رنجِ صنعت بدون خوراک
جهان صنعت– در پی حملات اخیر به برخی تاسیسات پارس جنوبی و واحدهای یوتیلیتی متمرکز در عسلویه و ماهشهر، ظرفیت تولید گاز کشور بین ۱۵۰ تا ۲۰۰میلیون مترمکعب در روز کاهش یافته و همزمان بخش مهمی از زیرساخت تامین برق، بخار و سرویسهای جانبی مجتمعهای پتروشیمی نیز آسیب دیده است.
براساس گزارشی که موسسه مالی ترنج در بررسی صنایع پتروشیمی آسیب دیده انجام داده است، عنوان شده که شرایط کنونی نهتنها تراز عرضه خوراک صنعت پتروشیمی را تحت فشار قرار میدهد بلکه برای نخستینبار ریسک ساختاری تمرکز زیرساخت انرژی را به مهمترین تهدید تولید و صادرات این صنعت تبدیل کرده است. این وضعیت میتواند در صورت تداوم، بخشی از ظرفیت صادراتی ۱۳میلیارددلاری پتروشیمی ایران را در معرض کاهش قرار دهد و بر توازن بازار داخلی محصولات پایه نیز اثرگذار باشد.
صنعت پتروشیمی ایران طی سالهای اخیر یکی از مهمترین ستونهای ارزآوری اقتصاد کشور بوده و سهمی بین ۱۵ تا ۲۰درصد از صادرات غیرنفتی را به خود اختصاص داده است. این صنعت علاوه بر تامین نیاز داخلی به مواد پایه شیمیایی، پلیمرها و کودهای شیمیایی، به دلیل اتکای مستقیم به منابع گاز طبیعی، از مزیت نسبی کمنظیری در منطقه برخوردار بوده است. با این حال رخدادهای اخیر نشان داد که مزیت خوراک ارزان زمانی پایدار است که زیرساخت تامین آن نیز تابآوری لازم را داشته باشد؛ موضوعی که اکنون به نقطه ضعف ساختاری تبدیل شده است.
ضربه به قلب تامین خوراک پتروشیمی
پارس جنوبی مهمترین منبع تامین گاز طبیعی کشور و ستون اصلی خوراک صنعت پتروشیمی محسوب میشود. این میدان مشترک حدود ۷۰درصد گاز کشور را تامین میکند و هرگونه اختلال در آن به سرعت در کل زنجیره انرژی منعکس میشود. حملات اخیر به پالایشگاههای فازهای ۳، ۴، ۵ و ۶ پارس جنوبی باعث شده بخشی از ظرفیت تولید گاز کشور از مدار خارج شود و برآوردها نشان میدهد این اختلال روزانه بین ۱۵۰ تا ۲۰۰میلیون مترمکعب از تولید گاز کاسته است.
چنین کاهشی در شرایطی رخ داده که مصرف روزانه گاز کشور پیش از این حدود ۷۵۵میلیون مترمکعب بوده است. به این ترتیب حتی با فرض کاهش مصرف برخی واحدهای صنعتی آسیبدیده، همچنان کسری روزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰میلیون مترمکعبی در تراز گاز کشور قابل انتظار است؛ شکافی که میتواند به کاهش سهم خوراک پتروشیمیها منجر شود.
در کنار گاز طبیعی، تولید میعانات گازی نیز تحتتاثیر این حملات قرار گرفته و حدود ۲۴۰هزار بشکه در روز از ظرفیت تولید این خوراک مهم کاهش یافته است؛ خوراکی که نقش کلیدی در تولید آروماتیکها و برخی محصولات پایه پتروشیمی دارد.
اگرچه کاهش تولید گاز نخستین اثر مستقیم جنگ بر صنعت پتروشیمی بود اما آسیب به واحدهای یوتیلیتی متمرکز، پیامد عمیقتری برای تولید ایجاد کرده است. شرکتهای مبین انرژی، دماوند انرژی و فجر انرژی سه تامینکننده اصلی برق، بخار، آب صنعتی و گاز سوخت مجتمعهای پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر هستند. این شرکتها عملا بهعنوان قلب تپنده زیرساخت انرژی صنعت پتروشیمی شناخته میشوند.اختلال در فعالیت این شرکتها به معنای توقف همزمان چندین مجتمع تولیدی است زیرا بسیاری از واحدهای پتروشیمی فاقد زیرساخت مستقل تامین انرژی هستند و به این شبکه متمرکز وابسته هستند. حتی در شرایطی که تامین برق از شبکه سراسری امکانپذیر باشد، کمبود بخار صنعتی میتواند فرآیند تولید را مختل کند. همین تمرکز بالا باعث شده آسیب به چند واحد محدود، اثر زنجیرهای گستردهای بر کل صنعت داشته باشد.
مزیت اقتصادی یا ضعف راهبردی؟
مدل توسعه صنعت پتروشیمی ایران طی دو دهه گذشته بر پایه ایجاد هابهای متمرکز در عسلویه و ماهشهر شکل گرفته است. این مدل اگرچه مزایایی مانند کاهش هزینه سرمایهگذاری، تسریع اجرای پروژهها و بهرهگیری از صرفههای مقیاس به همراه داشته اما در شرایط بحران به نقطه ضعف تبدیل شده است.
تمرکز خوراک در پارس جنوبی، تمرکز یوتیلیتی در سه شرکت اصلی و تمرکز تولید در دو منطقه جغرافیایی باعث شده هرگونه اختلال در این نقاط، کل زنجیره تولید را تحت تاثیر قرار دهد. تجربه اخیر نشان داد که حتی آسیب محدود به چند واحد میتواند ظرفیت تولید گاز کشور و توان عملیاتی پتروشیمیها را همزمان کاهش دهد. این وضعیت اهمیت بازنگری در معماری انرژی صنعت پتروشیمی را بیش از پیش آشکار کرده است.
موسسه مالی ترنج در ادامه این گزارش مینویسد: صنعت پتروشیمی علاوه بر نقش ارزآوری، تامینکننده مواد اولیه بسیاری از صنایع پاییندستی مانند پلاستیک، نساجی، خودروسازی، ساختمان و کشاورزی است. کاهش تولید در این صنعت میتواند به افزایش قیمت مواد اولیه و کاهش ظرفیت تولید صنایع وابسته منجر شود.
در حوزه صادرات نیز اختلال در تولید محصولات پایه مانند متانول، اوره و پلیمرها میتواند سهم ایران در بازارهای منطقهای را تحتتاثیر قرار دهد. از آنجا که بازارهای صادراتی پتروشیمی رقابتی هستند، کاهش عرضه حتی در کوتاهمدت ممکن است به از دست رفتن برخی بازارها منجر شود.
از سوی دیگر محدودیت در تامین خوراک میتواند اولویتبندی تولید را به سمت محصولات با ارزش افزوده بالاتر سوق دهد؛ موضوعی که در صورت مدیریت صحیح میتواند بخشی از کاهش تولید را جبران کند.
مدیریت کوتاهمدت بحران انرژی پتروشیمی
کارشناسان براین باورند که در شرایط فعلی نخستین اولویت سیاستگذاری باید مدیریت تراز گاز کشور به نفع صنایع ارزآور باشد. چه آنکه تجربه سالهای گذشته نشان میدهد در دورههای کمبود گاز، صنعت پتروشیمی یکی از نخستین بخشهایی است که با محدودیت خوراک مواجه میشود در حالی که نقش آن در تامین ارز کشور قابل مقایسه با بسیاری از مصرفکنندگان دیگر نیست.
به گفته آنها یکی از راهکارهای فوری، جایگزینی سوخت مایع در نیروگاهها و کاهش مصرف گاز در بخش خانگی از طریق سیاستهای مدیریت تقاضاست. چنین اقداماتی میتواند بخشی از کسری ایجاد شده را جبران کرده و استمرار تولید پتروشیمیها را تضمین کند.
موسسه مالی ترنج در ادامه گزارش از تبعات جنگ بر صنعت پتروشیمی مینویسد: بازگشت سریع پالایشگاههای آسیبدیده پارس جنوبی به مدار تولید مهمترین اقدام برای تثبیت عرضه خوراک صنعت پتروشیمی است. هر روز تاخیر در بازسازی این واحدها به معنای کاهش ظرفیت تولید و افزایش فشار بر سایر بخشهای مصرفکننده گاز خواهد بود.
از این رو تخصیص منابع مالی و تجهیزاتی برای تسریع عملیات تعمیر و بازسازی باید در اولویت برنامههای ملی قرار گیرد.
یکی از مهمترین درسهای رخداد اخیر، ضرورت کاهش تمرکز در زیرساخت یوتیلیتی است. ایجاد واحدهای مستقل تولید برق و بخار در مجتمعهای بزرگ پتروشیمی میتواند وابستگی به شبکههای متمرکز را کاهش و تابآوری صنعت را افزایش دهد.
توسعه تولید پراکنده انرژی با استفاده از بازیافت حرارت و ایجاد خطوط انتقال موازی میتواند ریسک توقف زنجیرهای تولید را کاهش دهد.
وابستگی بالای صنعت پتروشیمی به پارس جنوبی یکی دیگر از چالشهای ساختاری این صنعت است. توسعه میدانهای گازی مستقل، افزایش بازیافت گازهای همراه نفت و استفاده از خوراکهای جایگزین مانند NGL میتواند بخشی از این وابستگی را کاهش دهد.
ایجاد ذخایر استراتژیک خوراک نیز از جمله اقداماتی است که در بسیاری از کشورهای دارای صنعت پتروشیمی پیشرفته مورد توجه قرار گرفته و میتواند در شرایط بحران استمرار تولید را تضمین کند.
موسسه مالی ترنج در پایان این گزارش مینویسد که افزایش تابآوری صنعت پتروشیمی نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ در سطح سیاستگذاری انرژی و مدیریت صنعتی است. در کوتاهمدت، مدیریت مصرف گاز در بخشهای غیرمولد و تخصیص اولویت به صنایع صادراتمحور ضروری است. در میانمدت توسعه زیرساختهای یوتیلیتی مستقل و افزایش انعطافپذیری شبکه انرژی صنعتی باید در دستور کار قرار گیرد. در بلندمدت نیز اصلاح معماری تامین خوراک و کاهش تمرکز جغرافیایی تولید میتواند پایداری این صنعت راهبردی را تضمین کند.
