دیپلماسی فناوری در عصر ماهوارهها
نازنین حاتمی– اعلام رسمی همکاری تازه میان مایکروسافت و سرویس اینترنت ماهوارهای استارلینک، متعلق به اسپیسایکس، را باید یکی از معنادارترین ائتلافهای فناوری در سالهای اخیر دانست؛ همکاریای که در ظاهر با هدف گسترش دسترسی جهانی به اینترنت شکل گرفته اما در لایههای عمیقتر خود، حامل پیامهایی مهم درباره آرایش جدید قدرت در اکوسیستم فناوری جهان است. این توافق نهتنها از منظر زیرساختی اهمیت دارد بلکه از نظر ژئوپلیتیکی، اقتصادی و حتی حقوقی نیز قابل تحلیل است بهویژه آنکه همزمان با تنشهای فزاینده میان ایلان ماسک وOpenAI، شریک استراتژیک مایکروسافت اعلام شده است. همین همزمانی به این همکاری رنگ و بویی فراتر از یک قرارداد تجاری ساده میدهد و آن را به نشانهای از عملگرایی محض در سطح کلان صنعت فناوری تبدیل میکند. مایکروسافت که سالهاست دفتر مرکزیاش در ردموند ایالت واشنگتن به نمادی از ثبات و برنامهریزی بلندمدت بدل شده، از مدتها پیش پروژه کاهش شکاف دیجیتالی را بهعنوان یکی از محورهای اصلی مسوولیت اجتماعی و استراتژی توسعه جهانی خود تعریف کرده است. ملانی ناکاگاوا، مدیر ارشد پایداری این شرکت در وبلاگ رسمی مایکروسافت اعلام کرده که این همکاری با هدف ترکیب اتصال ماهوارهای مدار پایین زمین (LEO) با مدلهای پیادهسازی جامعهمحور و مشارکت اکوسیستمهای محلی انجام میشود. این جمله در ظاهر ساده اما از نظر راهبردی بسیار مهم است زیرا نشان میدهد مایکروسافت صرفا بهدنبال فروش خدمات ابری یا نرمافزار نیست بلکه بهدنبال ساخت یک زنجیره کامل اتصال، از زیرساخت فیزیکی تا لایه خدمات دیجیتال است.
استارلینک که طی سالهای اخیر هزاران ماهواره در مدار پایین زمین مستقر کرده، توانسته مفهوم اینترنت ماهوارهای را از یک سرویس محدود و گرانقیمت به یک راهکار عملی برای مناطق دورافتاده تبدیل کند. اتصال LEO به دلیل فاصله کمتر ماهوارهها از سطح زمین، تاخیر پایینتری نسبت به سامانههای ماهوارهای سنتی دارد و همین موضوع آن را برای کاربردهای آموزشی، تجاری و حتی درمانی مناسبتر میکند. اکنون مایکروسافت با ورود رسمی به این همکاری عملا یک مسیر مکمل برای توسعه خدمات ابری Azure، ابزارهای آموزشی آنلاین و راهکارهای سازمانی خود در بازارهای نوظهور ایجاد میکند. در نخستین گام اجرایی، این دو شرکت بههمراه یک ارائهدهنده خدمات اینترنتی در کنیا، پروژه اتصال ۴۵۰مرکز اجتماعی را کلید زدهاند. انتخاب کنیا تصادفی نیست. این کشور طی یک دهه گذشته به یکی از قطبهای فناوری آفریقا تبدیل شده و اکوسیستم استارتاپی پویایی دارد اما همچنان بخش قابلتوجهی از جمعیت آن در مناطق روستایی از دسترسی پایدار به اینترنت محروم هستند. اتصال این مراکز اجتماعی میتواند دسترسی به آموزش دیجیتال، خدمات سلامت از راه دور، بانکداری آنلاین و تجارت الکترونیک را برای هزاران نفر تسهیل کند. در عین حال این پروژه برای اسپیسایکس نیز به معنای افزایش تقاضا و تثبیت جایگاه استارلینک در بازار آفریقا خواهد بود؛ بازاری که بهدلیل رشد جمعیت جوان و نیاز گسترده به زیرساخت، اهمیت راهبردی بالایی دارد.مایکروسافت پیشتر در سال۲۰۲۲ هدفگذاری کرده بود که تا پایان سال۲۰۲۵ دسترسی به اینترنت را برای ۲۵۰میلیون نفر در سراسر جهان فراهم کند. طبق اعلام رسمی ناکاگاوا، این شرکت تاکنون موفق شده پوشش اینترنتی خود را به بیش از ۲۹۹میلیون نفر گسترش دهد؛ رقمی که فراتر از برنامه اولیه است و نشان میدهد ردموندیها در اجرای پروژههای اتصال جهانی، از سرعت و انسجام بالایی برخوردارند. حال همکاری با استارلینک میتواند این عدد را باز هم افزایش دهد و به مایکروسافت کمک کند تا نهتنها به اهداف مسوولیت اجتماعی خود پایبند بماند بلکه بازارهای بکر جدیدی برای خدمات دیجیتال خلق کند اما شاید جذابترین بخش این ماجرا بعد سیاسی و حقوقی آن باشد. ایلان ماسک در ماههای اخیر وارد یک جدال حقوقی پرحاشیه با سم آلتمن، مدیرعامل OpenAI شده و تلاش دارد ساختار و جهتگیری این نهاد را به چالش بکشد. او حتی خواستار بازپسگیری مبالغ کلانی شده که گفته میشود میتواند تا سقف ۱۳۴میلیارددلار برسد. این اختلاف سایهای از ابهام بر روابط میان ماسک و بازیگران اصلی هوشمصنوعی انداخته است بهویژه آنکه مایکروسافت میلیاردهادلار در OpenAI سرمایهگذاری کرده و زیرساخت ابری اصلی این شرکت را تامین میکند. با این حال همکاری تازه با استارلینک نشان میدهد که منافع تجاری میتواند بر تنشهای رسانهای و حقوقی غلبه کند.
ایلان ماسک بارها در شبکه اجتماعی ایکس از سیاستها و عملکرد مایکروسافت انتقاد کرده است. او نسبت به انحصارگرایی در حوزه هوشمصنوعی هشدار داده و حتی از نفوذ بیشازحد مایکروسافت بر OpenAI سخن گفته است. با این وجود واقعیت بازار چیز دیگری میگوید. مایکروسافت به زیرساختهای ارتباطی گسترده برای گسترش خدمات ابری و هوشمصنوعی خود نیاز دارد و استارلینک نیز برای توسعه بازار جهانی به همکاری با بازیگران بزرگ سازمانی احتیاج دارد. این همافزایی منافع، دو شرکت را بهسمت همکاری سوق داده حتی اگر در سایر جبههها اختلافنظر وجود داشته باشد. جالب آنکه سال گذشته نیز مایکروسافت اعلام کرد نرمافزار ابری Foundry این شرکت از مدلهای هوشمصنوعی Grok، متعلق به شرکت xAI ماسک پشتیبانی میکند. این تصمیم در زمان خود بهعنوان نشانهای از رویکرد باز و پلتفرمی مایکروسافت تعبیر شد؛ رویکردی که به مشتریان اجازه میدهد از مدلهای متنوع هوشمصنوعی، صرفنظر از مالکیت آنها در بستر Azure استفاده کنند. اکنون همکاری با استارلینک نیز در همان چارچوب قابل تحلیل است: مایکروسافت میکوشد خود را بهعنوان ستون فقرات زیرساخت دیجیتال جهان تثبیت کند، چه در لایه اتصال و چه در لایه پردازش و هوشمصنوعی. از منظر کلان این همکاری را میتوان بخشی از رقابت بزرگتری دانست که میان قدرتهای فناوری برای تسلط بر زیرساختهای حیاتی قرن بیستویکم در جریان است. اینترنت ماهوارهای، رایانش ابری و هوشمصنوعی سه ضلع مثلثی هستند که آینده اقتصاد دیجیتال را شکل میدهند. وقتی مایکروسافت و استارلینک در یک پروژه مشترک گرد هم میآیند، در واقع این سه ضلع را بههم پیوند میزنند: اتصال از طریق ماهوارههای LEO، پردازش از طریق مراکز داده ابری و ارزشآفرینی از طریق مدلهای هوشمصنوعی.
همکاری مایکروسافت و استارلینک را باید نمونهای از عملگرایی استراتژیک در دنیای فناوری دانست؛ دنیایی که در آن رقبا میتوانند همزمان شریک باشند و اختلافات حقوقی لزوما مانع تعامل اقتصادی نمیشود. این ائتلاف نشان میدهد که در عصر اتصال فراگیر، زیرساخت بر هر چیز دیگری اولویت دارد و شرکتهایی که بتوانند زنجیره کامل دسترسی، پردازش و خدمات را کنترل کنند، برندگان اصلی خواهند بود. اگر پروژه کنیا با موفقیت پیش برود، میتوان انتظار داشت این مدل به سایر کشورهای آفریقا، آمریکای لاتین و حتی مناطق محروم در کشورهای توسعهیافته تعمیم یابد. در چنین سناریویی، همکاری میان ردموند و امپراطوری ماسک نهتنها به گسترش اینترنت جهانی کمک میکند بلکه نقشه رقابت در صنعت فناوری را نیز بازتعریف خواهد کرد؛ نقشهای که در آن اتحادهای مقطعی مهمتر از دشمنیهای دائمی هستند و آینده دیجیتال جهان بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات همین بازیگران بزرگ گره خورده است.
