راز ترجیح نقدینگی در اقتصاد

گروه اقتصادی
کدخبر: 623779
یک سوال ساده را از خودتان بپرسید: وقتی پول اضافه‌ای دارید، اول چه می‌کنید؟ آیا فورا آن را در بانک می‌گذارید تا سود بگیرید؟ آیا در بورس سرمایه‌گذاری می‌کنید؟ یا ترجیح می‌دهید مقداری از آن را نقد نگه دارید در کیف‌پول، در حساب جاری، یا حتی زیر تشک؟ اگر گزینه آخر را انتخاب کردید، ناخودآگاه یکی از مهم‌ترین رفتارهای اقتصادی را نشان داده‌اید که اقتصاددانان آن را «ترجیح نقدینگی» می‌نامند  و فهم آن کلید درک بسیاری از پدیده‌های اقتصادی است که هرروز با آنها روبه‌رو می‌شویم.
راز ترجیح نقدینگی در اقتصاد

جهان صنعت _ یک سوال ساده را از خودتان بپرسید: وقتی پول اضافه‌ای دارید، اول چه می‌کنید؟ آیا فورا آن را در بانک می‌گذارید تا سود بگیرید؟ آیا در بورس سرمایه‌گذاری می‌کنید؟ یا ترجیح می‌دهید مقداری از آن را نقد نگه دارید در کیف‌پول، در حساب جاری، یا حتی زیر تشک؟ اگر گزینه آخر را انتخاب کردید، ناخودآگاه یکی از مهم‌ترین رفتارهای اقتصادی را نشان داده‌اید که اقتصاددانان آن را «ترجیح نقدینگی» می‌نامند  و فهم آن کلید درک بسیاری از پدیده‌های اقتصادی است که هرروز با آنها روبه‌رو می‌شویم.

جان مینارد کینز، اقتصاددان بزرگ قرن بیستم، اولین کسی بود که این رفتار را به‌صورت منظم تحلیل کرد. او در دهه‌۱۹۳۰ در دل بحران بزرگ اقتصادی  پرسید: چرا مردم پول نگه می‌دارند در حالی که می‌توانند آن را سرمایه‌گذاری کنند و سود بگیرند؟ پاسخ او ساده اما عمیق بود: چون پول نقد چیزی دارد که هیچ دارایی دیگری ندارد؛  انعطاف فوری. پول نقد همیشه آماده است. نه نیاز به فروش دارد، نه نیاز به زمان، نه ریسک از دست دادن ارزش در فاصله تصمیم تا اجرا.

کینز سه دلیل اصلی برای نگهداری پول نقد شناسایی کرد که هر سه در زندگی روزمره کاملا قابل لمس هستند. دلیل اول، انگیزه معاملاتی است. مردم پول نقد نگه می‌دارند چون برای خرید و پرداخت‌های روزانه به آن نیاز دارند. شما نمی‌توانید برای خرید نان سهام بفروشید. این ساده‌ترین و طبیعی‌ترین دلیل نگهداری پول است و با سطح درآمد و حجم معاملات رابطه مستقیم دارد.  هر چه درآمد بیشتر، پول نقد بیشتری برای معاملات نیاز است.

دلیل دوم، انگیزه احتیاطی است. مردم پول نقد نگه می‌دارند چون آینده مشخص نیست و ممکن است هر لحظه با یک هزینه غیرمنتظره روبه‌رو شوند؛  خرابی ماشین، بیماری، از دست دادن شغل. این انگیزه در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی شدت می‌گیرد. وقتی مردم آینده را مبهم می‌بینند، ترجیح می‌دهند «ذخیره امنیتی» بزرگ‌ترین نقد را داشته باشند. این دقیقا همان چیزی است که در بحران‌های اقتصادی می‌بینیم: مردم خرید را کاهش می‌دهند، در بانک‌ها صف می‌بندند و پول نقد انباشت می‌کنند نه به‌خاطر طمع بلکه به‌خاطر ترس.

دلیل سوم، انگیزه سفته‌بازی است و این جایی است که کینز از اقتصاددانان پیش از خود جلوتر رفت. مردم وقتی فکر می‌کنند قیمت دارایی‌ها  مثل سهام یا اوراق قرضه  قرار است کاهش یابد، ترجیح می‌دهند پول نقد نگه دارند تا بعدا در قیمت پایین‌تر بخرند. این رفتار به نرخ بهره وابسته است: وقتی نرخ بهره پایین است، هزینه فرصت نگهداری پول نقد کم است و مردم بیشتر پول نگه می‌دارند. وقتی نرخ بهره بالاست، نگهداری پول نقد گران‌تر تمام می‌شود چون درآمد سود از دست می‌رود، پس مردم پول را در سپرده یا اوراق می‌گذارند.

این سه انگیزه با هم «تقاضای پول» را می‌سازند  مفهومی که در قلب سیاست پولی هر کشوری قرار دارد. بانک مرکزی هر کشور باید بداند مردم و کسب‌وکارها چه مقدار پول نقد می‌خواهند نگه دارند تا عرضه پول را متناسب با آن تنظیم کند. اگر عرضه پول بیشتر از تقاضا باشد، تورم شکل می‌گیرد، پول زیادی به دنبال کالای کم می‌رود و قیمت‌ها بالا می‌روند. اگر عرضه کمتر از تقاضا باشد، رکود تهدید می‌کند،  مردم پول دارند اما نگه می‌دارند و خرج نمی‌کنند.

اینجاست که ترجیح نقدینگی از یک مفهوم نظری به یک چالش سیاستگذاری تبدیل می‌شود. یکی از معماهای بزرگ اقتصاد کینزی «تله نقدینگی» است؛ وضعیتی که در آن نرخ بهره آن‌قدر پایین رسیده که دیگر کاهش بیشتر آن نمی‌تواند مردم را به سرمایه‌گذاری تشویق کند. در این حالت هر مقدار پول جدیدی که بانک مرکزی وارد اقتصاد کند، مردم آن را نقد نگه می‌دارند چون انتظار دارند اوضاع بدتر شود و می‌خواهند آماده باشند. ژاپن در دهه‌۱۹۹۰ و آمریکا بعد از بحران ۲۰۰۸، هر دو با نسخه‌هایی از این تله روبه‌رو شدند.

در اقتصادهای با تورم بالا، ماجرا کاملا برعکس است و ترجیح نقدینگی شکل متفاوتی می‌گیرد. وقتی تورم بالاست، نگهداری پول ملی هزینه دارد.  هر روز که پول نقد نگه می‌دارید، ارزشش کاهش می‌یابد. پس مردم رفتار عجیبی نشان می‌دهند: از یک طرف می‌خواهند نقدینگی داشته باشند اما از طرف دیگر نمی‌خواهند پول ملی نگه دارند. راه‌حل‌شان چیست؟ تبدیل پول ملی به ارز خارجی، طلا یا دارایی‌های واقعی  که همین رفتار، خودش تورم را تشدید می‌کند چون فشار فروش روی پول ملی را بیشتر می‌کند.

این چرخه  که اقتصاددانان آن را «گریز از پول ملی» می‌نامند نشان می‌دهد که ترجیح نقدینگی فقط یک رفتار فردی نیست بلکه یک پدیده اجتماعی است که از اعتماد تغذیه می‌کند. وقتی مردم به ارزش پول ملی اعتماد دارند، خوشحال آن را نگه می‌دارند. وقتی این اعتماد می‌شکند، هیچ نرخ بهره‌ای نمی‌تواند آنها را متقاعد کند که پول ملی را حفظ کنند و این درس، از کینز تا امروز تغییر نکرده: در اقتصاد، اعتماد مهم‌ترین دارایی است؛ دارایی‌ای که نه در ترازنامه ثبت می‌شود و نه قیمت بازاری دارد اما وقتی نیست، همه چیز فرو می‌ریزد.

آخرین اخبار