشور دارای نظام سیاسی و مستقل باشد.
– فضای حایل حتما باید ضعیفتر از قدرتهای حایلساز خود باشد.
– فضای حایل برای هردوقدرت رقیب ارزش استراتژیک یعنی حیاتی بالا دارد.
قدرتهای حایلساز در همه امور حایل دخالت میکنند و حایل در موقعیت اسفناکی قرار میگیرد. در تاریخ فضاهای حایل زیادی داشتیم. ازجمله شبهجزیرهکره که طی ۲هزارسال میان دوقدرت منطقهای ژاپن و چین حایل بود یا کشورهای شرق اروپا که مدتی بعد از جنگ جهانی دوم میان اروپا و شوروی حایل شدند اما هنگامی که نیروهای نظامی شوروی وارد این کشورها شدند بهوضعیت اقمار شوروی تبدیل وضعیت دادند یا تبت میان روسیه و هند بریتانیا حایل بود.
از سال۱۸۰۰ که بریتانیا رسما هندوستان را بهخاک خود ملحق کرد و تبدیل شد بهبریتانیای کبیر ایران و افعانستان میان بریتانیا و روسیه حایل شدند. روسیه با احساس خطر نسبتبه حضور رقیب قدرتمند خود در بخش جنوبی روسیه اقدام بهحرکت بهسمت جنوب کرد و بهسرزمینهای ایرانی حمله کرد و جنگهای اول و دوم ایران و روس شکل گرفت که موجب جداسازی بخشهای زیادی از سرزمین ایران شد(براساس قراردادهای ترکمنچای و گلستان).
از آن زمان تاریخ قاجار و سپس پهلوی مملو از دخالت قدرتهای جهانی در همه امور داخلی و خارجی ایران است. شاهان ایران امکان برگزیدن حتی صدراعظم یا وزیر بهانتخاب خود نداشتند. اگر صدراعظم یا وزیری انتخاب میکردند که کمی گرایش بهبریتانیا داشت توپ و سلاح روسیه از شمال مرزهای ایران را تهدید میکرد اگر صدراعظم کمی گرایش بهروسیه داشت نیروهای بریتانیا مرزهای جنوبی ایران را تهدید بهتهاجم میکردند.
کشورهای حایل معمولا چندسیاست خارجی مشخص و تکراری دارند که در پست بعدی تشریح خواهد شد. حایلشدن ایران هم در یادداشت بعد آن تشریح خواهد شد. تاجایی ادامه خواهیم داد که بهبحران کنونی و درک علل چرایی تهاجم آمریکا و رژیم صهیونی بهایران برسیم و در یادداشت آخر هم اشتباهات استراتژیک آمریکا و اروپا درقبال ایران را شرح خواهیم داد که منجربه اینتجاوز ویرانگر بهکشور عزیزمان شد.
دانشیار جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، دانشگاه تربیت مدرس

