دلایل حمله پاکستان به طالبان
جهان صنعت – کارشناس مسائل افغانستان گفت: تحولات اخیر صرفا به جغرافیای افغانستان و پاکستان محدود نمیشود بلکه کل منطقه را تحتتاثیر قرار میدهد.
محمدهاشم عصمتاللهی در تشریح دلایل شکلگیری جنگ میان پاکستان و طالبان افغانستان در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: حوادث اخیر و جنگ همهجانبهای که پاکستان در امتداد مرزهای افغانستان آغاز کرده، وارد مرحلهای بسیار وسیع و گسترده شده است. این جنگ نهتنها مناطق مرزی را در بر میگیرد بلکه حملات از سوی پاکستان به ولایات قندهار، خوست، ننگرهار و حتی کابل نیز گسترش یافته است. این نشان میدهد که جنگ ابعاد گستردهتری پیدا کرده و پاکستان بار دیگر وارد یک مرحله جدید از خطای استراتژیک شده است. به نظرم این اقدام پاکستان تجاوز به افغانستان و حاکمیت ملی آن کشور محسوب میشود. منظور از حاکمیت افغانستان، صرفا مساله طالبان نیست بلکه حاکمیت سرزمینی افغانستان بهعنوان یک کشور مستقل است. پاکستان با حملات هوایی و عملیات گسترده، حاکمیت سرزمینی افغانستان را هدف قرار داده است. این اقدام محکوم است و پاکستانیها باید بدانند که در قبال نقض حاکمیت افغانستان، تمامی اقوام این کشور، از جمله پشتونها، تاجیکها، ازبکها، هزارهها، ترکمنها، نورستانیها، قزلباشها و سایر اقوام، برای دفاع از سرزمین و حاکمیت خود سکوت نخواهند کرد.
وی ادامه داد: حملات پاکستان از چند جهت قابل توجه است؛ نخست اینکه پاکستان بارها امارت اسلامی طالبان را متهم کرده است که گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP)، جبهه آزادیبخش بلوچستان و حتی گروه داعش از خاک افغانستان و با حمایت طالبان فعالیت میکنند. این ادعاها در حالی مطرح میشود که مردم افغانستان گذشته را فراموش نکردهاند. مردم افغانستان بهخوبی به یاد دارند که چگونه جریانهای سلفی و تکفیری توسط پاکستان و با حمایت کشورهای غربی و برخی کشورهای حوزه خلیج فارس به افغانستان منتقل شدند. پاکستان در آن زمان به بهانه حمایت از جهاد افغانستان، نیروهای تکفیری را از کشورهای مختلف به افغانستان وارد کرد. این اقدام بخشی از یک طرح کلان بود که توسط آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای منطقه طراحی شده بود تا جریانهای سلفی و تکفیری از طریق پاکستان وارد افغانستان شوند. این در حالی بود که مردم افغانستان خود بهتنهایی در برابر تجاوز شوروی سابق قیام کرده بودند و نیازی به نیروهای خارجی نداشتند. کل ملت افغانستان در دفاع از دین، کشور و سرزمین خود متحد شده بودند و مقاومت آنان نیز نتایج موثری به همراه داشت.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: با این حال پاکستان در راستای استراتژیهای منطقهای خود و در هماهنگی با آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای منطقه، زمینه ورود این گروهها را فراهم کرد. این اقدام عملا به معنای خنجر زدن از پشت به جهاد افغانستان بود. در جریان جهاد و پس از آن نیز چهرههایی مانند اسامه بنلادن، ایمن الظواهری و دیگر عناصر وابسته به جریانهای افراطی، با تسهیل و حمایت پاکستان وارد افغانستان شدند. امکانات نظامی و لجستیکی پاکستان در اختیار این افراد قرار گرفت و این مساله موجب شد که ماهیت جهاد افغانستان دچار انحراف شود. از این رو، مردم افغانستان هرگز فراموش نخواهند کرد که پاکستان در مقاطع حساس تاریخی، نقش منفی ایفا کرده است. به همین دلیل پاکستان هیچگاه بهعنوان یک همسایه قابل اعتماد در ذهن مردم افغانستان جایگاهی نداشته است. از سوی دیگر تحولات اخیر صرفا به جغرافیای افغانستان و پاکستان محدود نمیشود، بلکه کل منطقه را تحت تاثیر قرار میدهد. یکی از مهمترین عوامل در این میان، نقش هند بهعنوان رقیب تاریخی پاکستان است. پاکستان و هند از زمان استقلال پاکستان همواره در تقابل با یکدیگر بودهاند و این رقابت تاریخی همچنان ادامه دارد.
وی افزود: در سالهای اخیر آمریکا و اسرائیل روابط خود با هند را بهطور قابل توجهی گسترش دادهاند. توافقهای نظامی، امنیتی و اقتصادی میان این کشورها به امضا رسیده و هدف از این همکاریها، اجرای یک استراتژی مهار دوگانه است. از یک سو آمریکا و متحدانش تلاش میکنند چین را از طریق ایجاد یک کمربند امنیتی در شرق و جنوب شرق آسیا مهار کنند. این کمربند شامل کشورهایی مانند هند، بنگلادش، میانمار، نپال، لائوس، تایلند، کامبوج، ویتنام و حتی تا تایوان امتداد مییابد. هند به دلیل جمعیت، موقعیت جغرافیایی و نفوذ منطقهای، نقش کلیدی در این استراتژی ایفا میکند و این در حالی است که نزدیکی هند به آمریکا و اسرائیل میتواند تاثیرات گستردهای بر موازنه قدرت در منطقه داشته باشد. از سوی دیگر، یکی دیگر از اهداف این استراتژی، اعمال فشار بر پاکستان و حتی تجزیه احتمالی آن، بهویژه در منطقه بلوچستان است. این مساله میتواند بخشی از یک طرح گستردهتر برای تغییر ژئوپلیتیک منطقه باشد و در صورت تحقق چنین سناریویی، پیامدهای آن نهتنها پاکستان بلکه کل منطقه، از جمله ایران، چین و روسیه را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
عصمتاللهی گفت: پاکستان همواره با افغانستان و هند اختلافات جدی داشته است. اختلافات مرزی، رقابتهای تاریخی و تلاش پاکستان برای تاثیرگذاری بر ساختار سیاسی افغانستان، بخشی از این چالشها بوده است. پاکستان هیچگاه تمایل نداشته است که یک دولت قدرتمند و مستقل در افغانستان شکل بگیرد زیرا چنین دولتی میتواند نفوذ پاکستان را محدود کند. تحولات اخیر موجب نگرانی قدرتهای منطقهای مانند چین، روسیه و ایران نیز شده است. این کشورها بهخوبی آگاه هستند که بیثباتی در افغانستان میتواند کل منطقه را با بحران مواجه کند. در صورت تشدید تنشها و هدف قرار گرفتن رهبری طالبان توسط پاکستان، پیامدهای بسیار خطرناکی محتمل خواهد بود. یکی از مهمترین پیامدها، تقویت گروه داعش خراسان است. در صورت تضعیف طالبان، خلأ قدرت ایجاد خواهد شد و این خلأ میتواند توسط گروههای تروریستی مانند داعش پر شود. براساس گزارشهایی که از سوی منابع مختلف، از جمله وزارت دفاع روسیه منتشر شده است، در حال حاضر بیش از ۲۰گروه تروریستی در افغانستان فعال هستند. این گروهها میتوانند از شرایط بیثباتی برای گسترش فعالیتهای خود استفاده کنند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، افغانستان وارد یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ خود خواهد شد. این بحران نهتنها افغانستان، بلکه پاکستان و کل منطقه را تحتتاثیر قرار خواهد داد. بیثباتی در افغانستان میتواند به گسترش تروریسم در سراسر منطقه منجر شود و امنیت کشورهای همسایه را نیز تهدید کند. در مجموع به نظر میرسد که منطقه با یک پروژه گسترده بیثباتسازی مواجه است. این پروژه میتواند منجر به تغییرات ژئوپلیتیکی گسترده در شرق و جنوب شرق آسیا شود. پیامدهای این تحولات میتواند بسیار خطرناک باشد و کل منطقه، از آسیای مرکزی تا جنوب غرب آسیا را در بر گیرد. بنابراین وضعیت کنونی یک پدیده جدید و بسیار حساس است که میتواند آینده منطقه را بهطور اساسی تحتتاثیر قرار دهد. ادامه این روند میتواند بحرانهای گستردهتری ایجاد کند و پیامدهای آن برای تمامی کشورهای منطقه بسیار جدی خواهد بود.
