سرانجام جنگ

محمود جامساز
کدخبر: 614606

محمود جامساز

محمود جامساز، کارشناس اقتصادی

سال‌ها مذاکره بین ایران و آمریکا برای دستیابی به یک توافق سناریویی برای خرید زمان از سوی ایران و مدیریت بحران از منظر آمریکا بیش نبود. از ابتدا مشخص بود جمهوری اسلامی از مواضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد زیرا پا پس کشیدن از مواضع ایدئولوژیک‌ به‌مفهوم تسلیم کامل و فرسایش مشروعیت ایدئولوژیک و به‌نوعی خودزنى سیاسی و امنیتی نظام تلقی می‌شد‌. به همین دلیل بازی مذاکرات را با هدف خرید زمان و وقوع احتمالی تغییر و تحولی در نظام جهانی یا تغییر فضای سیاسی ایالات‌متحده که چالش هسته‌ای ایران را به حاشیه براند، ادامه می‌داد. ضمن آنکه تصور بر این بود که حمله آمریکا به سبب هزینه‌ها و ریسک گسترش جنگ و پیامد‌های غیر‌قابل پیش‌بینی آن اتفاق نخواهد افتاد. مضاف آنکه فرسایشی شدن جنگ که قطعا بازار نفت را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و می‌تواند آمریکا را با تورم افزایشی روبه‌رو کند و دستاوردهای اقتصادی دولت ترامپ را تضعیف و فضای انتخاباتی را به‌نفع دموکرات‌ها تغییر دهد.

به‌همین سبب فرماندهان سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی وقوع جنگ را محتمل نمی‌دانستند اما متاسفانه جنگ آغاز شد و کشور را در معرض مخاطرات جبران‌ناپذیری قرار داد‌. جنگ آمریکا ترکیبی است از جنگ الکترونیکی با کاربرد ایجاد اختلال در رادارها و کاهش دقت و کارایی پدافندی و حملات سایبری با ظرفیت ایجاد اختلال در شبکه‌ها و اقدامات فریب، مختل‌سازی هماهنگی و انتشار اطلاعات غلط و قطع زنجیره فرماندهی.

این ترکیب هنگامی خطرناک است که به  حجم عظیمی از ناوگروه‌های دریایی، هوایی و سامانه‌های پیشرفته آفندی و پدافندی مجهز شده باشد.

تلفات بالقوه این جنگ صرفا نظامی نخواهد بود بلکه تخریب زیرساخت‌های آب‌وبرق، پالایشگاه‌ها، بنادر و سایر تاسیسات زیربنایی را  در بر خواهد گرفت و جان‌های بسیاری از  غیر‌نظامیان بی‌دفاع نیز فدا خواهند شد .

منطقه‌ای شدن جنگ که با هدف فشار کشورهای منطقه به آمریکا برای پایان بخشیدن به جنگ صورت گرفت نیز یک اشتباه محاسبه تاکتیکی بود که متاسفانه  به شکل‌گیری ائتلاف کشورهای منطقه علیه کشورمان منجر شده است‌. طرفه آنکه آثار جانبی این درگیری بر بازار انرژی جهان، واکنش جهانی حتی کشور چین را برانگیخته که قطعا به سود جمهوری اسلامی نخواهد بود.

با این وصف حمله انجام شد اما اشتباه محاسبه تاکتیکی ترامپ هم در این بود که تصور می‌کرد  شاید یک حمله حساب‌شده دقیق به‌مواضع حساس موشکی، اطلاعاتی، فرماندهی و سایت‌های هسته‌ای با واکنش سریع کنترل و کالیبره شده ایران شبیه الگوی پاسخ موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه عین‌الاسد پس از ترور شهید قاسم سلیمانی صورت گیرد که  بازدارندگی داشت اما به‌گونه‌ای طراحی شده بود که به جنگ تمام‌عیار منجر نشود، یعنی نمایش قدرت بدون عبور از آستانه جنگ گسترده. چنین سناریویی در صورت تحقق  در حمله اخیر ترامپ که احتمالا می‌توانست با تبادل پیام‌های غیر‌علنی جنگ را متوقف و بازگشت به به میز مذاکره را با شرایط جدید امکان‌پذیر کند. به باور نگارنده وضعیت ایده‌آل جمهوری اسلامی می‌بود اما موفقیت سیاسی  چندانی  برای ترامپ در بر نمی‌داشت‌. با این وصف برخلاف خوش‌بینی ترامپ جنگ منطقه‌ای شد و‌ آمریکا و اسرائیل و منطقه را درگیر جنگی فرسایشی کرد  که هزینه‌های آن را برای تمام طرف‌های درگیر به شدت افزایش داده است‌.

ترامپ طالب چنین تبعاتی نبود اما واکنش گسترده منطقه‌ای جمهوری اسلامی‌ حتی پرتاب  موشک و پهپاد به کشورهای عمان و قطر که چندین‌بار به‌عنوان میانجی‌ از هیچ  تلاشی  برای حصول یک توافق پایدار بین جمهوری اسلامی و ترامپ فروگذار نکردند، نشان داد که هیچ بازگشتی به قبل از شرایط سیاسی پیش از حمله ۹اسفند به جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست و ‌ملزم است تا دستیابی به تمام اهدافی که در فرآیند مذاکرات دست‌نیافتنی شد به تشدید حملات خود همراه با اسرائیل ادامه دهد، طرفه آنکه  طرح ‌دموکرات‌ها مبنی بر محدودیت اختیارات نظامی ترامپ نیز در کنگره به نفع وی شکست خورد و اختیارات وی را نامحدود کرد.

آنچه بیش از پیش جمهوری اسلامی را در ادامه جنگ با چالش روبه‌رو می‌کند، شرایط ناپایدار اقتصادی کشور‌، تنگناهای ارزی و مالی‌، تامین مالی کسر بودجه از طریق ادامه چاپ اسکناس، افزایش تورم سبد معیشتی افزون بر تورم رسمی، کاهش ارزش پول ‌ملی و قدرت خرید مردم و گسترش فقر است که همگرایی جامعه را با حکومت که به‌طور طبیعی در هنگام جنگ افزایش می‌دهد‌، در صورت ادامه جنگ و ناتوانی دولت در مهار ناترازی‌ها و تورم و افزایش فشار اقتصادی تضعیف می‌کند‌ به‌ویژه آنکه نظام بیش از هر زمان نیازمند جذب منابع مالی در تامین مخارج روزافزون جنگ و امنیت داخلی است که قطعا با توجه به کاهش درآمدهای ارزی بر مالیات‌ها خواهد افزود.

این درحالی است که در لایحه بودجه‌۱۴۰۵‌ که قبل از وقوع جنگ تدوین شده‌ ۶۲‌درصد بر مالیات‌ها اعم از مستقیم و غیر‌مستقیم افزوده و ۳‌درصد نیز مالیات بر ارزش‌افزوده را افزایش داده و منابع مالیاتی را جایگزین کاهش ۶۰‌درصدی منابع درآمدی نفتی کرده است‌ اما اینک در شرایط جنگی قطعا بر حجم مالیات‌ها خواهد افزود و رکود اقتصادی را تشدید خواهد کرد. نتیجتا تمام متغیر‌های برآورد شده در بودجه سال آینده نیز تغییر خواهند کرد‌.

در حالی که افزایش مالیات‌ها‌، سیاست انقباضی است و صنایع کشور را که در سال‌جاری با کمبود منابع‌، ناترازی‌ها ازجمله قطع مکرر برق، فشار  هزینه و کاهش تولید روبه‌رو بوده‌اند بیشتر منقبض و توان پرداخت مالیات را از آنان سلب می‌کند. لغو کامل معافیت‌های مالیاتی شرکت‌های فرادولتی و استفاده از هزاران میلیارد سودهای انباشته‌شده آنها و الیگارش‌هایی که با استفاده از رانت، مالک ثروت‌های هزاران میلیاردی شده‌اند می‌تواند جایگزین کمبودهای مالی نظام در فرآیند جنگ باشد‌.

آنان برای تداوم بقای خود باید منابع‌شان را در راستای تامین مالی هزینه‌های جنگ، داوطلبانه عرضه کنند‌ زیرا بقای آنان متصل به ماندگاری نظام است‌. قطعا ادامه جنگ به نفع هیچ‌یک از طرف‌های درگیر نیست، همواره شروع جنگ آسان‌تر از خاتمه بخشیدن به آن است‌. ادامه جنگ منابع مالی، لجستیکی، تسلیحاتی و نیروهای انسانی و زیر‌ساخت‌های اقتصادی کشور‌های درگیر را تحلیل می‌برد و سرانجام زمانی متوقف خواهد شد که برای بازیافت و ترمیم آنچه از دست‌رفته به‌ویژه جان‌های فنا شده بسیار دیر خواهد بود.

آخرین اخبار